تبليغاتX
ماه شب چهارده

ماه شب چهارده
 
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار > < که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم

باز باران با ترانه

 مي خورد بر بام خانه

    يادم آيد كربلا را    

  دشت پر شور و نوا را
گردش يك روز غمگين

گرم و خونين

 لرزش طفلان نالان 

  زير تيغ و نيزه ها را


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

امام حسين(ع) سر سلسله شيدائيان عشق است

 شيدائی را به هر کسی نمی بخشند

 

شيدائی  پاداش از خود گذشتگی است

 شهدا کليد داران کعبه شيدائی هستند و کعبه شيدائی کربلاست...



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام بي صلاحيت، خوبي؟
من عمراً اگر خواسته باشم به فرد بي صلاحيتي مثل تو نامه بنويسم. راستش امروز نامه يي نوشته بودم باقلوا. اما دوستان گفتند فتيله را پايين بکش، ما هم کشيديم پايين فتيله را. حالا در اين سرماي استخوان سوز و با اين فتيله پايين، فقط مي شود براي توي بي صلاحيت نامه نوشت. بي صلاحيت، خوب گوش کن چه مي گويم. گفته اند که بي صلاحيت ها ثبت نام نکنند. خوب گفته اند. خوشم آمد. آخر ضايع، تو الان ثبت نام مي کني صلاحيت هم که از قيافه ات پيداست نداري، بعد به سلامتي، بي حرف پيش، رد مي شوي، آن وقت ننه من غريبم درمي آوري. خب از اول اين کار را نکن. ببين مثلاً به معتاد مي گويند سيگار نکش. چون که همه چيز از همين سيگار کشيدن شروع مي شود، بعد طرف معتاد مي شود. تو هم بدان که همه چيز از اين ثبت نام بي صلاحيت هايي مثل تو شروع مي شود، بعد طرف معتاد مي شود، نه، رد صلاحيت مي شود که البته خيلي با اعتياد فرقي ندارد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام وزير ارشاد، دمت گرم،
جانا سخن از زبان ما مي گويي. من خودم مدتها است در اين نامه هايم و در همين ستون پستخونه دارم همين حرف هايي را مي زنم که تو زده يي. «احسنت، احسنت/ برادر صفار رو احسنت» واقعاً خوب گفته يي که اين رسانه هاي منتقد «بديهيات را انکار مي کنند.» من خودم اول اعلام مي کنم که بي خود انتقاد مي کنند. چه کاريه اصلاً و در ثاني بي خود مي کنند انتقاد مي کنند. واقعاً چه کاريه اصلاً؟ مي دانم که اينها بديهيات را منکر شده اند. چند بار به آنها گفتم عزيزان من هيچ شهري گاز قطع نشده. مديريت در اين زمينه امسال عالي بوده. هي اينها بديهيات را انکار کردند، الکي و به دروغ و برخلاف بديهيات اسم چندين و چند شهر را رديف کردند که نمي دانم گازشان قطع است و از اين نشر اکاذيب ها، هي من گفتم اگر گاز نداريد خب به جاش نفت آمده وسط سفره هايتان، هي در جواب من پرت و پلا گفتند که خودت مي داني چه گفته اند. وزيرجان، بديهيات را اينها منکر مي شوند و به دروغ (دروغ ها) مي گويند مسکن گران شده، روغن گران شده، کوفت و زهرمار گران شده... خجالت هم نمي کشند اين منکران بديهيات.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام تيم ملي، ايول،
تيم ملي از تو توقع نداشتم. جداً از تو هيچ توقع نداشتم که در اين روزهاي حساس و در حالي که ثبت نام براي انتخابات مجلس شروع شده و مطبوعات خفقان ايجاد مي کنند و دانشجويان بدون کارت در دانشگاه ها تردد مي کنند و هر لحظه يک دستي از يک آستيني بيرون مي آيد و يک کاري مي کند، تو هم بيايي و مقابل تيمي از کشور آلمان اينطور در استاديوم آزادي شکست بخوري. من گمان مي کنم تو هم با منتقدين غيردلسوز دستت توي يک کاسه است وگرنه چرا به يک تيم آلماني باختي مثلاً به تيمي از ونزوئلا يا کشور عزيزي که جديداً بعد از مدت ها تلاش روابطمان را با آنها گسترش داديم (جيبوتي) نباختي؟
ببين تيم ملي، اگر با اين کارها مي خواهي به اهداف شوم خودت برسي و بر فرض يک مربي مثل اين آرتو مارتور (که دوستان آگاه ما مي گويند يک جوري است که هيچ کس در ايران آنجور نيست،) بيايد و مربيگري را به عهده بگيرد سخت در اشتباهي. ما قطعاً نخواهيم گذاشت اين اجانب، اين... اين چه نتيجه يي بود آخه؟ دو - هيچ، اونم پيش تيم آخر جدولي آلمان؟ آخه چه انتظاري داشتين، توقع داشتين مردم بيان استاديوم آزادي فقط تماشا کنن که از اون بالا کفتر ميايه.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام کسي که مي خواهي ثبت نام کني، خوبي؟
مي بينم که به سلامتي ثبت نام مي کني. اين نامه را نوشتم تا پيش از آنکه دست به اين اقدام بزني، روشنت کنم. ببين ثبتي جان (اسمت طولاني است، از اين به بعد اين طوري صدايت مي کنم) قربان آن دل خجسته ات بروم، فکر کردي ثبت نام کني ديگر حل است؟ نه عزيز من، نه ثبتي جان، اول به من بگو ببينم در بچگي هايت لات هاي سرکوچه به تو حرف بدي نزده اند که با اهداف عمومي ما و نبود يک جور آدم هاي به خصوص در ايران، منافات نداشته باشد؟، يعني چيزي به تو نگفته اند که بعدها بشود اتهامي را که بعضي دوستان الان به آرتور جرج وارد مي کنند، به تو وارد کرد؟ همه چيز در اين زمينه به همين وارد کردن مربوط مي شود گويا.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

فرا رسیدن ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حسین ابن علی(ع) تسلیت باد.

 

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام سعيد، خوبي؟

سعيد اين حرفا چيه مي زني تو؟ از قديم گفته اند آدم از يک سوراخ دو بار گلوله نمي خورد، منظور از اين ضرب المثل اين است که شما يک حرف هايي مي زني بعد يک برادر سعيد ديگري پيدا مي شود تصميم مي گيرد به شما راهکار ارائه کند، بعد اين راهکار را خيلي سفت ارائه مي کند شما دهنت... دهنت به شدت درد مي گيرد ها، سعيد جان، دوره آن صحبت ها و دموکراسي و بي نظير بوتو و دانشجوي بدون کارت ديگر گذشته باور کن. اين حرف ها را نزن. يعني چه که گفته يي «صلاحيت کانديداها بايد احراز شود اما از طرف مردم نه کس ديگر.» ديگه چي؟، پس فردا بيا «صبح امروز» را هم دوباره منتشر کن، ديگه. پايين و بالا را هم چانه زني کن و برو جلو ديگه. قدم بعدي ات چيه؟ آدامس؟ سينما؟ بگو، اعتراف کن سعيد، ببين سعيد حجاريان، صلاحيت کانديداها را اگر بگذارند به عهده مردم و پس فردا اگر زبانم لال، خداي نکرده، خاتمي يي، چيزي از صندوق آمد بيرون، آن وقت تو پاسخگو خواهي بود؟ چيه؟ چرا ساکت شدي؟ اين بي تربيتي ها يعني چه که احراز صلاحيت کانديداها با مردم است. الان اين حرف را مي زني، بعد مي گويي مردم سالاري بعد خواهي گفت؛«مردم، مردم، دل من شد اسيرش/ مردم، مردم اونو از من نگيرش» همين مان مانده فقط. گاز زمستان شهرها نيست که چيز بي اهميتي باشد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام مرحومه بي نظير بوتو!

خدا رحمتت کند اما با وجود اينکه دستت از دنيا کوتاه است من نمي توانم همراه اين دلسوزي هاي رايج بشوم و جهت تنوير همه جاي افکار عمومي بايد در اين نامه عرض کنم که تو يک آدم اهل دموکراسي و اينجور بي تربيتي ها بودي و اينها کار درستي نبود.من اطلاع واثق دارم که يک شاعري در مورد تو گفته بود «چشم خمار هزار هزار ديدم/ صورت زيبا بي شمار ديدم/ رهزن دل قطار قطار ديدم/ اما تو بهترين بودي بي نظيرم دلپذير.» و اين ابيات نشان مي دهد که يا آن شاعر يک آدم گمراه دموکراسي طلب و جامعه مدني و راي مردم و آزادي چيز خوبيست و... اينها بوده يا تو يک مشکلي داشته يي که چون مرده يي با اين بخش دوم عجالتاً کاري ندارم.ببين بي نظير بوتو اين درست نبود، اين اصلاً درست نبود که تو پيش از انتخابات هي اين ور بروي سخنراني کني، آن ور بروي سخنراني کني و هي بحث هاي انتخاباتي کني و هي از آزادي و دموکراسي حرف بزني و طفلک اين دوست ما پرويز مشرف هم هي هيچي نگويد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

سلام عادل!
نه، چه سلامي چه عليکي؟ اين چه کاري بود فردوسي پور؟ سرانجام دست آدم هاي معلوم الحال از آستين تو درآمد، آن هم به چه بلندي. (خب البته اين به دست بسيار بلند تو مربوط مي شود.) عادل فردوسي پور ماهيت تو بر ما عيان شد. سرانجام آن شب در آن ساعات از نيمه شب، تو و صفايي فراهاني نشان داديد که چه کاره هستيد، من با ديدن آن صحنه ها عرق شرم بر پيشاني ام نشست. باور کن خجالت کشيدم. فردوسي پور تو خجالت نمي کشي اين صفايي را مي آوري تا آن حرف هاي بي منطق را بزند؟ اصلاً چه معني دارد وقتي معاون سازمان تربيت بدني مي گويد نامه يي را امضا نکرده او خودش را لوس کند، نامه را فرو کند توي چشم دوربين که مثلاً امضاي برادر کيومرث هاشمي را نشان بدهد، جلف، فردوسي پور، نه، نه، اين قرارمون نبود، تو باعث شدي اين دوست گرامي ما آقاي آخوندي سخنگوي سازمان تربيت بدني بيايد جلوي چند ميليون نفر بگويد چون تا دو هفته ديگر رئيس جديد فدراسيون بايد مشخص شود حالا دوستان زحمتکش ما دنبال انتخاب سرمربي تيم ملي نيستند. فکر کردي خيلي زرنگي عادل؟ ما از پشت پرده خبر داريم.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

گفتم:چقدر احساس تنهایی می‌كنم 

 گفتی:  فَإِنِّي قَرِيبٌ من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) 

 گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم 

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

 هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵

 گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ  دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) 

 گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی 

 گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْه پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰)  

گفتم: با این همه گناه آخه چیكار می‌تونم بكنم؟      

 گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ  مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) 

 گفتم: دیگه روی توبه ندارم 

گفتی:اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ  خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) 

 گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  

 گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعً خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 

 گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!   توبه می‌كنم 

 گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) 

 ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     

 گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ  خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ 

 گفتی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) 

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى  مى جوشد، كوثرى است كه فنا بر نمى دارد، افقى است  بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

عید غدیر خم

  • راستشو بخواین ما عاشقاى حضرت امیر توى تمام عیدا و شادى‏ها از همه بیشتر دلمون به یه عید خوشه یعنى با یه عیده كه خیلى صفا مى‏كنیم و اون عید غدیره، این عید غدیر چند تا ویژگى عمده دارد، اول این‏كه بر پیشانى نورانیش نام مولا ثبت‏شده، دوم این‏كه تمام تاریخ هزار و چهارصد ساله شیعه توى این روز رقم مى‏خوره و سوم و چهارم و پنجم و... این‏كه ما شیعه‏ها توى این روز مست مى‏شیم مست از صهباى غدیر خم، مست از نام على، مست از لطافت چشمان با طراوت مردى كه تپش قلب ما شیعه‏ها با نبض ملكوتى اون كوك مى‏شه، یا على مدد.
  • همه جمع شده بودند دریایى از مردم دور تا دور اقیانوس چشم‏هاى پیامبر موج مى‏زد تا چشم كار مى‏كرد نگاه‏هایى بود كه بر لب‏هاى یاقوتى پیامبر دوخته شده بود. ابرها هم گوش مى‏كردند صداى بال فرشته‏ها هم موسیقى متن این صحنه جاودانه بود ناگهان سكوت همه جا را گرفت:

       « من كنت مولاه فهذا على مولاه‏ »

   صداى دف بود و هلهله كه زمین و زمان رو پر كرده بود. از دست‏هاى روشن پیامبر كه بازوان سبز مولا رو به سمت آسمان كشیده بود خطى نورانى به سمت ابدیت كشیده شده بود. همه چشم‏ها تصویر بزرگ‏ترین رخداد تاریخ‏رو ثبت مى‏كرد سلمان و ابوذر درپوست‏خودشون نمى‏گنجیدن،  تمام سختى‏ها آسان شده بود. چقدر دنیا قشنگ بود رنگین‏كمانى از عشق سرتاسر غدیر خم‏رو پر كرده بود خیلى از چشم‏ها بودن كه تاب تحمل دیدن نورانیت این لحظات رو نداشتن اما هر چى بود عشق بود و عشق بود و عشق.

  • شاید باورتون نشه اما اونقدرى كه این عید در زندگى ما تاثیر داره شاید هیچ اتفاق دیگرى نتونه این‏قدر مسیر زندگى مارو تغییر بده.از غدیر خم اونچه باقى مونده عشق به ولایت، شاید این تعبیر بد نباشد كه بگیم خدا هم تمام بعثت پیامبران‏رو خصوصا رسالت‏حضرت محمدصلى الله علیه وآله رو در گرو این اتفاق قشنگ گذاشته.غدیر حادثه‏اى است كه كمال دین در گروه اون یعنى از حضرت آدم تا پیامبر خاتم همه و همه براى اعتلاى یك دین الهى كوشش كردند و این دین تنها وقتى كامل مى‏شه كه تجلى دستان على در دستان پیامبر آسمان و زمین رو روشن كنه. خلاصه اون لحظه‏اى كه دستان على آسمون شكافت 124 هزار پیامبر ثمره تلاش‏ها و سختى‏هاشون چشیدند و این لحظه چقدر زیبا و دوست داشتنى است.


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

چند روزی است که قلیان­ها از سطح شهر تهران و کافه­ها و تفریح­گاه­ها جمع­آوری شده است. وزارت بهداشت و نیروی انتظامی در یک همکاری مشترک بر این مهم نظارت دارند و همکاری می­کنند. مبارزه­ی نرم با استعمال دخانیات مثل سیگار، بدون دخالت پلیس در همه دنیا مرسوم است؛ اما در عوض در همه­ی دنیا جوانان امکانات تفریحات مختلف را دارند. در شرایط فعلی کشور که اکثریت جامعه را جوانان تشکیل می­دهند، و ده­ها دلیل برای نیاز این جامعه به تفریح وجود دارد، گستردگی افسردگی­ها در نسل جوان، یأس و ناامیدی نسبت به آینده، گرانی مسکن و مشکل شدن ازدواج و طبعاً کم شدن امید به زندگی، محدودیت­های فوق­العاده برای حضور و رفت و آمد در شهر، مشکلات کنکور دانشگاه­ها و اخیراً مشکل گزینش در دانشگاه­ها، بخشی از زندگی عمومی نسل جوان است که شاید تفریح کوچکی بار آنان را برای مدت کوتاهی تقلیل دهد. دولت وظیفه دارد که برای چنین جامعه­ای امکان تفریح را فراهم کند. این لطف نیست، یک وظیفه است. در شرایطی که این وظیفه به کلی فراموش شده، عده­ای از دست­اندرکاران حکومتی فقط به محدود کردن اندک تفریح ممکن اقدام می­کنند. مبارزه با قلیان کشیدن در کنار رودخانه­ای یا در رستورانی، مبارزه با دخانیات و عملی برای حفظ سلامت جامعه تلقی نمی­شود؛ این کار مبارزه با حداقل تفریحی است که جامعه می­تواند داشته باشد. آلودگی­های هوای تهران به مراتب بیشتر از چند پک قلیان به سلامت آدم­ها آسیب می­رساند. وفور مواد مخدر در شهر کار خطرناکی است که هر روز گسترش می­یابد. . دولت اگر به مسائل جامعه به طور همه جانبه می­نگریست و برای آرامش و تفریح نسل جوان احترام قائل بود،  حداقل تفریح را سامان و گسترش می­داد تا برای ارضای حداقلی نیاز جوانی جامعه چاره­ای اندیشیده باشد. تا به جوانان حرمتی قائل شود. کم کردن اشتیاق به دخانیات البته کار مثبتی است ولی تفریح باید جدی گرفته شود.

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309169



نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

 نويسنده : ابراهیم رها

اعتماد:
الهام جان سلام، خوبي؟

اين چه کاري بود آخه الهام؟ چرا رفتي دانشگاه؟ لااقل قبلش يک تلفني به من مي زدي تا به تو مي گفتم اين دانشجوها که حتماً کارت دانشجويي هم ندارند، چه جور آدم هايي هستند. خوب کردي از فضاي سياسي آن دانشگاه انتقاد کردي. مگر دانشگاه بايد فضايش اين قدر سياسي باشد؟ بگذار وسط نامه تو چهار کلمه هم به اين دانشجويان بگويم؛ اي دانشجو، اي گمراه، اي تحصن، تو چرا اين قدر فضايت سياسي است؟ چرا سوال سياسي از الهام ما پرسيدي؟


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

در کنکور سراسری سال 86 در حدود 57 درصد پذیرش به دانشگاه پیام نور مربوط می شد که اگر به این تعداد فراگیر را نیز اضافه کنیم، آمار ظرفیت دانشجویان در این دانشگاه بیش از این درصد خواهد شد که نگران کننده است.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

وبنوشت:دیشب با آقای خاتمی و جمعی از دوستان ترک کابینه آمدیم تبریز. در بین راه از یکی از نمایندگان تبریز چند لغت ترکی یاد گرفتم. برف می آمد. موقع پایین آمدن از هواپیما گفتم: چخ شخته دَه. در بین راه خلبان از آقای خاتمی خواست برود در کابین. وقتی آقای خاتمی داخل کابین بود هواپیما چند تا تکان خورد، به دوستان گفتم: وای مثل اینکه آقای خاتمی پشت فرمان نشسته. خوشبختانه چنین نبود.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدحسن خميني گفت: اگر بپذيريم محتاج اجتهاد در متون انقلاب هستيم، تفسيرهاي مختلف از انديشه‌ي حضرت امام(ره) نه تنها مضر نيست، بلكه به اعتقاد من، انحصاري كردن امام(ره) در يك نوع نگاه و قرائت و پذيرش تفسيري رسمي و انحصاري از انديشه ايشان، امري بسيار خطرناك است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، سيدحسن خميني كه در ديدار جوانان حزب اعتدال و توسعه سخن مي‌گفت، اظهار داشت: نبايد گذاشت انديشه‌ي امام تنها از سوي يك نهاد رسمي يا با يك قرائت خاص ارائه شود، بلكه همه‌ ‌بايد بتوانند تفسيرهاي مختلف خود را از انديشه ايشان داشته باشند؛ زيرا در اين صورت اين انديشه پويايي خود را حفظ خواهد كرد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

 نويسنده : ولي‌ا... شجاع‌پوريان

اعتمادملي: تاكنون روند تنظيم سند بودجه ساليانه چنين بوده است كه دولت، بخشنامه و بودجه سال آينده را در تابستان قبل ابلا‌غ مي‌كرد و از دستگاه‌هاي اجرايي خواسته مي‌شد بودجه سال آتي خود را در چارچوب بخشنامه ابلا‌غي تهيه و به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ارسال نمايند.
سازمان نيز در تعامل تنگاتنگ با دستگاه‌ها، پيش‌نويس بودجه را تهيه مي‌كرد. اين پيش‌نويس پس از بررسي در كميسيون حل اختلا‌ف مركب از معاون اول رئيس‌جمهور، رئيس سازمان و وزير ذيربط، به هيات دولت رفته و پس از تصويب در دولت، سرانجام تقديم مجلس مي‌گرديد. اين روش كه به سال‌هاي پيش از انقلا‌ب برمي‌گردد و متاثر از تجربه جهاني است، مبناي تصويب بودجه كشور است. ترديدي در وجود اشكالا‌ت احتمالي روش كنوني بودجه‌نويسي نيست. در ماده 138 قانون برنامه چهارم توسعه كشور نيز سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مكلف شده است در خصوص اصلا‌ح نظام بودجه‌نويسي اقدامات بايسته را انجام دهد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی

 نويسنده : مرتضی الویری

اعتماد: تصميم روز گذشته بانک مرکزي در زمينه انتشار اسکناس ده و پنجاه هزار توماني، مي تواند حرکتي ميمون و مبارک در حوزه سياست هاي پولي به حساب آيد. اين امر نشان مي دهد که بانک مرکزي درصدد شکستن سنت هاي غلط و اتخاذ تصميمات جديد براي مقابله با شرايطي است که در اثر بي توجهي به قانونمندي هاي شناخته شده اقتصادي گريبانگير کشور شده است. خوشبختانه بر خلاف اين ذهنيت غلط که چاپ اسکناس درشت تورم زاست، قائم مقام بانک مرکزي از آن به عنوان يک حرکت ضدتورمي که نقدينگي را تحت کنترل درمي آورد، نام برد. در واقع مطلب اين است که هيچ دليل علمي بر اينکه اسکناس درشت تورم زا باشد يا موجب کاهش ارزش پول ملي شود، وجود ندارد زيرا اين اقدام نه موجب افزايش نقدينگي مي شود و نه موجب افزايش سرعت گردش پول. حتي برعکس از نظر رواني، مردم براي خرج کردن پول درشت تمايل کمتري از خود نشان مي دهند.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم دی 1386 توسط ابوالفضل امکانی
درباره وبلاگ

آن خطاط سه گونه خط نوشتی
یکی را خود خواندی و لا غیر
یکی را هم خود خواندی و هم غیر
یکی را نه خود خواندی و نه غیر
آن[خط سوم]منم.....................
شمس تبریز



بعضی کاتب وحی اند
و بعضی محل وحی
جهد کن تا هر دو باشی
هم کاتب وحی باشی
و هم محل وحی خود باشی

emkani_abolfazl@yahoo.com
Blog Skin