تبليغاتX
ماه شب چهارده
 

رييس مركز بين‌المللي گفت‌وگو تمدن‌ها با تأكيد بر اين‌كه در نظر امام(ره) ميزان رأي ملت است، گفت: بر اين اساس هيچ نظامي به رسميت شناخته نمي‌شود، مگر آن‌كه مبتني بر رأي مردم باشد.

به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدمحمد خاتمي كه با عنوان دبير عالي همايش امام خميني(ره) قلمرو دين كرامت انسان، در اين همايش سخن مي‌گفت با بيان اين مطلب، ‌شخصيت حضرت امام را تأكيد موضوعي از انسان، فلسفه، اخلاق، فقه، سياست توأم با قدرت شگفت‌انگيز تصميم‌گيري و شجاعت مثال‌زدني دانست و گفت: در ميان همه‌ي وجوه شخصيتي آن بزرگوار وجه انساني شخصيتي آن عزيز برجستگي ويژه‌اي دارد.

وي در ادامه به برشمردن ويژگي‌هاي ممتاز امام از ساير عارفان پرداخت و گفت: بدون ترديد امام عارفي واصل است هم به معناي نظري و هم سلوكي و عملي و در عين‌حال سياستمداري برجسته است كه براي نجات دنياي مردم خود را به خطر مي‌اندازد و در رأس حركتي قرار مي‌گيرد كه به از ميان برداشتن نظامي فاسد و جايگزيني نظامي ديگر مي‌انجامد و به عبارتي به منشأ تحولي در ايران و منطقه منجر مي‌شود.

وي با يادآوري اين‌كه امام زاهد است، تأكيد كرد: دنيا از نظر او حقير است، اما وقتي به مردم مي‌رسد دنيا را عادلانه براي همه مي‌خواهد. حرمت انسان از نظر او جايگاهي والا دارد و امام انسان را در اين دنيا هم كريم مي‌خواهد.

خاتمي در ادامه با استناد به فرمايشات امام مبني بر اين‌كه ديكتاتوري در نظام اسلامي نيست و به محض اين كه حاكم گرفتار ديكتاتوري شود خود به خود معزول است، گفت: كرامت انسان در فرمان هشت ماده‌اي حضرت امام(ره) تجلي بارزي دارد اما متأسفانه اين فرمان مورد اهتمام چنداني قرار نگرفته است.

وي ادامه داد: بر اين اساس پيشنهاد و توصيه‌ي من از محققان ارجمند اين است كه در همايش آتي سال آينده تحقيقات ارزنده‌اي را بر روي فرمان هشت ماده‌اي امام و نسبت آن با حقوق بشر، حقوق انساني انسان و رابطه‌ي ميان حكومت و شهروند در جامعه‌ي اسلامي انجام دهند و اين فرمان را از مظلوميت خارج كنند.

خاتمي در ادامه به پاسخ امام نسبت به پرسش زيادي از نمايندگان مجلس نسبت به نقش برخي از اصول قانون اساسي و تكليف جامعه نسبت به آن اشاره كرد و گفت: امام فرمودند تصميم داريم در تمام زمينه‌ها وضع به صورتي درآيد كه همه طبق قانون اساسي حركت كنيم. اين را امام به عنوان رهبر محبوب و مورد اعتماد ملت فرمودند. ايشان هم‌چنين اشاره مي‌كنند كه اگر مواردي عدول قانون بوده است به شرايط ويژه‌ي جنگ اختصاص دارد و استثناء دارد، اما قاعده قانون اساسي است كه رهبر و مردم همه بايد در چارچوب آن حركت كنند. قانوني كه به طور خاص بيانگر حقوق ملت و حدود حكومت است.

وي تأكيد كرد: نظام پيشنهادي امام جمهوري اسلامي بود، نظامي مبتني بر رأي مردم و البته پايبند به اصول و ارزش‌هاي اسلامي. به نحوي كه بتواند پاسخگوي مشكلات انسان در جهان پيچيده‌ي كنوني باشد.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 1:33 | لینک ثابت |

 

محمدعلي ابطحي در يادداشتي با عنوان «ماجراي دفتر کار آقاي خاتمي» در سايت خود نوشت: امروز رفته بودم ديدن آقاي خاتمي. از بعد رياست‌جمهوري يکسره دنبال جايي بود که در آن اقامت کند و دفتري داشته باشد. به ساختمان همراهان که در خيابان سعدآباد و نه در مجموعه سعدآباد بود حساسيت داشت.

گرچه مالکيت آن نيز بين بنياد مستضعفان و رياست جمهوري اختلافي است ولي هميشه اصرار داشت سريعتر آن محل خالي شود. اما مسئولان امنيتي و حفاظتي در چند نوبت هشدار دادند که ايشان بايد در همان محل بماند. علي رغم اين روحيه آقاي خاتمي، در چند روز گذشته ابتدا نامه‌اي از رياست‌جمهوري براي آقاي خاتمي ارسال مي‌شود که با توجه به نياز واحد تشريفات رياست جمهوري به ساختمان همراهان، ساعاتي که آقاي خاتمي در آنجا حضور ندارند را مشخص کنيد تا ما در بقيه ساعات در دفتري که آقاي خاتمي در آن کار مي‌کند، برنامه بگذاريم.

مي‌توان حدس زد که آقاي خاتمي با حساسيتي که در اين مسائل دارد و از اول اصرار به رفتن داشته و بخش حفاظت نمي‌گذاشته چقدر ناراحت شده. خيلي به دوستانش و برادرش که دفتر او را بي‌چشمداشت و با ازخودگذشتگي اداره مي‌کردند، پرخاش نموده بود. بعد از اين ماجرا بي‌توجه به مسائل حفاظتي، شخصاً تصميم گرفت از آن روز ساعاتي را به ساختماني که بنياد باران در آن مستقر بود برود و ديگر به ساختمان همراهان نرود و نرفت. ساختماني که جداي از مسائل حفاظتي که لااقل براي دوستان ايشان امنيت و حفاظت از ايشان مهم بود، امکان ملاقاتها و جلسات آقاي خاتمي در آن نبود.

بگذريم از اينکه چند روز از استقرار آقاي خاتمي در ساختمان جديد، تازه نامه دوباره مدير کل نهاد رياست جمهوري به شخص آقاي خاتمي آمد که حجت الاسلام خاتمي! و نوشته که رياست جمهوري به آن ساختمان همراهان نياز کامل دارد. ساختماني که آقاي خاتمي ديگر در آن اقامت نداشت! و پشت بند آن هم دو نامه ديگر از همان مدير کل درباره ي مواردي که نمي شود به دلايل حفاظتي توضيح داد، رسيد. از سويي هم آقاي خاتمي به عنوان رئيس‌جمهور سابق همچنان با تقاضاي روزانه ده‌ها ملاقات داخلي و خارجي و جلسه روبه‌رو بود.

نمي‌توانست که آنها را در منزل بپذيرد. چند شب پيش حسن آقاي خميني، نوه امام با آقاي خاتمي ديدار کرد و يکي از ساختمان‌هاي دفتر امام را براي ملاقات‌ها و کارهاي جاري به عنوان دفتر در اختيار ايشان قرارداد. اين کار حاج حسن آقا خيلي پر معنا بود. نه فقط براي آن‌که محلي براي ديدارها و ملاقات‌هاي دفتر آقاي خاتمي مهيا کرده است، بلکه به طور سمبليک نشان داد که امکانات کمي که در اختيار دفتر امام است را در اختيار کسي قرار مي‌دهد که وجودش براي کشور مفيد و اگر امام بود، ارزش و جايگاه ويژه‌اي داشت. شايد نه خاتمي راضي به نوشتن اين يادداشت باشد و نه حاج حسن آقا. من به عنوان يک وظيفه انساني نوشتم تا هم از زحمات خاتمي تقدير کنم که 8 سال رياست‌جمهوري پر اقتخاري بر اين مرز و بوم کرد و حتي دفتر کاري براي خودش دست و پا نکرد و هم از حاج حسن آقا که هم قدرشناس است و هم حافظ اميني براي راه و انديشه امام. يقين دارم مردم هم ناظران خوب و قدرشناسان دقيقي هستند. البته خيلي‌ها از امکانات فراواني که از بيت‌المال در اختيار افراد گوناگون هست، اطلاع دارند اما چون خاتمي از آن جنس آدم‌ها نبود اين روزها مي توان گاهي لبخند در چهره‌اش ديد.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 1:27 | لینک ثابت |
 

شخصيت مردان بزرگ الهي، برخلاف مردم عادي، تك‌‌بعدي نيست و وجوه گوناگون دارد. آنان با تهذيب نفس توانسته‌اند، اضداد را در خود جمع كنند. برای مثال؛ امام خميني با پشت سر گذاشتن مدارج عالي تعالي انساني، ظرفيت وجودي خويش را چنان وسيع ساخت كه توانست، مفاهيمي ‌چون عرفان، ساده‌زيستي، جهاد، زهد، سياست، مديريت، قاطعيت، عاطفه، سازش‌ناپذيري، انعطاف، فروتني، عزت‌طلبي و... را يكجا در شخصيت خويش جمع آورد. ايشان با وجود قاطعيت و سازش‌ناپذيري، روحي لطيف و عواطفي عالي داشت كه به اشكال گوناگون، جلوه‌گر می شد.

به نوشته جام‌جم، از آن جمله اين‌كه در فروردين سال 1312 شمسي، كه امام عازم سفر حج بودند، در بيروت، نامه‌اي براي همسر باوفاي خويش ـ كه دومين فرزند را در بطن خود داشتند و در آن شرايط حساس روحي، علي‌القاعده از دوري شوي خويش رنجور بودند ـ نوشتند كه به يقين، مطالعه آن براي شما نيز همچون ما جالب است و امام را در تراز انساني كامل و صاحب ابعاد گوناگون مي‌شناساند.

تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آیينه قلبم منقوش است.

عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد؛ ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد، خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم(1). حقيقتا جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد.در هر حال، امشب، شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف، يك كشتي فردا حركت مي کند، ولي ماها كه قدري دير رسيديم، بايد منتظر كشتي ديگر باشيم. عجالتا تكليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم، كه همه حجاج را موفق كند به اتمام عمل. از اين حيث قدري نگران هستم، ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت. بلكه مزاجم بحمدالله مستقيم‌تر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است، جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت [سيدمصطفي] قدري تنگ شده است. اميد است كه هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] كاغذي نوشتيد، سلام مرا برسانيد. من از قبل همه نايب‌الزياره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانيد و به توسط ايشان به آقاي دكتر [علوي] سلام برسانيد. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانيد.صفحه مقابل را به آقاي شيخ عبدالحسين بگوييد برسانند.ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله

عكس جوف در حال دلتنگي از حركت نكردن(3)

پي‌نوشت:

1ـ براي عزيمت با كشتي به عربستان براي انجام اعمال حج.2ـ اشاره به آقا مصطفي و فرزند ديگرشان كه در آن زمان، هنوز به دنيا نيامده بود و چند روز پس از نگارش اين نامه در زماني كه امام در سفر حج بودند، متولد شد و او را «علي» نام گذاردند. وي در كودكي بر اثر بيماري درگذشت.
3ـ اشاره به نبودن كشتي برای عزيمت به جده.

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 1:19 | لینک ثابت |
 

آذربايجان اوياخدي    اوز ديلينه داياخدي

آذربايجان اوياخدي        انقلابا  داياخدي

 

        دو شعار با دو معني متفاوت و البته هزاران تفسير مختلف ،  شعار ( آذربايجان اوياخدي اوز ديلينه داياخدي )  ايستادگي در مقابل تماميت خواهاني كه فقط و فقط زبان فارسي را مي شناسند و زبان ديگري را بر نمي تابند و سعي در فراموشي و از بين بردن زبان تركي را در سر مي پرورانند و شعار ( آذربايجان اوياخدي انقلابا داياخدي  ) مشت محكمي است بر دهان دشمنان داخلي و خارجي كه فكر مي كنند مي توانند از اين آشفته بازار( كه متاسفانه توسط روزنامه ايران جرقه زده و شعله ور شده ) سوء استفاده نموده و نيات پليد خود را در خطه ي قهرمان پرور آذربايجان با شعار هايي نظير جدايي و قوميت زدايي و ... مطرح نمايند. غافل از اين كه عليرغم تمام بي مهري هاي انجام شده در طول ساليان گذشته در حق آذربايجان بزرگ ،  به قول فرمايش رهبر كبير انقلاب اسلامي " آذربايجان هميشه سنگر اسلام و مسلمين بوده است " البته در اين راستا بايد كساني را مقصر دانست كه با پاشيدن بذر نفاق و تبعيض منتظر طوفاني هستند كه در آن نه تركي باشد و نه فارس. دشمنان آذربايجان چه داخلي و چه خارجي بايد بدانند كه بنا به فرمايش رهبر فرزانه ي انقلاب  آذربايجان صاحب انقلاب است ".

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 ساعت 15:56 | لینک ثابت |

      بعد از اهانت روزنامه ي ايران به ملت بزرگ آذربايجان ، انتظار مي رفت مسئولين ،  مخصوصا وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هر چه زودتر از ملت شريف آذربايجان عذرخواهي نموده و با توقيف روزنامه ايران و مجازات عوامل مربوطه ، لااقل مرحمي بر دل مجروح آذربايجان مي گذاشتند، كه متاسفانه انجام نشد . اما آنچه در اين موضوع بيشتر نمود پيدا كرد و باعث تعجب اين حقير شد سخنان عجيب و غريب و ضدو نقيض جناب آقاي دكتر عماد افروغ نماينده مردم تهران بود. در اين كه الان ملت آذربايجان در چنين شرايطي دايه هاي مهربانتر از مادر پيدا كرده اند تا آنها را نصيحت كند شك نيست و البته تعداد زيادي از افراد سياسي جامعه در اين گونه حوادث دست به چنين كارهايي مي زنند ، ولي از فرد فرهنگي چون دكتر افروغ بعيد به نظر ميرسيد. دكتر افروغ در گفتگويي با خبرنگار پارلماني خبرگزاري ايسنا با تاكيد بر اين كه " به عينه ديده ام كه مردم اين خطه ( آذربايجان ) نسبت به هويت ديني و تاريخي و ملي شان خودآگاهي دارند" وبدون اين كه اين عمل زشت و شنيع را  (كه باعث رنجش ميليون ها انسان آزاده  شده ) محكوم نمايد اين عمل سازمان يافته را تنها حادثه اسفناك خوانده  و آن را اقدامي از سوي كسي كه به هويت ايراني اشراف نداشته قلمداد نموده اند و متاسفانه در راستاي همان خط مشي ترك ستيزي حاكم بر كشور كه سابقه بيش از 80 سال را تجربه مي كند ، اين عمل زشت و توهين را به ترك ها نسبت داده و فرموده اند كه "احتمالا اين اقدام از سوي يك آذري صورت گرفته " حال اين سوال پيش مي آيد كه جناب آقاي افروغ اگر بنا به فرمايش شما در اول مصاحبه اگر ترك ها به هويت ديني و ملي خود اشراف دارند و كار اهانت به نظر شما توسط كسي صورت گرفته كه به هويت ايراني خود اشراف نداشته و بعد مي گوييد اين كار آذري ها بوده فكر نمي كنيد كه با اين ضد ونقيض گويي به بيراهه تشريف مي بريد و يا ما را به بيراهه مي كشانيد؟!

جناب آقاي افروغ شما اعتراض به حق ملت آذربايجان را در قبال حركت مذموم و زشت روزنامه ايران به پان تركيسم و پان آذريسم تعبير مي كنيد ولي خودتان حتي از محكوم كردن عمل روزنامه ايران خودداري مي كنيد حال بفرماييد شما خودتان پان فارسيسم نيستيد؟

جناب آقاي افروغ اگر ملت قهرمان آذربايجان كاريكاتور يك كاريكاتوريست را بر نمي تابند و سر به اعتراضي مي گذارند كه حق دارند ، مطمئن باشيد كه توهين  و ادعاي شما را ( كه اين كار توسط آذري ها صورت گرفته) در مقام يك استاد دانشگاه و نماينده مجلس هرگز از ذهن و خاطره ي خويش حذف نخواهند كرد.و انتظار پايان اين چنين حركاتي را نيز از جانب پان فارسيسم ها ندارند چرا كه حامياني چون شما را در مسند رياست كميسيون فرهنكي مجلس دارند !

واما سخن آخر جناب آقاي دكتر افروغ نمي دانم ذهن تاريخي شما چقدر به خاطر مي آورد، ولي خود تاريخ شاهد است كه در هر كجاي اين مرز و بوم ، هر وقت اسلام يا ايران به خطر افتاده آذربايجان چه جان فشاني ها كه نكرده و اكر زبان تركي شما خوب باشد ( بعيد مي دانم ) يكي از شعارهايي را كه مردم آذربايجان در طول ساليان دفاع مقدس سر مي دادند يادآوري نمايم: 

" بيز حسيني مكتبوخ اعدايه امكان وئرمروخ    بيز ده وار حب الوطن جان وئروخ ايران وئرمروخ "

ملاحظه مي فرماييد كه در هيج بند اين شعار چيزي براي پان تركيسم نيست و تنها چيزي را كه بيان مي كند الهام از مكتب امام حسين (ع) و حب وطن مي باشد، الان هم مردم آذربايجان هيچ وقت به فرصت ‌طلبان اجازه نخواهند داد كه از اين‌گونه مسائل برداشت ‌هاي غلط صورت گيرد. ولي واقعا ظلم است كه در مقابل خواست بر حق مردم بايستيم و به  آن ها بر چسب پان تركيسم بزنيم. لااقل شما بهتر مي دانيد كه عده‌اي قليل كه تفكر منفي نسبت به آذربايجان عزيز دارند، همواره در ارائه خدمات مناسب به اين خطه از كشور كوتاهي كرده‌اند و اين در حالي است كه اهل فرهنگ تاريخ و ادب آذربايجان سرآمد بوده و هستند.

-------------------------------------------------------------------------------

 

نماينده‌ي تبريز، اسكو و آذرشهر در نطق پيش از دستور خود با گراميداشت سالروز آزادسازي خرمشهر، فرا رسيدن اين روز پرشكوه را به ارتشيان، پاسداران و بسيجيان جبهه دين تبريك گفت و به شهداي دفاع مقدس اداي احترام كرد.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اكبر اعلمي با اشاره به تذكرات مكرر خود مبني بر لزوم برخورد قانوني با معرفين و عوامل تحقير اقوام و اهانت به ترك زبانان، گفت: با تمامي اين تذكرات لاجرم مسئولان امر تصميم به توقيف روزنامه دولتي گرفته، گرچه گستاخي دست‌اندركاران مرتبط با مطلب موهن تحرك و موجب تظاهرات اعتراض‌آميز بود، ليكن محدود و معطوف كردن اعتراضات روزهاي اخير، انعكاس يك طنز موهن در روزنامه مذكور و متوجه كردن تقصيرات و انگشت اتهام به سوي چند نفر از دست‌اندركاران مطبوعاتي نشان از ساده‌انگاري و سطحي‌نگري است.

به اعتقاد نماينده‌ي تبريز مادامي كه انگيزه‌ها و عوامل اصلي وقايع اخير دقيقا مورد بررسي و كالبدشكافي عميق قرار نگيرد، تكرار اين قبلي اعتراضات كه متأسفانه در موارد محدودي آن هم به دليل تحريكات و اقدامات غيرمدبرانه و خشن مسئولان به حوادث ناگوار منجر مي‌شد، اجتناب‌ناپذير است.

وي با اشاره به ريشه‌هاي اعتراضات اخير گفت: در اصل 19 قانون اساسي آمده است كه مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد و زبان آنها سبب امتياز نخواهد بود. اصل 20 همين قانون تصريح مي‌دارد كه همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند. اصل 15 قانون اساسي بيان مي‌دارد كه زبان و خط رسمي مشترك مردم ايران فارسي است اما استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در كنار زبان فارسي آزاد است.

به اعتقاد اعلمي چنانچه سه اصل مذكور را در كنار هم قرار دهيم مي‌توان نتيجه گرفت كه ايران يك واحد سياسي، فرهنگي و سرزمين مشاعي است كه به همه ايرانيان و اقوام ساكن در آن تعلق دارد و هيچ يك بر ديگري برتري ندارد.

اين عضو كميسيون امنيت ملي بديهي دانست كه در چنين بافت جمعيتي، چنانچه الگوي مطلوبي جهت حفظ و ارتقاء همبستگي ملت استفاده نشود دستيابي به وحدت و حفظ و تماميت ارضي بسيار دشوار خواهد بود.

وي با بيان اينكه الگوي مذكور از يك سو بايد متضمن احترام به هويت قومي و از سوي ديگر تقويت تعلقات ملي به صورت قوام و مبتني بر عمل به حق و تجليل از كرامت انساني باشد، افزود: به بيان ديگر نظر به اينكه هويت قومي و تعلقات ملي به عنوان دو مكمل لازم و ملزوم يكديگر بوده و با تأثير و تأثر متقابل برهم، اجزاء تفكيك ناپذير ملت ايران را تشكيل مي‌دهد، از اين رو دوام و قوام و چسبندگي و پيوستگي ملت در گروي احترام توأم به شاخصه‌ها و مظاهر مؤثر در هويت قومي و وابستگي‌هاي ملي در ابعاد مختلف فرهنگ، زبان، هنر و مذهب است.

وي افزود: بنابراين هر يك از اقوام ايراني به موازات وابستگي و تعلقات ملي خود بايد احساس نمايند كه داراي يك هويت قومي مستقل و آزاد هستند و مي‌توانند مظاهر آن را نيز در همه شئون زندگي خود ظهور و بروز و رشد دهند. در غيراينصورت چه بسا اقوام مختلف در فرصت مناسب با عمده كردن تعصبات و ويژگي‌هاي قومي خود روي آورده و از تعلقات ملي خود دوري گزيند كه حاصلي جز ايجاد اختلاف و همبستگي و آسيب جدي به وحدت سياسي به همراه ندارد.

اعلمي معتقد است: واعظان قانون اساسي با در نظر گرفتن اين واقعيت، مهمترين عامل شكوفايي تعلقات ملي و چسبندگي و وحدت و همبستگي ملي را در گروي رفع تبعيض و تحقق و رشد و بالندگي مذاهب و شاخصه‌هاي فرهنگي و اقوام و توجه و احترام به حقوق و كرامت انساني هر يك از آنان بيان كرده و حتي در بند 6 اصل سوم قانون اساسي كرامت و ارزش بالاي انساني و آزادي توأم با مسئوليت او در برابر خدا را يكي از پايه‌هاي ايماني نظام جمهوري اسلامي عنوان مي‌كند. و در بند ج همين اصل متذكر مي‌شود كه استقلال اين نظام بايد به تأمين و تحقق، تسلط و عدل و استقلال سياسي و اجتماعي و اقتصادي و بالاخره همبستگي ملي منتهي شود.

به گفته‌ي نماينده‌ي مردم تبريز چنانچه با رويكرد آسيب‌شناسانه به وقايع اخير توجه گردد بايد پذيرفت كه كم‌توجهي به واقعيت‌هاي هويتي عامل و ريشه چنين واكنش‌ها و انفجارهايي است كه در يك چشم به هم زدن جرقه‌اي را به حريق بزرگي مبدل مي‌سازد.

وي افزود: واضح است كه وقتي اقوام مختلف و از جمله ترك و آذربايجانيان غيور كه اكنون بخش اعظم و تفكيك‌ناپذير ملت ايران را تشكيل مي‌دهند به دلايل واهي نه تنها از امكان تظاهر هويت خود به شرحي كه در قانون اساسي بيان گرديده برخوردار نمي‌شوند با ايجاد كوچترين جرقه‌ا‌ي به حريقي مبدل و آتش عظيمي را به پا مي‌كنند، بنابراين بايد كساني را مقصر دانست كه بذر نفاق و تبعيض را پاشيده‌اند و اكنون طوفان درو مي‌كنند.

وي افزود: اين تظاهركنندگان كه ابتدا به نحو مسالمت‌آميز و كاملا به روشهاي مدني مراتب اعتراض خود را به روزنامه بيان مي‌كردند اگر مسئولان با تدبير و درايت آنها را مورد ضرب و شتم قرار نمي‌دادند، مطمئن باشيد هرگز آنچه در تبريز رخ داد، به وقوع نمي‌پيوست.

به اعتقاد اين عضو فراكسيون اقليت مجلس چرا بايد آزموده‌ها را دوباره آزمود. چرا به جاي حل مسأله صورت مسأله را پاك مي‌كنيم؟ آيا معرفي كردن جوانان همين مرز و بوم كه به روش مسالمت‌آميز مطالبات خود را بيان مي‌كنند، به عنوان ياغي به نفع جمهوري اسلامي است؟

اعلمي معتقد است: كساني ياغي هستند كه دانسته و ندانسته با سخنان و اقدامات و سياستهاي خود تخم كينه و نفاق و تبعيض را مي‌پاشند و البته طوفان هم درو مي‌كنند.

وي با بيان اينكه شعار همه اقوام ايراني، خصوصا غيورمردان ترك زبان آذربايجاني در سراسر كشور اين است كه « ما باده‌ي عزت و شرافت نوشيم در راه وطن از دل و از جان كوشيم، گر در صف رزم جامه از خون پوشيم، آزادي را به بندگي نفروشيم» افزود: مادامي كه افراد بدنام و شخصيتهاي منفي فيلم‌ها و داستانها نظير چاپلوسان و اراذل و اوباش جامعه افراد نادان و ساده‌لوح در كسوت قوميت‌ها و ترك‌ها به نمايش درمي‌آيد و زبان و لهجه‌ها و گويش‌هاي تركي از باب مزاح، بلكه با تحقير و تمسخر و حذف و اهانت يك قوم هتك حرمت مي‌شود، مفاخر و مشاهير و قوميت‌هاي مختلف از جمله مفاخير و مشاهير ترك زبان به فراموشي سپرده مي‌شود و در كنج انزوا قرار مي‌گيرد و امكان بزرگداشت شخصيت‌هايي نظير سقط الاسلام نويسنده اولين قانون اساسي در ايران، شيخ محمد خياباني و باقر خان و ستار خان، قهرمانان ملي و كسي كه در برابر آزادي ايران پرچم ظلم‌ستزي را برافراشته و جان خود را در مبارزه با خلفا جور و اسلام پناه از دست مي‌دهد و امكان ظهور و بروز و فرهنگ و زبان و موسيقي و آداب و سنن را نمي‌يابند، آثار باستاني آنها نظير ارگ مورد بي‌مهري قرار بگيرد و اعتبارات ناعادلانه و در زيان مناطق ترك زبان توزيع مي‌گردد، جملگي زخم‌هاي كهنه‌اي است كه در يك جا سر باز مي‌كند و جرقه‌اي است كه در مواجه با گستاخي روزنامه‌اي به آتش تبديل مي‌شود.

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 ساعت 1:15 | لینک ثابت |

 

روایت دردی که در جان و قفلی که بر زبان داریم,

قصه امروز و دیروز نیست. حکایت, حدیث ملتی است که به گاه سختی و درد و به هنگام نبرد در ابتدای صف هستند و به هنگام تقسیم غنایم و شادی هیچ نام و نشانی از آنها نیست و مگر فراموش کرده ایم غربت و فرجام ستارخان و باقرخان را که یکی سردار و دیگری سالار ملی بود... 

 

یکبار دیگر دست پنهان و کثیف شونیزم فارس از آستین روزی نامه دولتی ایران نمایان گردید.همزمانی این عمل گستاخانه با انتخاب شعار "ستارگان پارسی" برای تیم ملی فوتبال  کشور کثیرالمله ایران را میتوان جزو برنامه های وسیع و هدفمند   انهدام فرهنگ و زبان اقوام و ملل غیر فارس محسوب نمود.

سردمداران شونیزم فارس به خوبی به این امر واقف هستند که نخستین گام برای از بین بردن یک ملت تحقیر آن ملت و از بین بردن زبان آن ملت می باشد.رگه های این سیاست غیر انسانی را می توان در برنامه های شبکه های استانی منطقه آذربایجان مشاهده کرد.

در سطح کلان کلیه برنامه های به اصطلاح فرهنگی کشور در جهت اجرای سیاست رضا خانی "یک کشور-یک ملت – یک زبان" طرح و اجرا می شود و متاسفانه ملت مظلوم  آذربایجان د رتیر رس نوک پیکان شونیزم فارس قرار گرفته و هر از چند گاهی شاهد بروز این گونه اعمال علیه فرهنگ-هویت و زبان ملت آذربایجان  هستیم.

 

 

هاراي هاراي

 

من توركم

 

 

ياشاسين آذربايجان

 

 

آذربايجان اوياقدي    اوز ديلينه داياقدي

  آذربایجان یاتمیییب     کیملیگینی ساتمیییب

من اودام، اودلا اويناما  آليشارسان يانارسان

 

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 22:35 | لینک ثابت |

 

نماينده تبرير از اقدامات جرياني مسئله دار جهت اهانت به مردم آذربايجان خبرداد

خبرگزاري فارس:نماينده تبريز در مجلس با اشاره به درج مطلبي عليه مردم آذربايجان و آذريزبانها در روزنامه ايران،از اقدامات جرياني مسئله دار جهت اهانت به اين مردم خبر داد.

    به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس محمد حسين فرهنگي در نامه اي سرگشاده خطاب به محمود احمدينژاد رئيس جمهور، محسني اژه اي وزير اطلاعات،حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، زاهدي وزير علوم تحقيقات و فناوري و مردم آذربايجان و آذري زبانان سراسر كشور،با اشاره به مطلب موهن روزنامه دولتي ايران و با اعتراض به اهانت آميز بودن مطلب و امكان بهره برداريهاي ناصحيح از آن،تاكيد كرد: جرياني مسئلهدار با بهرهبرداري از احساسات عمومي، سعي كرد با تشويش اذهان و تلاش جهت هدايت افكار عمومي،همانند گذشته و در جهت نيات ناصحيح خود جامعه آذري را همسو با جريانات مخالف با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران معرفي نمايد،كه به صراحت اعلام ميكنم كه اهانت اينان به جامعه آذري در روزهاي اخير،بسيار فراتر و عميقتر از طرح درج متن و كاريكاتور موهن در يك نشريه با تيراژ محدود بود. وي با بيان اين كه مردم آذربايجان به اسلام،تشيع،پيرو ي ازنهضت عاشورا، ايراني و سپس آذري بودن افتخار ميكنند و اين مقولهها را هيچگاه در عرض هم نميدانند، به نقش اين مردم در تحولات تاريخي گذشته اشاره كرد و يادآور شد:مقاومت آذربايجان در برابر يورش عثماني، ايستادگي قهرمانانه در برابر تجاوز روس،نقش آفريني تعيين كننده در پيروزي نهضت مشروطيت، مشاركت جدي در نهضت ملي شدن صنعت نفت،از بين بردن توطئه پيشهوري در تجزيه آذربايجان، آفرينش جنبش تاريخي 29 بهمن،تاثيرگذاري در پيروزي انقلاب اسلامي و ايفاي نقش موثر و تاريخي در دفاع مقدس با نقش آفرينيهاي حماسه سازان لشگر 31 عاشورا همراه با مردم ايران اسلامي و حتي در خط مقدم تحولات،بيانگر حضوري تعيين كننده در تاريخ است. نماينده تبريز،اسكو و آذرشهر در ادامه اين نامه افزوده است:در ادوار مختلف احساس عمومي مردم در مناطق آذرينشين اين بوده است كه دولتها و حاكميت برخورد مناسبي با آنان نداشته و نسبت به انتظارات آنها كمتر توجه نمودهاست.در اين ميان بي دقتي ها و كم توجهي هاي رسانه ها، از صدا و سيما گرفته تا برخي از مطبوعات اين احساس را تشديد كرده و زمينه را براي تعميق سوء تفاهمات گسترده تر ساخته است. فرهنگي افزود:اما جريان موصوف در يك همگرايي كامل با دشمنان نظام و با ادعاي قرابت با كشوري كه همواره رژيم نامشروع اسرائيل را بر نظام كشور شهيدان(جمهوري اسلامي ايران) ترجيح داده است،سعي داشته اند تا اين احساس عمومي را به نفع خود مصادره نمايند. اين روند تحريف تاريخ و انواع بهره برداريهاي ناصحيح از حوادث و مسائل مصاديق متعدد را در برداشته است. وي با تاكيد بر اين كه در ارتباط با متن منتشر شده نبايد تنها به پوزش خواهي اكتفا شده بلكه بايد انگيزه هاي واقعي برنامه ريزان و نويسندگان روشن و براي اطلاع افكار عمومي از طريق رسانه ملي تبيين گرديد،افزود:بايد با نظارت شوراي عالي انقلاب فرهنگي با محوريت نيروهاي معتقد به انقلاب اسلامي،فرهنگستان زبان و ادبيات آذري تشكيل شده و پيش بيني هاي لازم به عمل آيد. همچنين به منظور اجرايي كردن اصل پانزدهم قانون اساساسي برنامهريزي لازم جهت تدريس زبان و ادبيات آذري، با محتوايي در شأن نظام جمهوري اسلامي ايران و در مدارس مناطق آذرينشين و توسط فرهنگيان عزيز، انجام و در محدوده اصل مذكور اجرايي شود.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس با بيان اين كه بايد برخي كم توجهي ها در موارد عمراني مربوط به آذربايجان به سرعت توسط دولت جبران گردد،افزود:همچنين نتيجه بررسي تحركات عناصر اصلي جريانهاي وابسته، بايد براي اطلاع عموم اعلام گردد

 

 

تفسيري بر مقاله "سوسكها"

  شاهين حسني

  

سياستهاي هدفمند استعماري از سال 1300شروع ميشود.ودقيقا 8 دهه بر ملت غيور آذربايجان اعمال شده.اما مجريان اين سياست بلا منقطع از رضاشاه" نظام سالار" گرفته تا خاتمي" مردم سالار"! هيچ كدام بطور واضح صحبت از مبارزه نژادپرستانه عليه ملت تورك به ميان نياورده اند . ومقاله "سوسكها" كه درارگان رسمي جمهوري اسلامي(روزنامه ايران) درج شده اولبن اعتراف رسمي است كه درزمينه صورت گرفته.اما قدري توضيح لازم دارد تا خوب فهميده شود:

درپاراگراف اول مقاله از"سوسكهاي چهار فصله"سخن ميرود و اينكه "چه كنيم تا جلوي سوسكها سوسك نشويم" اين دو جمله نشان ميدهد كه مقايسه اي هدفمند در پيش است و" سوسك" منظور اصلي نيست!

در قسمت "روش اول" ميخوانيم " قبل از خشونت بايد با سوسكها به مذاكره بنشينيم" پس گفتگو يا بهتر بگوييم تقا بل فرهنگها در بين است!اما "سوسكها زبان مشكلي دارند كه خودشان هم نمي فهمند! وترجيح ميدهند به زبانهاي ديگر صحبت كنند".نويسنده خواسته از زمينه تبليغاتي شووينيزمي استفاده كرده و توركي را زباني مشكل نشان دهد.حال اينكه توركي زبانيست قانونمند ودر عين حال ساده اما باتعداد لغات زياد و اگر سياستهاي شووينيستي قطع شود نه تنها توركها بلكه ديگران نيز اين زبان را بعنوان زبان انسيت بكار خواهند بست.

دركناراين بند, كاريكاتور سوسكي رسم شده كه در حال گفتگو با يكنفر ديگر است وسوسكه درمقابل حرفهاي او ميگويد"نه مه نه!؟"(namana) كه هدف اصلي نويسنده را بطور واضح به نمايش ميگذارد.

درقسمت" روش دوم" با لفظي كه لايق آبا واجداد خودشان است فرموده اند كه بايد براي از بين بردن سوسك غذاي آنرا قطع كنيم. و درعمل هم ميبينيم كه چگونه از امكانات آذربايجان كاسته وبه مناطق فارس زبان ميريزند.

درقسمت" روش سوم" بطور واضح پرده از روي مسئله برداشته واذعان ميكند كه ميخواهيم نسلشان را از بين ببريم. وتوصيه ميكند كه بايد توسط حيوانات ديگر كه مثل "مرغ وسوسك " تضاد دارند اين كار را بكنيم. و ميبينيم كه چگونه بين ما وبرخي قوميتهاي مستضعف در جاهايي مثل آذربايجان غربي تفرقه بوجود آورده اند تا حكومت كنند!آيا اين گونه تفرقه ها را امثال "كاوه بيات"ها تئوريزه نكرده اند!؟ در همين بند مؤلف اعتراف ميكند كه بعد از منقرض شدن نسل سوسك(تورك)نوبت حيوان دوم(...!؟) ميرسد واگر گوشتش خوردني نباشد "منصور" حسابشان را ميرسد.

در قسمت"روش چهارم" سوسكها با دم پايي كشتار مي شوند كه تداعي كننده كشتار20000 نفر ازفدائيان آذربايجان در تبريز و ساير شهرهاي آذربايجان در1945 است كه البته به نتيجه اي دائم منجر نشد.

در قسمت "روش پنجم" توصيه مي كند بجاي اينكه با "سم كش" آنها را از بين ببريم (كه ديديم اين تجربه به شكست انجاميد) بايد بچه هاي مدارس را در مقابل آنها واكسينه كنيم. وديديم و ميبينيم كه در مدارس چه سياستهاي كثيفي بكار ميگيرند تا زبان الكن فارسي را بجاي زبان توركي بنشانند!

در قسمت "روش ششم" به تقويت هويت توركي كه از نظر او شوخي بردار نيست اشاره ميكند.

در قسمت "روش هفتم" كه جاي تامل بسياردارد ! اشاره ميكند كه شخصيتهاي برجسته سوسكها را ترور كنيد تا عبرت سايرين باشد. آري " ترور نفس" واز آن بدتر" ترور شخصيت" از اقدامات ننگين آنهاست كه معمولا توسط ايادي بيناموسشان صورت ميگيرد.

در قسمت " روش هشتم" جلو گيري از" زاد وولد" سوسكها مورد بحث است. كه ازموارد حساس آلرژي نژادپرستان است. و اين طبيعي است كه با چنين اوضاع بد اقتصادي در آذربايجان كسي بفكر ازدواج نمي افتد كه بتواند بچه دار شود!

و بالاخره در قسمت آخر جناب نژاد  پرست ,احتمالا براي جلوگيري از هم پاشيدگي "ايران" كه ارث باباشان هست! پيشنهاد ميدهد" اگر بندهاي قبل اثربخش نبود با سوسكها بطور مسالمت آميز رفتار كنيد".

جناب شووينيست كه در خيال خود به زبان "كليله ودمنه" توصيه هائي به مسئولين ميكند خبر ندارد كه مسئولين سالهاست اين سياستها را بكار ميگيرند.وجناب" پلنگ صورتي" با اين مقاله خود فقط كار آنها را خراب! كرد.

 

باسمه تعالی

  بیانیه اعتراض آمیز دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهر

 در پاسخ به کاریکاتور و اقدام موهن روزنامه ایران

 (ویژه نامه خانواده – جمعه 22/2/85)

  برو این دام به مرغ دگر نه                                    که عنقا را بلند است آشیانه

  بار دیگر چهره کریه شووینیسم و فاشیزم فارس و آریایی به شکلی دیگر و این بار با حمایت ارگان رسمی دولت و در واقع با پیشدستی خود عوامل کور فاشیست که در دامنه دولت نفوذ کرده اند نمودار گردید. روزنامه دولتی ایران در ویژه نامه خانواده روز جمعه 22/2/85 با چاپ کاریکاتور و مطلب اهانت آمیزی بار دیگر ترکان و هویت و ملیت آنان را به سخره گرفته است. ترکان که اکثریت نسبی جمعیت ایران را تشکیل می دهند و دلاوریها و رشادتهای آنها در طول تاریخ و در انقلاب مشروطیت و قیام شیخ محمد خیابانی و در تاریخ معاصر در انقلاب اسلامی و حماسه هشت سال دفاع مقدس بر احدی پوشیده نیست، علیرغم نقش مؤثر و سازنده در طول تاریخ ایران، سیاستهای شوونیستی و فاشیستی رژیم پهلوی که در حدود 85 سال حکومت ننگین خود بیشترین اهانتها و ظلم و ستم ملی را به اقوام و ملل ساکن در ایران و بالاخص ترکان روا داشتند، از جمله ممنوعیت استفاده از زبان ترکی در مدارس و مطبوعات، محدودیت و فشارهای شدید در اجرای موسیقی آذربایجانی، جعل تاریخ و  هویت ترکان با اجیر کردن باصطلاح نخبگانی چون کسروی و...، تغییر و جعل اسامی اماکن و شهرها و روستاهای آذربایجان، جریمه کودکانی که به زبان مادری خود ترکی، در مدارس حرف می زدند و اهانت و تحقیر ترکان به انحا مختلف که با شدت و حدت تمام در آذربایجان پیاده می شد. انقلاب اسلامی که با نقش قابل توجه خود ترکان که از ستم ملی و شوونیسم آریایی به تنگ آمده بودند و با جانفشانی آذربایجانیان و ترکان در حماسه ای چون حماسه 29 بهمن تبریز که مقدمه ای برای پیروزی انقلاب شد، امیدوار بودند که فارغ از آمال ننگین شووینیسم و فاشیزم به مطالبات خود دست بیابند. ولی متاسفانه با گذشت 27 سال از پیروزی انقلاب، ترکان که نصف جمعیت ایران را تشکیل می دهند از تحصیل به زبان مادری خود محروم هستند و از تبعیض های فراوانی رنج می برند، و پیوسته آماج انواع توهین ها و تهمتها قرار می گیرند از جمله همین اقدام ننگین روزنامه ایران. بدینوسیله ما دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر ضمن اینکه این اقدام توهین آمیز روزنامه ایران را به ترکان غیور و تاریخ ساز، ادامه سیاست ترک ستیزی پهلوی می دانیم و به مسوولین در مورد عواقب احتمالی چنین اقداماتی که با احساسات ملی و هویتی ملت آذربایجان بازی می کنند هشدار داده و خواستار عملی شدن موارد زیر هستیم:

1.      عذرخواهی رسمی روزنامه ایران از ملت آذربایجان و محاکمه و برخورد قاطع با عوامل روزنامه

2.       اجرای اصول 15 و19 و 48 قانون اساسی که بر تدریس زبانهای اقوام و ملل ایرانی و برابری آنان تاکید می کند.

3.   آزادی بی قید و شرط فعالین  حرکت هویت طلبی آذربایجان که در جهت احقاق حقوق و مطالبات مدنی آذربایجان تلاش می کنند.

4.      رفع و برداشتن محدودیتهای تجمع عظیم قلعه بابک که با هدف بیان مطالبات قانونی آذربایجان برگزار می شود.

5.    رفع تبعیض و بی عدالتی اقتصادی در آذربایجان و تلاش برای ایجاد بسترهای مناسب جهت جلوگیری از مهاجرت اجباری ترکان که به تبع این مهاجرت اجباری الیناسیون و از خودبیگانگی فرهنگی حاصل می شود.

6.    مقابله با جو اختناق و خفقان و بگیر و ببند شدید فعالان ترک و همچنین رفع توقیف نشریاتی که به انعکاس مشکلات آذربایجان می پردازند.

  ما دانشجویان دانشگاه آزاد اهر جهت تحقق اهداف فوق و در اعتراض و محکومیت این اقدام اهانت آمیز روزنامه ایران روز یکشنبه مورخه 31/2/85 ساعت 1230 در محوطه دانشگاه تحصن خواهیم نمود.

  دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 2:10 | لینک ثابت |

چگونه يك كاريكاتور مي تواند باعث چنين حركت اعتراضي وسيعي گردد؟ 

ياشار تبريزلي

در چند روز اخير شاهد حركتهاي دانشجويي و مردمي عظيمي در اعتراض به اهانت روزنامه ايران به تركها بوديم. حقيقت اين است در تاريخ بعد از انقلاب اسلامي ، كشور ايران به غير از نمايشها و راهپيمايي هاي دولتي هيچ حركت و اعتراضي به اين وسعت را به خود نديده بود. نه مشكلات و تبعيضهاي اقتصادي و سياسي و جنسي تاكنون منجر به اعتراضاتي به اين وسعت شده بودند و نه دعوت اوپوزيسيونهاي سراسري مقيم داخل و خارج ايران.

حال دو سئوال پيش مي آيد:

  • چگونه يك كاريكاتور مي تواند باعث چنين حركت اعتراضي وسيعي گردد؟
  • چرا اخبار اين حركات توسط تريبونهاي دولتي و غير دولتي و حتي تريبونهاي مدعيان دموكراسي در سراسر ايران بايكوت شده و يا به صورت حداقل ممكن از روي ناچاري منعكس ميگردد؟

در جواب سئوال اول بايد گفت كه اين اعتراض ، تنها اعتراض به يك كاريكاتور نيست، بلكه اعتراض به 84 سال توهين و تبعيض نسبت به تركهاي كشور ايران است. اين اعتراض ، اعتراض به سيستم فكري-سياسي تبعيض ملي در ايران است كه بناي آن حدود 100 سال پيش پي ريزي شده است.  حتي اگر اين كاريكاتور محصول سهو باشد نه عمد( البته چنين فرضي مشكوك مي باشد) ، باز مي توان ريشه اين سهو را در اين سيستم تبعيضي جستجو كرد كه چنين سهوكاراني را پرورش مي دهد. چه بسا تعدادي از اين سهوكاران ترك نيز باشند. اين سيستم فكري و سياسي غلط حتي انسانهايي را پرورش مي دهد كه تيشه بر ريشه خود مي زنند.

آيا با عذر خواهي مسئولين روزنامه ايران اين اهانتها و تبعيضها تكرار نخواهد شد؟ آيا پرورش ديدگان سيستم آپارتايد حاكم محدود به كاريكاتوريست روزنامه ايران است و در روزنامه اي ديگر و در تريبوني ديگر باز شاهد چنين توهينهايي نخواهيم بود؟ آيا با عذر خواهي روزنامه ايران 25-30 ميليون ترك ايراني حق تحصيل به زبان مادري خود را خواهند يافت؟ آيا زنداني سياسي آذربايجان آزاد خواهد شد؟ آيا سرمايه هايي كه آذربايجان را به سمت مركز ترك كرده اند باز خواهد گشت؟ يقين نه!

توقيف روزنامه ايران و محاكمه مسئولين چنين  اهانتي حق معترضين بوده و درس عبرتي براي ديگر دانش آموختگان سيستم آپارتايد حاكم مي باشد. اما شايد تازه گام اول در تخريب سيستم آپارتايد ملي در ايران است كه امروز به نام شونيسم فارس شناخته مي شود.

پس اعتراض دانشجويي و مردمي هفته اخير نه تنها اعتراض به يك كاريكاتور بلكه در اعتراض و در راستاي نابودي يك سيستم فكري-سياسي فاشيستي و ويرانگر در ايران است. كاريكاتور روزنامه ايران نمود كوچكي از اين سيستم تبعيضي است كه متاسفانه در قرن 21 هنوز گريبان مردم ايران را رها نكرده است.

چنين حركت وسيعي در راستاي احياي حقوق ملي تركهاي ايران ، نمايشگر اين حقيقت است كه مؤلفه مساله تبعيض ملي وزنه سنگيني در مقوله دموكراسي در ايران است وبي توجهي مدعيان دموكراسي در ايران به حل مسئله ملي فريب خود و ديگران مي باشد.

اما سئوال دوم را به گونه اي ديگر بپرسيم: اگر تعداد انگشت شماري دانشجو در مقابل دانشگاه تهران شعار دموكراسي براي ايران سر مي دادند آيا  اخبار چنين تجمعي نيز همانند تجمعات چند هزار نفري دانشجويان آذربايجاني در دانشگاههاي مختلف در سايتهاي فارس زبان كم اهميت انعكاس خود را پيدا مي كرد؟ سايت BBC بخش فارسي را ببينيد. حتي يك خبر از تجمعات عظيم هفته قبل را منعكس نكرده است. در حاليكه همايش فردوسي در كشورهاي مختلف و يا اخبار مربوط به دنياي موسيقي از ديد مخبران آن پنهان نمي ماند! سايت خبري ايران امروز بي آنكه اصل خبر را منعكس كند شاهد درج تحليلات منفي آقاي مزدك بامدادان كه خود تورك مي باشد در تقابل به اين حركت هستيم! آيا آزادي رامين جهانبگلو از آزادي مصطفي عيوض پور فعال آذربايجاني مهمتر است؟ و.....*

آيا اين مدعيان دموكراسي در ايران نظرات هموطنان ترك خود را شايسته درج در تريبونهاي خود نمي بينند؟ آيا از ديدگاه آنها چند هزار دانشجوي تركي كه در دانشگاههاي ايران اقدام به اعتراض نموده اند، ايراني نيستند؟ آيا خود را قيم ايرانيها مي بينينند كه چه خبري براي آنها مصلحت است و چه خبري به خير آنها نيست؟

باز اين بايكوت و سانسور سندي است دال بر وجود سيستم آپارتايد ملي در ايران. سيستم آپارتايدي كه گاه دلقكهايي را پرورش مي دهد كه زبان توركي را به عمد يا سهو وسيله تفريح و مسخره مي كنند و گاه مخبران و روزنامه نگاران و سياستمداراني كه هنوز وجود و حقوق غير فارس زبانها را در ايران باور ندارند .

كاريكاتور اخير تاري است از تار و پور سد ضخيم تبعيض ملي در ايران. اين كاريكاتورتمامي درد معترضان نيست اما اهميت چنين توهيني زماني پديدار ميشود كه با ديدي وسيع تر اقدامات مشابهي را كه در طول 84 سال گذشته و در عرض مكانهاي متفاوت رخ مي دهد با هم ديد. دانشجويان و جوانان معترض به اين كاريكاتور جواناني احساساتي نيستند كه با يك جوك وارد صحنه اعتراضات شوند آنها نيز از گستره اين اهانتها و تبعيضها به خوبي آگاه بوده و با دقت عواقب چنين كاريكاتورهايي را تحليل مي كنند. اين جوانان دچار افراط نشده اند. آنها فقط حقوق ملت خود را مطالبه مي كنند. براي آنها احياي حقوق و هويت ملي و قومي خود آنقدر اهميت دارد كه براي گردانندگان سيستم آپارتايد ملي امحاء هويت تركها در ايران  حياتي و مهم است! 
 به اميد دنيايي عاري از تبعيض و نژادپرستي

85/2/31

 

 

تجمع اعتراض آميز در دانشگاه اميرکبير با شکستن درب وليعصر اين دانشگاه برگزار شد!

 

امروز، مورخه 31/02/1385 ساعت 13:00 اعتراض دانشگاه اميرکبير از داخل و خارج (درب وليعصر) اين دانشگاه شروع شد. همه شرکت­کنندگان که پلاکاردهايی با مضامين :

 مرگ بر آپارتايد.              توتولانلار آزاد اولسون.

اويان آذربايجان.               يا آزادليق، يا اؤلوم.     من اودام، اودلا اويناما،        آليشارسان يانارسان.

قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليغا وار هوسيم.

تورکون ديلی آزاد اولسون، دوشمن­لری خار اولسون.

ياشاسين آذربايجان، محو اولسون آپارتايد.

ياشاسين آذربايجان.

ايشيق هله سونن دئييل، تورکون ديلی دؤنن دئييل.

روزنامة فاشيستی، توقيف بايد گردد.

اؤلوم اولسون فاشيسمه، ننگ اولسون شووينيسمه.

آپارتايد حيا کن، حماقت را رها کن.

تورکون ديلی اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل.

هارای، هارای، من تورکم.

بشنو، بشنو، من ترکم.

مرگ بر فاشيسم.

مرگ بر شووينيسم.

هرندی، استعفا، استعفا.

ستارگان پارسی شعار يک فاشيست است.

نمايندگان تورک مجلس، حمايت، حمايت.

ايران؛ توقيف.                       هرندی؛ استعفا.

 

در دست داشتند به سمت درب وليعصر حرکت کردند. ابتدا از نگهبانی درب که تعدادشان به بيش از 10 نفر می­رسيد و درب­ را قفل کرده بودند خواستند که درب را باز کنند. لکن آنها از اين کار طفره رفتند. نزديک به 500 نفر در پشت درب­ بسته، و 500 نفر ديگر در آنسوی در شروع به تکان دادن در کردند و در از لولاها جدا شد و جمعيت دو سوی درب همديگر را در آغوش گرفتند و شعار "ياشاسين آذربايجان" سر دادند.

سپس متينگ شروع و خبرنگاران حاضر که تعداد آنها 3 نفر بود شروع به عکسبرداری و نوت برداری کردند. بعد از سخنرانی­ها که با شعارهای شرکت کنندگان همراه بود جمعيت فوق مقابل سلف سرويس دانشگاه رفتند و در محل تريبون آزاد دانشجويی شروع به ايراد سخنرانی کردند. در انتها، روزنامة فاشيستی ايران توسط حاضرين به آتش کشيده شد و با خواندن مارش "آذربايجان سن سن منيم – عولوييتيم شان شوهرتيم" متينگ اعتراضی به پايان رسيد.

هنگام خروج از درب ها نگهبانان قصد بازداشت يکی از شرکت کنندگان را داشتند که با بيداری و هوشياری حاضرين و هماهنگی جهت خروج همه بصورت همزمان از درب شکسته اين کار امکان پذير نگرديد.

 

85/2/30

 

 

اگر می خواهید آذربایجان آرام شود وزیر ارشاد را عزل کنید

 

اعتراضات ملت آذربایجان علیه اهانت شدیدا مشمئز کننده روزنامه ایران، اعتراضاتی کاملا مردمی ، خودجوش و البته آگاهانه است.

تجمعات و تظاهرات سریع و وسیعی که از روز دوشنبه در شهرهای تبریز، اردبیل، اورمیه، زنجان، مراغه، قزوین، خوی، بناب، سراب، کرمان، اصفهان، همدان، خلخال، نقده، قوشاچای ... صورت گرفته و همچنان ادامه دارد صرفا به معنای اعتراض به اقدام موهن یک روزنامه فاشیستی نیست.

دست کم طی 28 سال گذشته که ملت آذربایجان خالق قیام 29 بهمن، عامل پیروزی 22 بهمن، فدائی جنگ ایران و عراق و... بوده اند با حیرت شدید و البته صبری عمیق، شاهد تحقیر بی شرمانه زبان و فرهنگ و نیز تحریف وقیحانه تاریخ و هویت خود از سوی نهادهای حکومتی و یا مراکز پان فارسیستی وابسته بوده اند.

طی این مدت هیچ دولتی در قبال این نسل کشی فرهنگی نه تنها از خود واکنش نشان نداده بلکه تا حد ممکن امکانات سخت افزای و نرم افزاری لازم را جهت پیشبرد هر چه بیشتر این پروژه دراختیار کارگزاران شوونیسم قرار داده است.

متولیان امر فرهنگ در ایران، بارها زبان فارسی را به رغم اختصاص آن به اقلیت فارس زبان، رمز وحدت و هویت ملی ایران(کثیرالمله) دانسته و برای رشد  و گسترش ان در کشور و اقصی نقاط جهان بودجه هنگفتی را اختصاص داده اند.

اما متولیان مذکور نه تنها تاکنون هیچ کمکی به اجرای اصل کم ارزش 15 قانون اساسی در راستای تعلیم زبانهای دیگر ملل و اقوام ایران نکرده اند بلکه در کمال تعجب، بخش بزرگی از امکانات فرهنگی این مملکت را به منظور فارس سازی مناطق غیر فارس نشین و اضمحلال برخی از زبانهای کثیرالانتشار   و  علی الخصوص زبان تورکی با 30 الی 35 میلیون متکلم صرف کرده اند.

همچنین متاسفانه صحنه گردانان امور فرهنگی این کشور با تنگ نظری و کوته بینی های مشهود خود همانند دوران پهلوی بصورت آشکاری در باتلاق پان فارسیسم در غلطیده اند.

در حال حاضر آریا گرائی، کوروش پرستی و فردوسی ستایی افراطی به حدی در لایه حاکمان رسوخ کرده است که شعار تیم ملی را ستارگان پارسی می گذارند، در تعریف کوروش ازپیغمبر اسلام (ص) هم عبور می کنند و فردوسی و شاهنامه را اساس ایرانیت معرفی می کنند.

مثلا اقای صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کابینه ای که به شدت به اصول گرایی معروف است و خود او نیز بیش از هر وزیر دیگری شهره به فوندامنتالیسم شیعه می باشد در 25 اردیبهشت ماه در همایش «پژوهشی در آثار و احوال فردوسی» گفته است:

  «فردوسی‌زدایی مقدمه ایران‌زدایی و حماسه‌زدایی از این سرزمین و ملت است. دولتهای زورمدار و سلطه‌گر زمانی که قصد کشوری را می‌کنند، باید پیش از آن ارزش‌های اخلاقی و باید و نبایدهای آن را بزدایند و روح حماسی را در آنان بمیرانند تا راحت به مقاصد خود دست یابند.

او حمله کردن و فحش و ناسزا دادن به فردوسی را نمونه‌ای از چنین اقدامات دانست و افزود:اقدام علیه این شخصیت برجسته ادبی ایران زمین مقدمه‌ای بود برای آنکه کشور را به دشمن بسپاریم.

وی ادامه داد: حمله به فردوسی در واقع حمله به همان پشتوانه‌های غنی اعتقاد ملی و هجمه علیه کسی است که در تمامی صفحات و جای جای اثر بی‌نظیرش (شاهنامه) یاد و نام خدا موج می‌زند.»

این در حالی است که فردوسی به دلیل مجموعه ای از اشعار   غیر عقلانی، غیر مردمی، قدرت ستا، زن ستیز و ضد قومی اش از جایگاه محبوبی در بین اقوام غیر فارس ایران بخصوص تورکها، اعراب و مازندرانیها برخوردار نیست.

اکنون چنین وزیری مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی  و نیز روزنامه دولتی ایران است.

بنابراین مسئولیت آن چه که در روزنامه ایران جمعه نوشته شده است تنها بر عهده مسئولین مستقیم این مجموعه نیست. بی تردید نقش شخص وزیر ارشاد و سیاستهای قوم گرایانه اش بیش از پیش در این افتضاح تاریخی مشهود است.در وهله اول توقیف کوتاه مدت روزنامه ایران و ضرورت برخورد قضایی با همه عوامل متهم این اهانت رکیک امری کاملا بدیهی است.

همچنین اگر مسئولین می خواهند که آذربایجان خشمگین آرام گیرد بهتر است بسرعت مقدمات استیضاح و عزل وزیر  ارشاد را مهیا کنند و به رییس صدا و سیما نیز در خصوص قطع برنامه های نژاد پرستانه و قوم ستیز اخطار کاملا جدی دهند.

 

ائلشن اکینچی

 

85/2/30

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 2:9 | لینک ثابت |

 

خبرهای فوری از دانشگاه زنجان

دانشجویان دانشگاه زنجان در تحصن روز شنبه ساعت 12 اعلام کردند که سلسله اعتراضات خود را تا رسیدن به خواسته هایشان ادامه خواهند داد.

امروز شنبه 85/2/30ساعت 11/30 ظهر تجمع وتحصن دانشجویان دانشگاه زنجان در میدان مرکزی دانشگاه زنجان شروع شد. در این تحصن دانشجویان پس از برگزاری تریبون آزاد در میدان مرکزی که با حضور1500تن از دانشجویان برگزار شد دانشجویان اقدام به راهپیمایی نمودندوبه طرف جاده ترانزیت بین المللی تبریز تهران حرکت نمودند. دانشجویان فوق خواهان عذرخواهی وزیر ارشاد وبرخورد قضایی با روزنامه ایران هستند. همچنین دانشجویان تهدید کرده اند در صورت عدم اعطای مجوز برای برگزاری تجمع در شهر زنجان جاده ترانزیت تهران تبریزرامسدود خواهند نمود

کلاسهای ساعت 8 الی 10 دردانشگاه زنجان برگزار نشد

دانشجویان دانشگاه زنجان در اقدامی خودجوش اقدام به بستن در این دانشگاه نمودند.در پی این اقدام سرویسهای دانشجویی این دانشگاه دم در این دانشگاه متوقف گردید وکلاسهای ساعت 8 تا 10 این دانشگاه تشکیل نشد همچنین دانشجویان در اعتراض به توهین روزنامه ایران تحصنی 1000نفری را ترتیب دادند . در این برنامه دانشجویان به سر دادن شعارهایی علیه شوئونیسم فارس پرداختند

بیش از هزار نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان با تحصن در میدان دانشگاه به اعتراض خود به اقدام موهن روزنامه ایران ادامه می دهند.این دانشجویان از حدود ساعت ۷ صبح در این محل جمع شده و در قالب تریبون آزاد و دعوت از دیگر دانشجویان برای تعطیلی کلاسها برنامه خود را ادامه می دهند.اکنون کلاسهای درس تعطیل است و مسئولین دانشگاه با با بستن درهای دانشگاه از ورود دانشجویان و خبرنگاران به دانشگاه جلوگیری می کنند.

 

85/2/31

 

بیانیه شماره 1 دانشجويان ترك زبان دانشگاه خواجه نصیر طوسی

 

ايران مملكتي با انواع قوميت ها و فرهنگ هاي مختلف می باشد. 35ميليون پراكندگي جمعيت ترک نقش به سزايي در حفظ و صيانت از كشور در طول ساليان متمادي وجنگ تحميلي داشته اند .

ولي اين رشادت ها  و جانفشاني هاي  فداكارانه فرزندان غيور آذربايجان در حق اين مرز وبوم همیشه و همه جا با بي مهري و ناسپاسي عده اي خاص  كه اكثريت امكانات اعم از سرمايه هاي ملي  و رسانه هاي جمعي را درحيطه اقتدار خود دارند مواجه گرديده است   كه مورد اخير آن در اقدامي وقيحانه از طرف روزنامه  ايران(جمعه22) به وقوع پيوسته است . تشبيه ميليو نها انسان اصيل و ريشه دار با فرهنگي سرشار از عزت و افتخار كه جاي جاي آن نشان از مردانگي و غيرت وحميت دارد به موجودي بي ارزش و نجس آن هم در روزنامه اي كه خود را رسانه اي همگاني ميداند و امتياز آن متعلق به سازمان خبر گزاري جمهوري اسلامي است   چه منطق و دليلي ميتواند داشته باشد ؟ آيا جز اين نيست كه عده اي بي ارزش بي مقدار كه نه فرهنگ غني دارند و نه گذشته اي معلوم  اين اقدامات را در جهت لگد كوب كردن عزت و شرف ملتي با پيشينه فاخر تاريخي انجام مي دهند؟!.

ملت تاریخ ساز سرزمینی باشی و با جعل و دروغ های به اسم تاریخ انکارت کنند !نام آورانت زبانزد زبانها و قلم های دنیا باشند اما در سرزمین خود جز به تحقیر و توهین یادت نکنند !تمام افتخاراتت به نام ایران ثبت شود اما آنجا که از هویت خویش دفاع کنی بیگانه ات خوانند ! و......آیا لازم است برای چندین و چندمین بار تکرار شود که تاریخ و هویت این سرزمین به مدیریت و قدرت ترکان بنا شده و هنوز که هنوز است اگر آذربایجانی ها برای ایران دل نسوزانند ، چه بسیار بلا ها که برسر ایران نیاید! به چه زبانی باید با شما سخن گفت ؟!  آیا این حقیقت که عمده تاریخ سازان این سرزمین ترکان بوده اند و هنوز هستند . چه قدر براین کوته اندیشان گران آمده که به چنین دلقک بازی های رقت انگیز روی آورده اند!

آیا برای چندمین بارباید تکرار کرد که  خائنین واقعی به ایران، این کوته اندیشان قوم پرستند که کثرت هویتی و فرهنگی این سرزمین را انکار می کنند نه آنان که یک چشم به حفظ وحدت ملل ساکن ایران دارند و چشم دیگر خونین از تبعیض. اما هزاران دریغ که این حقایق در مغز نداشته ی این مرتجعان نمی گنجد !

در یغا! دیر گاهی است که قوم پرستان کوته اندیش در مطبوعات و تریبون های تبلیغی خودشان مدعی ایران دوستی و ملت پرستی می شوند اما آن قدر دیوانه و بی منطق اند که تنها قوم خویش را ملت ایران می دانند !دریغا! که در چه غفلت بی نظیری به سر می برند! چه سان باید با اینان سخن گفت؟! هنوز بر ملت ما معلوم نیست که چه دستانی گردانندگان چنین تریبون های به اصطلاح رهنگی هستند! که همه چیز دارند  به جز فرهنگ انسانی!!!  

آیا این است مزد ملتی که بیشترین هزینه ها را در راه حفظ ایران داده است؟!

                      

!آیا همگان باید رنج حفظ این سرزمین و اعتلای آن را بر دوش کشند اما فرصت و امنیت حاصل از آن صرف تبلیغ تصورات مالیخولیائی این حضرات شود؟!آیا وقت آن نرسیده است که که مراکزومحافل فکری و فرهنگی این سرزمین تن به گفتمانی سراسری برای تعیین تکلیف با چنین خائنان وخیانت هایشان دهند؟!آیا نمی فهمند که این رفتارهای حماقت آمیزحاصلی جز پراکندگی و تفرقه در این شرایط خاص سیاسی ایران که نیاز به مشروعیت داخلی دارد، نخواهد داشت؟!

تا کی دلقک های قلم بدست باید پیروان کر و کور پلشتی های تولیدی دم و دستگاه وطن سوزان باز مانده پهلوی باشند؟!تا کی باید متحمل و شاهد حضور این میراث داران میراث شوم در ارگان ها و مراکز به اصطلاح فرهنگی باشیم؟! باز می گوییم

   مه فشاند نور و سگ عوعو کند                             هرکسی بر خلقت خود می تند

و دندان خشم بر جگر صبر خاییده و به این اعتراض نامه بسنده می کنیم. اما همصدا با تمام آذربایجانی ها و غیرآذربایجانی های نیک اندیش نسبت به ادامه ی این اقدامات و رفتارهای غیرانسانی و ضد فرهنگی هشدار می دهیم!

البته اين اولين اقدام اين قبيل افراد نبوده و آخرين اقدام آنها نيز نخواهد  بود  در واقع اين  قبيل اعمال در راستاي يك مسير فكري كه از مدتها قبل بوده و همچنان ادامه داشته و از اوايل سال جديد نيز شدت گرفته است به گونه اي كه در سال جديد ملت ترك انواع و اقسام اهانت ها را به خود ديده است .

در شرايطي كه ما به علت حرف زدن به زبان مادري خود هر روز لقب پان را نسبت به خود مي شنويم نمي دانيم   افرادي را كه اين قبيل  برخورد ها و شعارها را مي دهند چه بايد بناميم ؟؟ قضاوت برعهده ی آنانی می گذاریم که هنوز شمع خردشان خاموشی نگرفته، مگر به حد مسخرگی و رذالت چنین جرثومه های قلم بدست پی ببرند!.

ما دانشجويان ترك زبان دانشگاه خواجه نصیر طوسی هم صدا با دانشجويان ترك سراسر كشورکه چند روز است اعتراض شدید خود را نشان می دهند ولی در رسانه های جمعی سانسور خبری شده است خواستار پیگیری قضاییی مقامات مسئول ایران و عذر خواهی رسمی موسسه را از ملت شریف ترک را داریم و از اعتراضات به حق صورت گرفته در دانشگاهای تهران امیرکبیر ،شریف،علم و صنعت،تبریز،ارومیه،تربیت معلم،رجایی،بهشتی، دانشگاهای آزاد ،اردبیل،همدان،زنجان، قزوین، ،....حمایت کرده و تا رسیدن به خواسته هایمان به اعتراضمان ادامه داده و از طرف مسئولین دانشگاه در راستای محکوم کردن حرکت صورت گرفته حداقل ،انتظار همکاری برای صدور مجوز تجمع اعتراض آمیز را داریم.متعاقبآ نتایج پیگیری به اطلاع همه عزیزان خواهد رسد.

آذربایجان اویاخدی        وارلیقینادایاخدی   //    قیزیلدان اولسا قفسیم      آزادلیقا وار هوسیم

منیم دیلیم اولن دئییل   باشقا دیله چونن دئییل//  یاشاسین تورک اوغلو //  روزنامه فاشيستي توقيف بايد گردد//    مرگ بر آپارتايد

85/2/31

 

بیانیه شماره2 دانشجويان ترک زبان دانشگاه خواجه نصیر طوسی

 

احترام به هويت و فرهنگ ملي از حقوق اوليه انسانها در سرزمينهاي چندمليتي همچون ايران است. در حالي که بيش از 200 سال از تدوين اسناد حقوق بشري مبتني بر احترام به کرامت انسانها ميگذرد، هنوز حق برابري و کرامت انسانها در اين سرزمين پايمال مي شود. توهين شرم آور و شوونيستي برنامه ريزي شده در روزنامه ايران - ارگان رسمي خبرگزاري جهموري اسلامي ايران (که با هزينه و بودجه عمومي بايستي در جهت اعتلابخشي فرهنگ مردم اين سرزمين و ازجمله آذربايجانيها گام بردارد)- يادآور ديدگاه هاي قرون وسطايي برتري بيني قومي و انحصار گرايانه فارسي در قرن بيست و يکم و در دوره دولت مهرورز! نشان از دروغين بودن شعار برابري اقوام و فرهنگها در اين کشور دارد.

در حالي که عقب ماندگي اقتصادي و اجتماعي و تبعيضهاي رواداشته شده بر ملل غيرفارس ايران نياز شديد به جبران وضعيت اسفبار آنان را اقتضا ميکند، اين عمل شرم آور، بي شک آنان را به بهبود اين وضعيت در دولت جمهوري اسلامي مأيوس مي نمايد.

بدينوسيله ما دانشجويان ترک دانشگاه خواجه نصیر طوسی ضمن محکوم کردن اين عمل شوونيستي و نژادپرستانه که به کرات در جرايد و رسانه هاي عمومي ديده مي شود، خواهان موارد زير هستيم:

1.      عذرخواهي وزير ارشاد به عنوان بالاترين مقام مسئول دولتي که خبرگزاري ايرنا وروزنامه ايران زير نظر وي فعاليت دارد.

2.      برخورد قضايي با مدير مسئول وسر دبير ونويسنده مطلب مندرج درروزنامه ايران طبق قانون مطبوعات

3.   توقف تمامي اشکال مختلف توهين به ترکها در نشريات سراسري وصداوسيما واحترام به هويت ترکها در ايران ورفع تبعيضات اقتصادي از آذربايجان(استانهاي آذربايجانغربي و شرقي واردبيل وزنجان وهمدان و قزوين)

4.   نمایندگان مجلس شورای اسلامی موظف به پی گیری موضوع این اهانت متعفن بوده وضروری است جهت دفاع از حقوق موکلین خود به ابزارهایی چون طرح سئوال و استیضاح متوسل شوند.

ما دانشجويان ترک زبان دانشگاه خواجه نصیر طوسی حمايت خود را از تمامي تجمعاتي که به منظور اعتراض به مطلب توهين آميز مندرج در روزنامه ايران مورخه 22/2/84  در تمامي نقاط ايران صورت پذيرفته و ادامه دارد اعلام ميداريم وبالاخص حمايت قاطع خود را از اعتصاب بازار بزرگ تبريز که از روز شنبه مورخ30/2/84 آغاز شده و حرکتهای مردمی و دانشجویی خود جوش، صورت گرفته در شهرهای تبریز ،ارومیه ،اردبیل ،همدان ،زنجان ،خوی ،سلماس ،بناب ،سراب ... ، اعلام ميداريم. و به منظور نشان دادن اعتراض شدید خود روز سه شنبه ساعت12 در دانشکده عمران خواجه نصیر طوسی(بالاتر از ونک،روبروی برج اسکان) همراه با تمامی دانشجویان آزاد اندیش در تجمع اعتراض آمیز حضور فعال داشته و از تمامی اساتید آزاد اندیش و ترک زبان انتظار همراهی و شرکت کردن در تجمع را داریم.دوباره تاکید میکنیم از پای نخواهیم نشست وبه اعتراضاتمان همصدا باتمام ترک زبانان ایران تا رسیدن به خواسته هایمان ادامه خواهیم داد.

85/2/31

 

آخرین تصمیمات اتخاذ شده در نشست دانشجویان فعال و نمایندگان دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای کشور  

در نشست دانشجویان آذربایجانی که درعصر روز شنبه مورخ 30 اردیبهشت برگزار گردید، دانشجویان پس از بحث و بررسی فراوان تصمیمات مهمی اتخاذ نمودند که به اطلاع ملت شریف آذربایجان می رسد

در پی توهین روزنامه ایران، دانشجویان و ملت آذربایجان با وحدت و همبستگی کامل به پا خواسته و از ارزشهای ملی و هویتی خود دفاع جانا نه ای نمودند. علیرغم بایکوت شدید خبری حاکم بر فضای آذربایجان شدت اقدامات و تجمع های سراسری بقدری قابل توجه بود که باعث حیرت و شفتگی تحلیلگران سیاسی شده است. سرعت  وقوع تغییرات و تحولات سیاسی  ما را به هوشیاری هر چه بیشتر در اتخاذ تاکتیکهای مبارزاتی فرا می خواند. برای جلوگیری از هرگونه انحراف در مسیر حرکت ملی آذربایجان در این شرایط حساس تاریخی ما نیز همصدا با دوستان عزیزمان اعلام میداریم که با توجه به احتمال سو استفاده عوامل شونیزم از تجمعات بحق و قانونی دانشجویان برخورد منطقي، مدنی و فعال به عنوان استراتژي مطلوب فعالين حرکت در مقابل اعمال تحريک برانگيز شونيستها ست. از اینروی تصمیات متخذه زیر را به اطلاع عموم هموطنان می رسانیم
 

دانشجویان آذربایجانی با یکپارچگی تمام  بشدت و با گستردگی هرچه بیشتر تجمعات مدنی، صلح جویانه و آرام خود را در شهرها و دانشگاههای کشور تا توقیف کامل روزنامه ایران ادامه خواهند داد. در این بین دانشجویان منتظر مجوز مسئولان نخواهند ماند، چرا که برای دفاع از شرف، حیثیت و هویت یک ملت هیچگونه نیازی به اجازه آقایان وجود ندارد. اما این امر به مفهوم برخورد خشن و غیر قابل کنترل نبوده و تنها در راستای احقاق حقوق ملی و انسانی ملت آذربایجان قابل ارزیابی است.

از عموم فعالین و ملت شریف آذربایجان درخواست می شود ضمن حضور گسترده در تجمعات اعتراض آمیز از هرگونه برخورد خشن و غیر مدنی اجتناب نمایند و تنها با حضور فعال، گسترده و مدنی خود نگاه مجامع بین المللی را بسوی آذربایجان منعطف نموده و به تمام جهانیان ثابت کنند که ملت آذربایجان با اعتراضات مدنی  و صلحجویانه اش خواهان دستیابی به حقوق ملی خود می باشد.

اینبار بجای اعتراض به شعار شونیستی بکار گرفته شده در تیم ملی فوتبال از تمامی اعضا ترک تیم ملی درخواست می نماییم با استعفای خود از تیم ملی فوتبال ایران رسما عنوان و موقعیت آنرا به تیم ملی فارس زبانان تنزل داده و با اینکار خود چشمهای بصیر دنیا را به سیاستهای نژاد پرستانه حاکم در سیستم ورزشی ایران معطوف نمایند.

از تمامی  دانشجویان و ملت فهیم آذربایجان درخواست می نماییم که در تجمعات خود از شعارهای صرفا ملی و تورک استفاده نموده و با هوشیاری تمام نقشه احتمالی افرادی را که سعی در غیر ملی جلوه دادن این مبارزات بحق را دارند به نحو احسن خنثی نمایند.

از تمامی دانشجویان فهیم آذربایجان می خواهیم که تحت هیچ شرایطی همبستگی، اتحاد سراسری و ملی خود را از دست نداده و نقشه ایجاد خلل در صفوف جنبش دانشجوئی را نقش بر آب نمایند.

با توجه به نزدیک شدن مراسم قلعه بابک امیدواریم ملت آذربایجان با ادامه سلسله اعتراضات مدنی خود، زمینه حضور میلیونی را در مراسم امسال قلعه بابک فراهم نموده، قدرت، یکپارچگی، عظمت و حقانیت حرکت ملی آذربایجان را به جهانیان ثابت کنند.

85/2/31

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 2:7 | لینک ثابت |

دفتر روزنامه ایران در اورمیه به آتش کشیده شد

سایت خبری بازتاب از به آتش کشیده شدن دفتر روزنامه ایران در اورمیه به دست افراد ناشناس در شب گذشته 29 اردیبهشت خبر داد.

به نوشته بازتاب به نقل از فارس نیوز در آتش سوزی دفتر این روزنامه بيش از 3 هزار و 500 نسخه از روزنامه‌هاي اين روزنامه سراسري سوخته و از بين رفته است.

اين در حالي‌است كه سرپرست اين روزنامه در آذربايجان غربي گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در اروميه گفت: بر اثر افتادن سيگار بر روي روزنامه‌ها  50 نسخه از بين رفته است.

در ادامه این خبر که از سوی خبرگزاری فارس و نیز بازتاب انعکاس یافته آمده است:"طي 2 روز گذشته سرپرست اين روزنامه از سوي دانشجويان ترك زبان مورد تهديد قرار گرفته بود

.
بر اساس اعلام انجمن كيوسك‌داران اروميه، در اعتراض به چاپ كاريكاتور و مقاله اهانت‌آميز در رابطه با زبان، هويت و اصالت آذري زبانان كشور، كيوسك‌داران به مدت 2 روز (چهارشنبه و پنج شنبه) از فروش اين روزنامه خودداري كردند. شنيده‌ها حاكي‌است تحريم اين روزنامه سراسري همچنان ادامه دارد."

 

بیانیه دانشجویان دانشگاه پیام نور خوی

ملت تورک آذربایجان

    مدتهای مدیدی است که همه ما شاهد توهین و تحقیر پس مانده هاو عقب  مانده های شوونیسم هستیم .  ملت غیور آذربایجان همیشه تاریخ در کنار سایر قومیت ها و در صف مقدم جبهه ها در راه این خاک, خون ها داده است و هنوز هم خاک این وطن از خون ستار خان ها و شیخ محمد ها و باکری ها و ...رنگین است.

ما اکنون به پاداش خدمت هایمان زیر توهین وتحقیر شوونیست های فارس ودر کشوری که مدعی اسلام راستین است وسردمداران آن خود را پیرو پیامبر اعظم(ص)میدانند ودر هر مجلس و محفلی سنگ همبستگی و وحدت ملی وحقوق قومیتها را به سینه میزنند ! اكنون چه جفاها  وجسارت ها که به ملت تورک نمی کنند!!!

.در پی این تحقیر وتوهین ها"روزنامه ایران" ارگان رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران" در تاریخ 23 اردیبهشت 1385 باچاپ کاریکاتوری موهن ملت تورک آذربایجان را به  سوسک  تشبیه کرده که غذایش تفاله های ملت فارس است وبه راه های مقابله با این مللت سی و هفت میلیونی ..."که به گفته خودشان روز به روز بر تعدادشان در این کشور افزوده میشود "پرداخته است و راه شوونیسم رضا خانی را می پیماید ...و در تصمیمی ناخوشایند تیم فوتبال کشور راکه در آن جوانان غیور تورک که در همه عرصه های  ورزشی تنها مدال آورندگان هستند با نام "ستارگان پارس!! " راهی جام جهانی میکنند .ما ملت تورک آذربایجان که از اکثریت قومیتی در ایرانیم از کمترین حقوق خود بی بهره هستیم در حالی که در بند   15 و 19 قانون اساسی ایران بر این حقوق تأکید شده وهنگامی که خواستار حقوقمان میشویم ..ما را سوسکی که میشود با دمپایی له کرد خطاب می کنند ...آیا این تبعیض نژادی نیست ؟؟؟ آیا این حقوق قومیتی است؟؟!!!

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور خوی هم زبان و هم صدا با سایر هم فکران خود در سایر شهر های آذربايجان اعتراض خود را نسبت چاپ مطا لب توهین آمیز روزنامه" ایران"اعلام میداریم وخواستار عذرخواهی رسمی مقامات و توقیف روزنامه "ایران"هستیم. تفاله های شوونیسم فارس که در قالب حکومت اسلامی راه خود را ادامه میدهند بدانند...

جوانان تورک آذربایجان بیدارند...

 85/2/31

 

بیانیه دانشجویان تورک دانشگاه شهید رجایی

در محکومیت روزنامه «ایران»

   امروز بیش از یک هفته از اعتراض و تحصن ملت تورک در خصوص نشرکاریکاتورهای موهن می گذرد.اما متاسفانه تاکنون هیچ اقدام رسمی برای اعاده حیثیت از ملت مظلوم تورک انجام نشده است و تنها مطلب معذرت خواهی که در روزنامه منفور«ایران» نوشته است توهینی باز بزرگتر صورت گرفته است. آنان در این غلط نامه خود ملت تورک آذربایجان را با اسم موهوم و انفصال گر «آذری»مخاطب قرارداده اند و به خیال خام خود ماجرا را تمام کرده اند، اما آنان از خشم فرو خفته چندین ساله آذربایجان از شونیسم بی خبرند، یا حداقل اینکه خود را به بی خبری زده اند.

 ما دانشجویان تورک دانشگاه شهید رجایی ضمن اعلام انزجار و نفرت خود ازشوونیسم، راسیسم و پان آریائیسم و همصدا با ملت غیور و مظلوم آذربایجان وعلی الخصوص دانشجویان فهیم در دانشگاههای آزاد مراغه، بوعلی همدان، بین المللی امام خمینی قزوین، اورمو، تبریز، تربیت معلم آذربایجان، آزاد اردبیل، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، امیر کبیر، طئهران و.... اعلام می داریم، که توهین، افترا و تحریف علیه تورکها موضوعی تصادفی نیست، بلکه برنامه ای مدون است که هدف آن تنها و تنها از بین بردن نام مبارک آذربایجان و هویت تورکی آن است. لهذا و برای جلوگیری از تحقق این نقشه شوم وپلید خواستار توقیف روزنامه شونیستی «ایران» در کوتاه مدت، و رفع تمام تبعیضهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در دراز مدت برای جلوگیری از تکرار مجدد چنین اعمال نفرت انگیزی هستیم. ما در پایان از ملت آذربایجان و تمامی فعالین آذربایجانی می خواهیم که تا عقب نشینی آپارتاید و شونیسم و محو کامل آن برجای ننشیند. ما همچنین خواستار تشکیل کمیته ای از فعالین تورک برای پیگیری اقدامات لازمه،  ضمن ادامه اعتراضات و تحصنها هستیم.

 

بيانيه شماره 2 دانشجويان دانشگاه آزاد مراغه پيرامون توهين به تركها در روزنامه ايران

توهين به يك ملت ٬ توهين به انسانيت است و اين عمل از طرف هر نهاد و نشريه وسيستمي كه باشد محكوم به شكست است.

توهين به ملت آذربايجان در روز نامه اي كه با پول بيت المال و ماليات ملت ترك آذربايجان اداره مي شود امر ساده اي نيست كه با گذشت زمان‏ به آساني از كنار آن بگذريم و آن را به فراموشي  بسپاريم.لازم به ذكر است كه توهين به تركها توسط سیستم شوئونيستي نه تنها يكبار در روزنامه ايران بلكه در روزنامه هاي ديگر به كرات تكرار گرديده است ودرصداوسيمانمونه هاي فراواني از آن را شاهد بوده ايم.تاكنون نخبگان ترك بارها با ارسال طومارها ونامه هاي متعدد خواهان توقف توهين به فرهنگ 35000000  نفر ترك آذربايجان و آموزش به زبان مادري در مدارس و رفع تبعيضات اقتصادي از آذربايجان (شامل استانهاي آذربايجانغربي وشرقي واردبيل وزنجان وهمدان وقزوين)شده اند.اما مسئولين حكومتي نه تنها به اين طومارهاي پي در پي وقعي ننهادند بلكه سياستهاي شوئونيستي خود را تشديد نمودند و سعي خود را در جهت تحقير فرهنگي و فارس سازي ملل غير فارس ايران تسريع نمودند.

حال با توجه به مظالم فوق الذكر و با توجه به اينكه دانشجويان متحصن در دانشگاه آزاد مراغه در بيانيه شماره 1 خود مشخصا بر سه خواسته تاكيدكرده بودند كه تا بحال محقق نشده است و مسئولين مملكتي بي توجه به اعتراضات سراسري در دانشگاههاي آذربايجان سعي دارند تا از كنار موضوع به راحتی بگذرند لذا:

 

ما جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد مراغه از ساعت 13 روز دوشنبه مورخ2/3/1385 قصد داريم تا با عدم شركت در سر كلاسهاي درس واعتراض در محوطه دانشگاه تا زمان برآورده شدن خواسته هايمان از حضور در سر كلاسهاخودداري نماييم و از تمامي دانشجويان آزاده تقاضامنديم تا با عدم حضور در سر كلاسهاي درس به حركت اعتراضي ما كه همگام با ساير دانشگاهها است بپيوندند.

 

لازم به ذكر ميدانيم كه دولت ومسئولين هر چقدر تلاش نمايند تا روي قضيه سرپوش بگذارند وآن را بايكوت كنند نه تنها اعتراضات تمام نخواهد شد بلكه دامنه اعتراضات گسترش خواهد يافت كه نمونه اين امر آغاز اعتصاب بازار بزرگ تبريزدر اعتراض به اين توهين بيشرمانه است

خواسته هاي دانشجويان:

1).عذرخواهي وزير ارشاد به عنوان بالاترين مقام مسئول دولتي كه خبرگزاري ايرنا و روزنامه ايران زير نظر وي اداره ميگردد

2).برخورد قضايي با روزنامه ايران طبق قانون مطبوعات

3)توقف توهين به تركها در مطبوعات وصداوسيما واحترام به حقوق انساني تركها

 

وعده ديدارروز دوشنبه2/3/85

ساعت 13جلوی ساختمان آموزشی دانشگاه

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 2:5 | لینک ثابت |

 

بیانیه اعتراض آمیز دانشگاه علم و صنعت تهران در اعتراض به اقدامات نژاد پرستان

 

  بسمه تعالي

اي کساني که ايمان آورده ايد ، نبايد قومي ، قومي ديگر را مسخره کند ، شايد مسخره شوندگان، بهتر از آنها باشند." (سوره حجرات ، آيه ۱۱ )

        بار ديگر دستهاي پنهان شوونيست از آستين برآمد و چهره زشت و كريه خود را با توهين به ملت شريف آذربايجان و ترك ايران نشان داد. اهانت بي شرمانه روزنامه دولتي" ايران" در روز جمعه 22/2/84 به ملت آذربايجان در کنار رفتارها و منش هاي پان فارسيستي دولت جديد همانند تبريک سال نو به فارسي زبانان و يا انتخاب تنها شعار شوونيستي جام جهاني براي تيم ملي فوتبال ايران (ستارگان پارسي) و ... دليل روشني بر عزم راسخ شوونيزم هاي فارس گرا براي نابودي فرهنگ ها، بالاخص آذربايجان مي باشد. ما دانشجويان و ملت آگاه آذربايجان در مقابل اين نژادپرستي ها و فرهنگ ستيزي ها سکوت نخواهيم کرد و فرياد مبارزه و دفاع از هويت خويش را سر خواهيم داد .خون ستارخان و بابک هنوز در جاي جاي خاک آذربايجان بوي مبارزه مي دهد. قلم بهرنگي ها، شهريارها و زهتابي هاي آذربايجان اکنون به خون آغشته است و کلام دده قورقود در دلهامان همچنان نويدبخش آزادي و آزادگي ست. سازهامان همچنان صداي کوبنده زنده باد آذربايجان را مي نوازد. و کوههاي سربلند سرزمين مادريمان، پژواک نژادپرستان کوته نگر فارس خواهد بود و قلم هامان براي چندمين بار خواهند نوشت: ما زير بار آسميلاسيون نخواهيم رفت. ما دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، ضمن محکوم کردن اين عمل شوونيستي همگام با ساير دانشجويان آذربايجاني دانشگاههاي کشور تا اعاده حقوق ملت مظلوم آذربايجان و عذرخواهي رسمي روزنامه مذکور از ساحت ملت آذربايجان به اعتراضات و اقدامات مدني خويش ادامه خواهيم داد.

دانشجويان آذربايجاني دانشگاه علم و صنعت

28 اردیبهشت 1385

 

اعتراض گسترده مردم و دانشجويان خلخال به اقدام موهن روزنامه ايران

دانشجویان آذربایجانی و مردم شریف خلال روز شنبه سی ام اردیبهشت 1385 در مقابل دانشگاه آزاد خلخال تجمع اعتراض آمیز برگزار خواهند نمود.

 

 اعتراض گسترده مردم و دانشجويان خلخال به اقدام موهن روزنامه ايران

 بنا به اخبار دريافتي از شهر خلخال- زادگاه سيد جعفر پيشه وري- اطلاعيه اعتراض آميز دانشجويان دانشگاههاي پيام نور،آزاد،دانشکده مامائي در سطح دانشگاهها و داخل شعر توزيع شده است .

در اين بيانيه ضمن اعتراض به اقدامات فاشيستي روزنامه ايران خواستار تجمع اعتراض آميز در روز شنبه در مقابل دنشگاه آزاد شده اند.

 

خبر از گیلان

       خبرهای رسیده از گیلان حاکی است جمعی از فعالین ترک شهرستان رشت با تجمع در مقابل دفتر سرپرستی این روزنامه در رشت دربهای آنرا شکسته و به آتش کشیدند.گفته می شودبرروی دیوارهای دفتر شعار زیر را نوشته اند.

 " زنده باد ترک مرگ بر فاشیست"

 

بيانيه دانشجويان تورك دانشگاه الزهراء تهران در اعتراض به اقدام منفور روزنامه ایران عليه توركها

 

تورکون دیلی اولن ده یيل       باشقا ديله چونن ده یيل

 اهانت وتوهين به ملت تورك آذربایجان، از طريق رسانه هاي جمعي طرفدار آپارتاید، معضل ومشكل حاد ديگری از میان انبوه مصائب ملت ستمديده و مظلوم آذربايجان می باشد. 84 سال است كه دستهاي پليد وپنهان شونيست فارس، با بکارگیری انواع سياستها وترفندهای ضد مردمی، با تمام قوا سعي  میکند تا هويت وسابقه ملل و اقوام مختلف ایران، خصوصا ملت پر افتخار تورك و آذربایجان را محو کند و حقوق مسلم آنان را پايمال نمايد. اين بار نيز اين دست پليد از پس آستين ديگري بيرون آمد.

روز جمعه مورخ 22/2/85، همه مردم ایران، ناباورانه شاهد درج متن وکاریکاتور بشدت نفرت انگیزی علیه زبان، فرهنگ و شان توركها در ويژنامه كودك اين روزنامه رسمی بودند.

روزنامه ایران با زیر پا گذاشتن اخلاق مطبوعانی و رسالت رسانه ای خود، در اقدامی کاملا مشابه به کاریکاتور روزنامه دانمارکی علیه رسول اکرم(ص)، به 35میلیون شهروند مسلمان و تورک آذربایجان اهانت کرد وآنها را به سوسکهای نجاست خوار مستراحهای فارس تشبیه نمود که باید نسلشان از زمین کنده شود. این روزنامه که از طريق بودجه عمومي کشور اداره و وظيفه اطلاع رساني، اخلاق پروری و فرهنگ سازي را در جامعه مي بايست ايفا كند در حال حاضر نقش آفرین صحنه شونيسم شده واينچنين گستاخانه وبي پروا ملت بزرگ آذربایجان را مورد حمله فاشیستی خود قرار داده است.

اکنون آذربایجان با پيشنه ای بسیار قوی و غنی و سابقه ای کهنتر از تاریخ، مورد اهانت مشتی کوکلوسکلن وحشی روزگار معاصر قرارگرفته است. این اهانتها احساسات پاك ملت مظلوم آذربايجان را به شدت جریحه دار کرده است.

بدين وسيله ما جمعي از دانشجويان تورك دانشگاه الزهراء، اعتراض و انزجار خود را از اقدام  شنيع روزنامه ايران اعلام داشته خواهان عذر خواهي رسمي وزیر ارشاد، توقيف اين روزنامه و اشد مجازات برای عاملین شوونیست آن هستيم وتاكيد می کنیم تا پايان دادن به سیاستهای نژاد پرستانه کنونی که خصوصا علیه توركان اعمال می شود هر گز از پای نخواهیم نشست.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 2:3 | لینک ثابت |

 
business articles
free counters