تبليغاتX
ماه شب چهارده

اقتصاد دانان در انتظار پخش برنامه دیدارشان با رئیس جمهور

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 1:25 | لینک ثابت |

در دوران اوائل طلبگی، یکی از اساتیدمان ضمن درسهایی که میداد و ما ضروری بود  یاد بگیریم، گفت اگر تا ۱۰ روز دیگر یک دور تفسیر سوره ی زمر را هم بخوانید، خوب است. بر این نکته هم تأکید کرد که جزء کارهای درسی نیست. به قول امروزی ها از کارهای همین جوری حساب می شد. ۱۰ روز بعد وقتی پرسید، یک نفر از هم درسی های ما آن را خوانده بود. فردای آن روز استاد ما برای اولین بار یک دوره تفسیر المیزان که خیلی برای یک طلبه گرانبها بود خرید و جلو ما به آن هم درسی ما هدیه کرد. خیلی تعجب کردیم. گفت کارهای لازم و ضروری را که همه باید انجام دهند اما اگر کسی به یک خواست عادی و غیر اجباری استادش پاسخ دهد، نشانه ی احترام گذاری و محبت است. همان جا هم ما را توصیه کرد که اگر به مستحباتی که خدا از ما خواسته توجه کنیم، خیلی مورد توجه بیشتر خدا قرار میگیریم. از همان نوجوانی این اتفاق برایم شفاف مانده است. وقتی تقویم را نگاه کردم و دیدم فردا آغاز ماه رجب است، یاد آن روز کلاس درسمان افتادم. به اعتقاد ما مسلمانان ماه رجب و شعبان و رمضان ماه هایی هستند که خداوند خیلی کارهای مستحب و به خصوص دعاهای زیادی را خواسته است که انجام دهیم. ما در هر شرایطی که باشیم گاهی نیاز داریم به جای آن چه که به نام خدا تجارت می شود و انسان قربانی این تجارت است، با آن خدای مهربان که لبخند زندگی مهربانانه را در کام ما می نشاند و "رحمان و رحیم" است ارتباط برقرار کنیم. ماه رجب و شعبان و رمضان فرصتی است که خدا برای این ارتباط شیرین ایجاد کرده است.  همه ی آنچه که خدا در رجب و شعبان خواسته مستحب است و نه واجب. آنها که میخواهند با خدا دوست شوند از این فرصت می توانند استفاده کنند.

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308844

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 0:53 | لینک ثابت |
وقتی روزنامه های شرق و هم میهن در چند ماه پیش مجوز نشر گرفتند، همه تعجب کردند. در این ده ساله فقط تعطیلی روزنامه ها کار عادی تلقی می شد. کسی فکر نمی کرد دادگاه برگزار شود و امتیاز را برگرداند. تحلیل ها ، بعد از اجازه نشر روزنامه های هم میهن و شرق متفاوت بود. اما در ده روز گذشته کسانی که معتقد بودند قصد باز کردن نسبی فضا برای اصلاح طلبان هست، به شدت دچار به هم ریختگی تحلیل شدند. روزنامه مشارکت لغو امتیاز و هم میهن تنها بعد از ۴۳ شماره توقیف شد. کسانی هم که معتقد بودند تصادفی در کار بوده و به فشارهایی که در این مدت به قوه ی قضائیه آمده بود اشاره می کردند، به تحلیلشان باور بیشتری پیدا کردند. ظاهراً سیاست نبود رسانه ی اصلاح طلبانه یک سیاست جدی و خط قرمزی پر رنگ تر از رعایت قانون اساسی است. رضا خاتمی در دفاع از روزنامه مشارکت در دادگاه دفاع خوبی کرد. اولیه ترین حق هر حزبی هم در همه جای دنیا داشتن رسانه است. ولی روزنامه مشارکت در هفته ی گذشته لغو امتیاز شد. در کنار آن روزنامه هم میهن هم تنها بعد از انتشار ۴۳ شماره دوباره توقیف شد. هم میهن روزنامه ای بود که با محوریت محمد قوچانی در یکی از کم نظیرترین اتفاقات رسانه ای در عرض یک ماه توانست حرفه ای ترین روزنامه با خوانندگان فراوان منتشر کند. این مهم در مقایسه با کسانی که روزنامه های روزی پر خواننده را با سرعت غیر قابل باوری تبدیل به رسانه های متروک میکنند قابل توجه است. همه از نظر سیاسی و رسانه ای برای هم میهنی ها ابراز تأسف کردند ولی در تعطیلی روزنامه به مسائل انسانی کمتر توجه می شود. دهها زن و مردی که از این راه زندگی خود و خانواده شان را می خواستند با ساختن یک روزنامه ی حرفه ای تأمین نمایند، مورد توجه کسی قرار نگرفتند. در همه ی مشاغل آدم ها حداقل تضمین شغلی دارند، ولی کسانی که در روزنامه های غیر دولتی و مستقل کار می کنند از هر تضمین شغلی بی نصیب هستند. وضعیت کسانی که با یک خط حکم یک مسئول قضائی که اتفاقاً در این سالها آن مقام مسئول همیشه یک نفر بوده است، از "کار" بیکار می شوند و زندگی شان مختل میشود بیشتر نگران کننده است. با یکی از دوستانم که در رشته روزنامه نگاری درس خوانده و هر روز در یک رسانه سرک می کشد و حالا در هم میهن بود خواستم هم دردی کنم. گفت روزنامه نگاری یعنی خانه به دوشی. من این را میدانم. از شنیدن حرفش اعماق وجودم سوخت. به تک تک کسانی که هم میهن را آفریدند و روزنامه ای در سطح بهترین روزنامه های بین المللی ارائه کردند خدا قوت میگویم و دست مریزاد.

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308829

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 13:43 | لینک ثابت |

پریروز با آقای خاتمی رفته بودیم شیراز. هدف اعلام شده ی سفر سخنرانی به مناسبت ایام تولد حضرت زهرا بود. در سالن خروجی فرودگاه، ملت ریخته بودند دور آقای خاتمی و عکس میگرفتند و امضا میخواستند. صادق خرازی به شوخی هی میگفت باز ازدحام شد. اشاره به تکذیبیه نیم بند خودش در مورد ادعای دست دادن آقای خاتمی در ایتالیا می کرد که گفته بود ازدحام شد. هواپیمای رفت و برگشت توپولف بود؛ هر دفعه با تأخیر؛ و مهمتر گرمای وحشتناک داخل هواپیما. فکر می کردیم موسوی لاری نرسیده. داخل هواپیما کلی آقای خاتمی پشت موسوی لاری حرف زد که یک مرتبه دیدیم آن عقب ها نشسته بوده. آیت الله توسلی هم همراه بود. این که آیت الله توسلی که همیشه همراه امام بوده، در سفرها آقای خاتمی را همراهی می کند، نشانه ی شخصیت والای اوست. میزبان آقای خاتمی، انصاری لاری استاندار سابق فارس بود که در بین دوستان از بهترین نیروهای قوی و عاقل اصلاحات شناخته می شود. خوبی سفر این بود که هیچ جای آن دولتی نبود. حتی اتومبیل هایی که ما را این سو و آن سو میبردند، مال افراد متمکنی بود که داوطلبانه خودشان با اتومبیلشان همراه بودند. طبعاً هیچ مقام دولتی نه استقبال آمده بود و نه دیدار کرد. چندین جا برای جلسه سخنرانی پیش بینی کرده بودند که به اجازه نداده بودند. مسجد بزرگی در وسط شهر شیراز ساخته اند که آیت الله ملک حسینی امام جماعت آنجاست. آدم آزاده ای است. در حد مراجع است. خیلی کسی را تحویل نمی گیرد. ایشان دعوت کرده بود که آقای خاتمی به مسجد ایشان برود. با بیلبورد در سطح شهر اعلام سخنرانی کرده بودند. وقتی رفتیم از همه طرف جمعیت بود. در خود مسجد. در حیاط بزرگ مسجد. و در خیابانهای اطراف. روزنامه های محلی نوشته بودند بیش از ده هزار ولی آمار رسمی یکی از نهادهای مربوطه را که کسی دیده بود، نوشته بود بیست هزار جمعیت برای شنیدن سخنرانی آمده بودند. اینها جمعیت عادی بودند که در میان آنان سربازان و نیروهای موظف نبودند. یکی از مسئولان روزنامه های محلی میگفت ارشاد ماها را خواسته و گفته از خاتمی نباید تیتر بزنید. خاتمی برای رسیدن به مسجد از ازدحام جمعیت، عبایش را از دست داد و کلی ناراحت شد. واقعاً جمعیت غیر قابل باوری بود. شعار خاتمی پاینده، رئیس جمهور آینده جمعیت برای آقای خاتمی خیلی ناخوش آیند بود. تحریک آمیز به نظر می رسید. یکی از بچه های صدا و سیمای محلی را دیدم میگفت مسئولانمان گفته اند که در خبرهای استانی هیچ خبری از سفر آقای خاتمی پخش نمی شود. کم ظرفیتی مخالفان خیلی بامزه است. روز دوم هیئت مدیره یک مرکز پزشکی بخش خصوصی از آقای خاتمی دعوت کرده بود. آقای حائری امام جمعه ی شیراز که فقط حدود 25 سال است که امام جمعه ی آنجاست هم آمده بود. آقای انصاری لاری در حد سه چهار دقیقه ای از آقای خاتمی تعریف کرد بلافاصله امام جمعه محترم سخنرانی کرد و گفت باید بدانید که رئیس جمهور فعلی هم چیزی از آقای خاتمی کم ندارد. ما هم که البته این را نمی دانستیم، فهمیدیم. خبرنگاران و عکاسان استانی خیلی در این کمتر از ۲۴ ساعته زحمت کشیدند. روزنامه های خوبی در شیراز هست که بی اعتنا به حرف ارشاد، همه از خاتمی تیتر زده بودند. رئیس جمهور سابق به شیراز رفت و بی آنکه هیچ یک از مسئولان حکومتی به دیدنش بیایند، با مردم فراوان علاقمندی دیدار کرد. این زیباترین ارتباط ممکن با مردم است. خانم شجاعی مشاور سابق رئیس جمهور و آقایان شریعتی و خانیکی هم همراه آقای خاتمی بودند.

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308828

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 0:25 | لینک ثابت |

 
business articles
free counters