پذیرفته شدن استعفای آقای علی لاریجانی از دبیری شورای امنیت در عرصه سیاسی یکی از پر اهمیت ترین اتفاقات در شرایط فعلی کشور است. آقای لاریجانی که خودش در دوران دبیری آقای دکتر روحانی عضو شورای امنیت ملی بود و به روند گفت و گوهای هسته ای گذشته منتقد و در یک اظهار نظر تاریخی در همان ایام اعلام کرده بود که ما درّ غلطان داده ایم و شکلات گرفته ایم، اکنون خود نمی تواند کارش را ادامه دهد.
ادامه مطلب
دیروز جلسه ای برای آشنایی با دین مندائی در مؤسسه گفت و گوی ادیان برگزار کردیم. قبل از جلسه کلی آدم زنگ زدند که در ترافیک غیر عادی دیروز که در سطح شهر به ترافیک پوتین معروف شده بود، گیر کرده اند و نمی توانند شرکت کنند.
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309051
ادامه مطلب
امروز:رييس جمهور سابق كشورمان گفت: معتقدم در همة مواردي كه در آن خطاب به ملت و گذشته شده و يا مطالب نادرستي كه به مردم بيان ميشود، بايد در ازاي اراية آن ، ميزگرد گذاشته و مناظره يا بحث شود تا مردم غافل نمانند.
ادامه مطلب
مدیرعامل موسسه بین المللی گفت وگوی فرهنگها و تمدنها متضررین اصلی ایده گفتوگوی تمدنها را افراطیون و تندروها چه در تل آویو و چه تهران دانست .
ادامه مطلب
نوروز: با پذیرفته شدن استعفای «علی لاریجانی» از شورایعالی امنیت ملی، به نظر میرسد دوره تازهای در روند مذاکرات هستهای ایران آغاز شده باشد. البته همانطور که سخنگوی دولت در مصاحبه هفتگی روز شنبه خود با خبرنگاران بیان داشته، سیاست هستهای ایران مسالهای است که در سطح کلان تصمیمگیری میشود و افراد چندان در آن تعیینکننده نیستند. اما تغییر روند پرونده هستهای ایران پس از رفتن دولت خاتمی و آمدن احمدینژاد و نیز تمایزات موجود میان علی لاریجانی، حسن روحانی و احمدینژاد را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
ادامه مطلب
به نوشته اعتماد ملي، نام ايران از فهرست صفحات ثبتنام ياهو حذف شد. ياهو، نام ايران را از فهرست صفحات ثبتنامش حذف كرده، بدين معني كه وقتي بهعنوان يك ايراني بخواهيد در گوشهاي از دنيا ثبتنام كنيد و شناسهاي مجازي براي خود بسازيد، با نام هر تكه خاكي برخورد ميكنيد، غير از ايران.
اعتماد: فرمانده توپخانه و موشک هاي نيروي زميني سپاه با اشاره به شناسايي دقيق اهداف و پايگاه هاي دشمنان گفت؛ در اولين دقيقه هر تهديد عملي دشمن، نيروي زميني سپاه 11 هزار راکت و گلوله به مواضع مشخص شده متجاوز شليک مي کند.
ادامه مطلب
اعتماد:« وزيران دارايي و روساي بانک هاي مرکزي گروه هفت کشور صنعتي جهان براي اولين بار طي دو دهه گذشته ايران را توبيخ کردند و از بانک هاي سراسر جهان خواستند نسبت به خطرات ناشي از انجام فعاليت هاي بازرگاني با جمهوري اسلامي هوشيار باشند،»
ادامه مطلب
تلاش شايستهي مجمع زنان اصلاحطلب، احزاب و گروههاي سياسي و زنان فرهيخته كشور را در برپايي نشست «زنان و مشاركت سياسي» صميمانه ارج ميگزارم و آن را گامي مهم در روند شكلگيري و توانمندي جامعهي مدني در كشور ميدانم.
ادامه مطلب
نوه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي ايران گفت: اگر نيروهاي نظامي بخواهند براي هميشه با دلهاي مردم پيوند برقرار كنند، بايد سعي كنند خود را درگير و روبهروي هيچ قشري از مردم قرار ندهند و با همه مثل پدر رفتار كنند.
ادامه مطلب
مصطفی درایتی مشاور سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری،انتقاد تند اخیر «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت نهم از طرح گفتوگوی تمدنها را «فرافکنانه» و برای «توجیه ناکارآمدی و ضعف شدید دولت کنونی در اداره کشور چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی» دانست.
ادامه مطلب
تولدت مبارک
رمضان، اگر چه ماه عبادت است و توفیقات معنوی آن در حال پایان است، ولی در کنار پایان یافتن رمضان، تمام شدن سریال های پر حادثه امسال تلویزیون هم البته سخت است! سریال های تلویزیونی ماه رمضان امسال به طور نسبی توانسته بود مردم را پای تلویزیون بنشاند. این که رسانه ای بتواند مخاطب پیدا کند، به عقیده من اصلی ترین هدف رسانه است. رسانه ی بدون مخاطب اصلاً رسانه نیست. سریال طنز یک وجب خاک نسبت به سریالهای عادی شبکه سه ضعیف تر بود. حوادث قابل توجهی نداشت و گویا در هر برنامه ای تازه تصمیم گرفته می شد که چه اتفاقی بیفتد. در شبکه یک سیما سریال اغماء پخش می شد که مثل سریال های مشابه دیگر که در این چند ساله باب شده شیطان ظهور پیدا کرده بود و این امکان را می داد که بدون موبایل با هر کسی می توانست ارتباط برقرار کند این به تصویر کشاندن شیطان و فرشته و اظهار نظر در مسائل ماورائی و غیب که در فیلم های سینمائی و تلویزیونی دنیا نیز سابقه دارد، کار مناسبی برای تلویزیون ایران نیست. رمز و راز دار بودن و مبهم ماندن مسائل ماورائی، خودش هدف اعتقاد به آنهاست. فیزیکال کردن این رمز و رازها خیلی به اعتقادات دینی آسیب می رساند..بزرگانی از علمای دین هم به همین دلیل به این سریال خرده گرفته بودند. شبکه پنج سریالی با نام شکرانه ساخته بود که برای تنوع و شاید تلطیف خاطر مخاطب نیمی از آن را در تاجیکستان ضبط کرده بودند تا هنرپیشه های زن بی حجاب هم جزء سریال شوند. معروف ترین و پرجنجال ترین سریال های ماه رمضان میوه ممنوعه بود که حواشی آن به خصوص از وقتی پیرمردی در قامت و سن و سال علی نصیریان با نام حاج یونس فتوحی دل به دختر جوانی در قامت و سن و سال هانیه توسلی با نام هستی بست و روح و ایمان و آبرو و خانواده را در گرو آن گذاشت، دیدنی تر و بامزه تر شد. شاید به خاطر روحیه طنز پرداز ایرانی، به خصوص در مسائل جنسی بخشهای پایانی این سریال بیشترین انواع طنز اس ام اسی را به خودش اختصاص داده باشد. اس ام اس هایی با محتوای گمانه زنی برای آخرین شرط هستی و طرح تعویض اتومبیلهای فرسوده و شرکت هایی که حاج فتوحی تاسیس کرده. اس ام اس ها برای ماجرای ازدواج حاجی فتوحی که بی شباهت به آقای حاجی در فیلم دنیا نبود، نشانه ی پرمخاطب بودن این سریال بود. بازی های فوق العاده علی نصیریان، هانیه توسلی، امیر جعفری و گوهر خیراندیش در این سریال از بهترین بازی های آنان بود ک آن هم دلیل دیگری برای جذب مخاطب بود. اما به اعتقاد من کاری مثل ماجرای ازدواج مجدد حاج فتوحی و به هم ریختن خانواده ای آرام، تنها تشابهی با داستان های سده های قبل تاریخ ایران و یا کشورهای عربی دارد، ولی در فضای فعلی کشور که از یک سو زنان و دختران در معرض تشویق مردان به ازدواج مجدد قرار گرفته اند و از سوی دیگر در سطح قابل قبولی چند همسری – لااقل در جوامع شهری – منسوخ شده و کمتر مرد و زنی از چند همسری استقبال می کنند، حاج فتوحی الگوی مخربی می توانست باشد که نه تنها به تقویت بنیان خانواده کمک نمی کرد بلکه می توانست فعال شدن الگوی نامتجانسی را به جامعه تزریق کند. البته اشکال عمومی سریالهای امسال این بود که ماجراهای 4 تا سریال خیلی موارد مشابه داشت.شاید اگر مدیران بالای صدا و سیما قبلاً سناریوی همه این ها را یک جا می دیدند، جلو تکرار بسیاری از سوژه ها را می گرفتند. در چارت سازمانی تلویزیون معاونت سیما پیش بینی شده که کارش باید این هماهنگ سازی ها باشد. در هر حال از دست اندرکاران صدا و سیما باید تقدیر کرد که شبهای رمضان را دیدنی کردند!
امروز، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: در جريان انتخابات، تشخيص صلاحيتها بايد در حد قانون باشد؛ من هم به اين قانون اشكالاتي دارم اما بايد قانون ملاك قرار گيرد. رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام طي سخناني در مراسم افطاري با خبرنگاران گفت: امروز بشر با امكانات اطلاعرساني كه در اختيار دارد، آگاهيهاي زيادي كسب كرده است و كمتر خبري است كه مايل به دريافت آن باشد اما نتواند آن را به دست بياورد... امروز ديگر نميتوان جلوي آگاهييافتن مردم را گرفت. اگر روزنامهاي را ببندند، روزنامهاي ديگر راه ميافتد و اگر سايتي بسته شود، سايت ديگري راه ميافتد و با كارهايي از قبيل پيامك، امروز اطلاعرساني جريان دارد... ارتباطات در جهان امروز طوري است كه كسي نميتواند سانسور كند و اگر كسي چنين كاري را انجام دهد تنها خود را بدنام كرده است.
باز هم دیشب افطاری دعوت بودیم؛ این بار با جمع دوستان قدیم که اکثراً از ارشادی های دوران وزارت اقای خاتمی بودند. میزبان هم مقام عالی وزارت آن روزها بود؛ همین آقای خاتمی خودمان. این همکاران دیروز دور هر کدامشان در جایی مشغول کار بودند. خیلی هاشان بازنشسته و بعضی ها هم مشغول همکاری با دولت فعلی. تعدادی از آنها هم به دیدار حق رفته بودند. در کنار میزها گعده های کوچک شکل گرفته بود که محتوای آن ها متفاوت بود. هنری ها، سیاسی ها، اقتصادی ها، هر کدام از منظر تخصصشان حرف میزدند. سخنران رسمی نبود. آقای دکتر معین روبروی آقای خاتمی نشسته بود و بعد از مدتها که همدیگر را ندیده بودند، داشتند گپ می زدند. طبعاً هادی خانیکی هم مثل همیشه کنار دکتر معین بود. پورنجاتی از عکسی که مجله ی شهروند از من چاپ کرده پرسید. این عکس در مراسم احیای حرم امام است که لحظه ی آخری که آقای ناطق داشت تمام میکرد از آقای بجنوردی که خیلی قشنگ قرآن را روی سرش گذاشته بود، در حال عکس گرفتن بودم که توسط عکاس ایسنا شکار شده بود. ایسنائی ها نیم ساعتی روی سایتشان گذاشته بودند و بعد به خاطر لطفی که دارند برداشته بودند. اما شهروندی ها چاپ کرده اند. گفتم با اینکه خیلی نامردی بود ولی نباید از مکافات عمل در این دنیا غافل شد، این همه عکس ریز و درشت از دیگران گرفتم، باید این عکس هم از من چاپ میشد. در جمعی که ما گعده تشکیل داده بودیم، به تناسب مشغولیت سیاسی ذهنی مان بحث حضور احمدی نژاد در دانشگاه و حوادث دیروز شد. یکی گفت در خبرها آمده: دانشجویان معترض را راه نداده بودند و گاز اشک آور زدند و درگیر شده بودند. در حالی که آقای خاتمی در حال احوالپرسی با مهمانها بود، در جمع کوچک ما این نکته مطرح شد که برای دفاع از زندانیان سیاسی که فقط پاسپورت ایرانی دارند و مثل دو پاسپورتی ها نیستند باید کاری کرد. دانشجویان و یا افرادی مثل هادی قابل و یا معترضان کارگری و یا دینی که در زندان هستند، اگر دو پاسپورته بودند آزاد شده بودند. فکر کنم اطرافیان آقای احمدی نژاد همچنان که خوب فهمیدند در کلمبیا چه آبرویی از ملت ایران رفت، خوب حس کرده اند که ماجرای دیروز دانشگاه تهران همه ی تبلیغات و قهرمان سازی های دانشگاه کلمبیا را درهم ریخت. استاد دارای پاسپورت آمرکایی در نیویورک کلی حق دارد جلو چشم جهان به بدترین شکل به رئیس جمهور ایران فحاشی کند ولی دانشجوی یک پاسپورتی ایرانی در محل دانشگاه خودشان و در کشوری که به قول آقای احمدی نژاد آزادترین کشور دنیاست حق دیدن و سؤال کردن از رئیس جمهور را ندارد! از اینکه سایتهای افراطی طرفدار دولت نوشته اند اینها دانشجونما یا اراذل و اوباش بوده اند، معلوم میشود خوب فهمیده اند که این ماجرا با کلمبیا مقایسه می شود.
من از اول ماه رمضان برای سخنرانی دعوت نشده بودم ولی دیروز هم انجمن اسلامی دانشگاه شریف برای پرسش و پاسخ رو در رو دعوت کرده بودند و هم سخنران کارگاه روزه در ادیان بودم. در دانشگاه که سیاست بود؛ بحث ها نسبت به گذشته، جدی تر و عمیق تر بود. از طرف گروه جوانان مؤسسه گفت و گوی ادیان هم دیروز کارگاه روزه در ادیان گذاشته بودیم. سر هر ۴ تا میز افرادی آمده بودند که از طریق تلفن و ایمیل ثبت نام و ورودی هم پرداخت کرده بودند. منظره زیبائی بود. هر یک از روحانیون یهودی، مسیحی، زردشتی و مسلمان ۲۰ دقیقه سر یک میز بودند و بعد جایشان را عوض میکردند. به طور خلاصه تاریخ روزه در دین خودشان را می گفتند: روزه در تقویم کلیسا ثبت شده و جزو آداب فقهی به شمار می رود. در اناجیل به وجوب روزه تصریح و روزه دار را ستوده و او را از ریا بر حذر داشته است. حضرت عیسی (ع) خود به روزه عملاً و قولاً توجه داشته و شاگردانش نیز پس از وی به امر روزه توجه داشته اند. در مسیحیت دو واژه روزه و پرهیز وجود دارد که بین این دو تفاوتی وجود دارد به این نحو که در ایامی که باید پرهیز را رعایت کرد، تنها از مصرف گوشت پرهیز می کنند ولی در ایام رعایت روزه همراه با پرهیز از گوشت غذای مصرفی و دفعات و وعده غذا هم محدود می شود. در یهودیت، واژه عبری برای کلمه روزه، لفظ صوم است؛ و روزه جزئی از مجموعه اعمالی است که یک یهودی برای ذلیل ساختن تن و رنجور ساختن آن انجام می دهد. در تورات برای اولین بار دستور تعنیت (روزه) برای روز کیپور (بخشش گناهان) در دهم ماه تیشری ذکر شده ولی روزه های دیگر تاریخ یهود با یادبود اتفاقاتی که در مسیر خرابی بیت المقدس (همیقداش) روی داد، مناسبت پیدا می کنند. روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا در دین زردشت به خاطر این که باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود، حرام می باشد. اما برای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات، زرتشتیان روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه از خوردن گوشت پرهیز می کنند این چهار روز متعلق به مانند Shivratri، Durga Puja و Saraswati Puja روزه می گیرند. زنان شمال هند در روزKarva Chauth هم روزه می گیرند. نحوه روزه بستگی به خود فرد دارد. ممکن است روزه، امتناع از خوردن و آشامیدن هر نوع غذا یا نوشیدنی برای مدت ۲۴ ساعت باچهار امشاسپند وهمن؛ ماه و گوش و رام، که از میان چهارپایان هستند، می باشد. در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود و روزه ظاهری وجود ندارد. هندوها معمولاً در روزهای ماه جدید و جشن هایی شد، اما بیشتر شامل نخوردن غذاهای جامد است و نوشیدن مقداری آب یا شیر مجاز است. هدف از این روزه، افزایش تمرکز در مدیتیشن یا عبادت برای تطهیر درون است و گاهی به عنوان دادن یک قربانی در نظر گرفته می شود. همه فرقه های اصلی بودیسم دوره هایی برای روزه دارند که معمولاً روزهای چهاردهم ماه و دیگر روزهای مقدس است. در آئین بودا، روزه به معنای خودداری از خوردن غذاهای جامد است، ولی استفاده از برخی مایعات مانعی ندارد. روزه بودائیان روشی برای پاک سازی است. برگه های کوچکی که شرح روزه در ادیان مختلف بود را هم به شرکت کنندگان دادیم. بعد از پایان جلسه افطاری مختصری همه افراد به اتفاق روحانیون خوردیم.
آدم ها معمولاً با کسانی که دوستند و هم نظرند و صمیمیتی با یکدیگر دارند، حرفی برای گفتن دارند و از بودن گپ و گفت و گو با آنها لذت می برند و حال می کنند. در این دنیای شلوغ فعلی به صورت طبیعی تنها قوم و خویش بودن دلیل هم صحبتی نمی شود؛ و روز به روز نهاد خانواده سست تر می شود. آموزه های دینی برای دید و بازدید با قوم و خویش ها، که آن را صله رحم می نامند برای جلوگیری از این آشفتگی خانوادگی است. در جمع قوم و خویشی حتی اگر هم صحبتی برای گفتن وجود نداشته باشد، اما انسان احساس نوعی صمیمیت و قوت قلب و آرامش پیدا می کند؛ آدم هایی که هیچ دلیلی برای مخالفت و نبودن در کنارت، در هیچ وقتی ندارند. سعی کنید که رابطه های خویشاوندی را حفظ کنید. وای رفتم روی منبر و پایین نمی آیم. دلیلش این است که جوگیر شده ام اساسی. دیشب برادر خانمم در قم ما را برای افطار دعوت کرده بود. قوم و خویش های زیادی که در قم دارم را دیدم و فضای قم هم عامل جوگیری من بود که در اول مطلب امروزم کلی نصیحت کردم. از رفتن به قم خوشحال شدم. هم به ملاقات برادرم رفتم و هم دید و بازدید قوم و خویشی.
عده ای از دوستانم در قم که مطالعات دینی و علمی تخصصی دارند، جایی گعده ی شبانه داشتند. با رفتن من، بحث جلسه زدن یک سایت گروهی شد. این ها در مباحث مختلف مورد نیاز ایران و دنیا تحقیقات دینی روشنفکرانه ای انجام داده اند که بعضاً در مجلات تخصصی منتشر شده و یا به صورت کتاب در دسترس است؛ اما در حوزه سایت و وبلاگ حضور ندارند. در مورد تفاوت متون علمی با وبلاگ نویسی صحبت کردیم. در میان آن جمع کسانی بودند که تحقیق های دینی جدی در مسائلی مثل: حقوق زنان، شبیه سازی، کنترل اولاد، تروریسم، خشونت و بی رحمی و مجازاتهای سخت دیگر داشته اند و نتایج خوبی برای راهگشایی در این مسایل از نقطه نظر عمیق دینی ارائه کرده اند . آن بحث ها که تخصصی است، نمی تواند در وبلاگ جمعی بیاید ولی اگر نتیجه این تحقیقات در یک وبلاگ جمعی ساده نویسی شود، بسیار می تواند مفید باشد. اگر این اتفاق شکل بگیرد و معلوم شود که صدای خشونت خواهان، صدای واقعی دین نیست، می تواند به صلح بین المللی کمک کند؛ زیرا بسیاری از این خشونت ها متأسفانه در داخل ایران و در سطح بین املل به نام دین و توسط مسئولان دینی صورت می گیرد.
امیدوارم این دوستان و همفکران فراوان دیگری که مباحث دینی را عمیق مورد توجه قرار داده اند، همت وبلاگی کنند.
یک سال پیش در یکی از جلسات عمومی، خانمی با چادر پیش من و عدهای از دوستان آمد و خواست که چیزی را به نام کمپین یک میلیون امضا را امضا کنیم. این اولین باری بود که از ماجرای کمپین مطلع شدم. زنانی که فعالیتهای سیاسی دارند و دنبال حقوق زنان هستند تصمیم گرفته بودند برای تغییر قوانین تبعیض آمیزعلیه زنان یک میلیون امضا جمع کنند. اسم این را کمپین گذاشته بودند؛ به معنای مبارزه. البته در طول یک سال گذشته که زنان در حال جمع کردن یک میلیون امضا بودند شرایط سختی را تحمل کردند. تعدادی دستگیر شدند و تعدادی تحت تعقیب قرار گرفتند. روند جاری کشور که به طور افراطی اعتقاد دارد کارهای جمعی مردمی و تشکیلات غیرحکومتی خطرناک است و تجمعهای مختلف صنفی و جنسیتی را برنمیتابند، طبعاً از اصل این کار جمعآوری یک میلیون امضا که خود به خود یک تشکل یک میلیونی هم خواهد شد ناراضی بودند و تا جائی که میدانم کارشکنی فراوانی شد. اکنون آنچه مهمتر از کمپین است، توجه بیشتر به حقوق زنان است. برای بسیاری از حقوقی که زنان دنبال آن هستند، فقها بهجای مباحث غیرضروری و تکراری میتوانند راه های شرعی را ولو از باب عنوان ثانوی پیدا کنند تا هم زنان به حقوق خودشان برسند و هم جامعهی عادلانهای داشتهباشیم. آنچه که مهم است این است که: زنان نباید برای به دست آوردن حقوق خود تنها باشند. در جامعهی مردسالار ما زنان بدون کمک و حمایت مردان نمیتوانند توفیق کامل داشته باشند. لایحهی حمایت از خانواده که اخیراً به مجلس رفته نگرانی زنان را افزونتر کرده است. در این لایحه مردان برای ازدواج مجدد نیاز به اجازه همسر اول ندارند و نیز در ازدواج موقت نیاز به ثبت آن در محضر نیست. هر دو نکته میتواند به صورت جدی بنای خانواده را سست کند و راه را بر مردان مسئولیت نشناس و هوسران باز کند. اگر مردان در این مسائل به جامعه فعال زنان کمک نکنند، به همهی جامعه آسیب وارد می شود. خدا کند نمایندگان مجلس و بهخصوص اقلیت آن اهتمام کنند و با عدم تصویب این بندها رفع نگرانی از جامعهی خانواده مدار ایرانی کنند.
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308999
من منظره ی جوانانی که شبهای احیا و یا عاشورا به سبک خودشون عزاداری میکنند و همه سیاه پوش تا صبح توی خیابونها هستند، و به مساجد سر می زنند و صدای بلند سینه زنی ها را از ماشین هاشون پخش میکنند را خیلی دوست دارم. در عین اینکه عزاداری سنتی نمی کنند اما به آنها زودتر اجر و ثواب بدهد. رسم سحری دادن ماه رمضون هم مثل نذری روز عاشورا فراگیر شده. منظره ی خانمها و آقایونی که خودشون از پولدارترین آدمای محله هستند ولی جلو مساجد صف می ایسنشان می دهند که دوست دارند در اردوگاه عزاداران ثبت نام کنند. فکر میکنم خدای مهربونی که من میشناسم تند که غذای نذری بگیرند، نشان از عمق اعتقادات عاشقانه دارد. دیشب رفته بودم مسجد قلهک. وسط جمعیت و جلوی من چند تا جوون با حال محلی نشسته بودند. هم دعا میخواندند، هم یک مرتبه میزدند زیر خنده. آیت الله توسلی هم داشت با صدای گرمش نصیحت می کرد. خیلی هم دوست داشت جوونا رو هدایت کند. جایی که من نشسته بودم کنار صندلی ای بود که معمولاً آقای توسلی می نشست. یکی از این جوونا با چشم و ابرو دستگاهی را نشان داد که بالای صندلی به دیوار نصب بود. واقعاً هم چیز عجیبی بود. دو تا چراغ قرمز داشت که خاموش و روشن می شد. از دوستش پرسید این چیه؟ نگاهی کرد و به دوستش گفت اراذل بگیره. برو اونورتر بنشین. این حاضر جوابیا خیلی بامزه است. من هم واقعاً نفهمیدم که آن دستگاه چیه. امروز از پسر آقای توسلی پرسیدم این دستگاه چی بود؟ خندید. گفتم دیشب بروبچه ها می گفتند اراذل بگیره. گفت اراذل بگیر را که بالای سر حاج آقا نصب نمی کنند! این دستگاهی است که اخیراً در بعضی مساجد نصب می کنند که به طور اتوماتیک در فضای مساجد عطر پخش می کند. کار قشنگی است. وقتی در آن فضای معنوی قرآن سر گرفتیم، و بیرون اومدیم، خیابانها پر از ملتی بودند که سبکبال شده بودند. آنهایی که عادت به آمدن مسجد نداشتند و دیشب عاشقانه به یاد علی نخوابیده بودند سبکبال تر از دیگران بودند. خدا از همه قبول کند.

