تهران
در تهران قديم، بوتههای خشك را از بيابانهای اطراف جمع می كردند و با شتر به شهر می آوردند و در محلات مختلف می چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته های خشك و اسباب و اثاثيه كهنه و شكسته ای را كه پس از خانه تكانی بيرون گذاشته شده بود جمع می كردند و با آنها آتشی درست می كردند كه همه بايد از روي آن می پريدند و می خواندند: « سرخی تو از من، زردی من از تو » فشفشه و هفت ترقه هم بود اما از بمبها و نارنجك های دستي كه نوجوانان امروزی می سازند و با انفجار آنها شيشههای ساختمانها به لرزه می افتد، خبری نبود.
آذربايجان
خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت های قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب می شود. كودكان نيز چهارشنبه سوری را به خاطر ترقه ها، آتش افروختن ها و خريد هايش دوست دارند. چرا كه بخشی از خريد سنتی اين روز مخصوص كودكان می باشد و مردم برای بچههای خود اسباب بازی می خرند. پسربچه ها به خريد ( ماشن ) ماشين اسباببازی و تفنگ علاقه زيادی نشان می دهند و اكثر دختر بچهها اسباب بازی چهارشنبه آخر سال را " قولچاخ " يعنی عروسك می خرند.
خانم های خانه دار هم به خريد " آينا " و " دراخ " ( آيينه و شانه ) و همچنين" سوپورگه " ( جارو ) می پردازند و می خواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند. خريد آجيل چهارشنبه سوری از ديگر بخشهای خريد سنتی اين روز در تبريز می باشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيلهای متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتی نيز آجيل مخصوص را دارد. « شال ساللاماق » يا « باجالئق » از جمله سنتهای قديمی آذربايجانی ها در چهارشنبه ی آخر سال محسوب می شود. برخی از جوانان و نوجوانان آذربايجانی با برداشتن شال يا توبرهای در چهارشنبه سوری خود را برای اجرای اين رسم قديمي آماده می كنند و اغلب با تاريكی هوا به خانه ی دوست و آشنا و فاميل و حتی ديگران می روند و شال خود را آويزان می كنند؛ به طوری كه ديده نشوند. در گذشته اكثر خانهها در سقف دريچهای برای تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان می شد؛ تا صاحب خانه هديهای را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتی ديگر يافته است. برای مثال در را می كوبند و وقتی صاحب خانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشی از شال را به داخل خانه در حالی كه گوشه ی شال را در دست دارند، در را به روی صاحب خانه می بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار می كنند. هديه گذاشته شده در داخل شال می تواند چيزهای مختلفی باشد كه از آن جمله می توان به انواع شيرينی و آجيل چهارشنبه سوری و ميوه و ... اشاره كرد. در شب چهارشنبه گروهی از جوانان در كوچهها يا پشتبام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش می كنند و سپس از روی آن پريده و می گويند:
" اتيل باتيل چارشنبه بختيم آچيل چارشنبه "
درهمين شب گروهی از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام ها يا كنار پنجرهها به فال گوش ايستاده و بعضی نيز بر سر چهار راه ها می ايستند تا به صحبتهای عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفتههای آنها تفسير و تعبير نمايند. صبح روز چهارشنبه دم دمای طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه سارها رفته و ضمن شادی و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روی آب مي پرند و برای خود در سال جديد آرزوی سلامتی می كنند. گروهی نيز با اعتقاد بر اين كه آبها هنگام تحويل سال از نو متولد می شوند، كوزه های كهنه خود را شكسته و كوزههای تازه را با آب پر می كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاقها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايی دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهی برای آنها در سال جديد مايه بركت باشد.
شيراز
در شيراز به دو شب چهارشنبه سوری گفته می شود: يكی چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال) و ديگری چهارشنبه آخر ماه صفر. با توجه به ارادتی كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوری دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال می گيرند. شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهای كشور چهارشنبه سوری می گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه می كنند. آنها را آتش زده و از آتش می پرند و می گويند: زردی من از تو ، سرخی تو از من. در قديم برخی از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و در آب حوض ماهی آب تنی می كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر می كنند. اين كار هم به خاطر سلامتی و هم به خاطر مهد گرمي انجام می شود. همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايی به زيارت حضرت احمد بن موسی شا ه چراغ (ع) می روند. شاه چراغ (ع) از امامزادههای واجبالتكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادی دارند و شب زيارتی شاه چراغ شب جمعه می باشد. فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوری نيز نزد زنان شيرازی مرسوم است و زنی كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت می كند و در گوشهای در كوچه می ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل می زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده می داند. رسم است كه بعضی از زنان برای برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست می كنند. به اين منبر، مرتضی علي می گويند. از جمله مراسم ديگری كه شيرازيان دارند پخت آشی است به نام “آش ابودردا”؛ بعضی معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايی تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماری و هم به خاطر بخت گشايی می پزند. در شب چهارشنبه سوری در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نا بالغی را وا می دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود. باز رسم است در شيراز دخترهای بخت بسته به محل معروفی به نام “ خانه سيد ابوتراب ” كه در داخل شهر در كوچه “ شيشهگرها ” واقع شده است می روند و زير درخت كهنسالی كه در آن خانه وجود دارد حلوا می پزند و بين فقرا تقسيم می كنند و از صاحب آن خانه يعنی “ سيد ابوتراب ” كه گويا سيد بزرگواری بوده و ششصد سال قبل از اين می زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت می خواهند.
در اين شب شيرازيان “ بوخوش اسفند ” را در آتش می ريزند كه خانه را معطر كند. بوی “بوخوش” خاصيت گند زدايي هم دارد و از گذشتههای دور مورد توجه مردم بوده است. ازجمله خوردنیهايی كه شب چهارشنبه سوری شيرازی ها ميل می كنند آجيل چهارشنبه سوری است كه بدان آجيل شيرين هم می گويند. اين آجيل مخلوطی است از كشمش، نخودچی، مغز بادام، مغز گردو، انجير، مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعی خرمای خشك) و قيسی. در شيراز به دو شب چهارشنبه سوری گفته می شود يكی چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سال) و ديگری چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمی به عمل می آيد كه كاملا شبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل تر می باشد. مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدی (آبی كه از قنات آرامگاه سعدی يا حوض ماهی جريان دارد) شستوشو كنند، تا سال ديگر بيمار نمی شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبی در اطراف جدول مزبور ديده می شود.
گيلان
در آخرين سه شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان ها آيينهای خاصي اجرا می شود. در شب چهارشنبه سوری، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد. اسپند و كندر را دود می كنند، گلاب را به صورت خود می زنند و شمع را به نيت روشنايی روشن می كنند. گيلانی ها خاكستر آتشافروز شب چهارشنبه سوری را صبح چهارشنبه پای درختها می ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور می شوند و كسانی كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج می شوند. آجيل مخصوص چهارشنبه سوری هم كه در همه جای ايران مرسوم است، فسلفه عميقی دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانههای خودردنی و رستنی هايی است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت می گيرد. در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوری طبقی است آراسته از هدايا و دهشهای خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد می كند. در بسياری از ايلها و نيز در نقاط كوهستانی ايران از جمله دهكده های كوهستانی گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دل بستگی بيشتری دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتشافروزی را در شب چهارشنبه برگزار می كنند. دور ريختن وسيلههای كهنه و فرسوده زندگی در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد. در گيلان دخترانِ دم بخت را غروب چهارشنبه سوری با جارو می زنند و از خانه بيرون می اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.
مازندران
رسم چهارشنبه سوری در مازندران با برپايی هفت بوته ی آتش به نشانه ی هفت فرشته و امشاسپند اجرا می شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدی و مرگ را می سوزاند. مردم مازندران سرخی آتش را نشانه ی سلامت و گرمايش را زندگي بخش می دانند. مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارتها با آتش سخن می گويند: " زردی من از تو، سرخی تو از من " سرخی آتش مال ما، زردی ما مال شما، چهارشنبه سوری می كنيم، سينه بلوری می كنيم ، گل چهارشنبه سوری ، درد و بلا رو ببری” سپس آش " چهل گياه " می پزند كه دوا و درمان است. صدای برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده ی شروع مراسم قاشق زنی است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچهها قاشق زنی می كنند . در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچهها می روند و در پشت پنجره يا دكه ی كسب فال گوش می ايستند تا ببينند پدری با دخترش چه می گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير می كنند.
استان مرکزی
يكي از آيين های ايرانی كه ساليان بسيار طولانی در قلمرو فرهنگی ايران برگزار شده است، آيين چهارشنبه سوری است؛ به عبارت ديگر گستره برگزاری جشن چهارشنبه سوری، حوزه حضور فرهنگ ايرانی را نشان می دهد. در بسياری از روستاهای استان مركزی رسم بر اين است كه جوانانی كه نامزد دارند از روی بام خانه دختر، شال خود را پايين می اندازند و دختران در گوشه شال، شيرينی و تخمه می پيچند. اين رسم را شالاندازی می گويند. از ديگر رسم های چهارشنبه سوری، مراسم قاشق زدن است كه مردم و بعضا كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبيده و در پشت در نهان می شوند و صاحب خانه نيز تخم مرغ يا تنقلاتی داخل كاسه می گذارد.
آشتيان
در آشتيان از توابع استان مركزی، مرسوم است كه كوزهای خالي را از بالای بام در شب چهارشنبه سوری به پايين می اندازند. اهالی اين كار را به اين نيت انجام مي دهند كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود. از ديگر رسم هايی كه در شب چهارشنبه سوری در آشتيان مرسوم است، رسم قاشق زنی است كه در اين رسم عمدتا دختران، چادری به سر كرده و بر در خانه اهالی محل رفته و با قاشق به كاسه می كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب می داند، به آنها آجيل و شيرينی می دهد. فال گوش ايستادن به وسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوری بين اهالی آشتيان مرسوم است.
نمادها
سنجد ( Sorb ) : نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
سمنو (Samanoo ): نماد خوبی برای زايش گياهی و بارور شدن گياهان
سبزه ( Verdure) : موجب فراوانی و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملی و مذهبی ايرانيان است.
سيب سرخ ( Red Apple ) : نمادی است از باروری و زايش
سماق ( Sumac) : برای گندزدايی و پاکيزگی
سير ( Garlic) : برای گندزدايی و پاکيزگی
سرکه ( Vinegar) : برای گندزدايی و پاکيزگی
قرآن ( Quran) : کتاب مقدس هر آيين
تخم مرغ ( Eggs ) : از نوع سفيد يا رنگی نمادی است از نطفه و نژاد
ماهی سرخ ( Gold Fish) : ماهی يکی از نمادهای آناهيتا فرشته آب و باروری است و وجود آن باعث برکت و باروری می گردد.
سکه ( Silver & Gold Coin) : موجب برکت و سرشاری کيسه است
نقل ( Comfit ): نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
شيرينی ( Sweets ) : نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
آجيل ( Nuts) : نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
اسپند ( Wild Rue): در زمان های قديم مقدس بوده و در رسم های نيايشی بکار برده می شده.
انار (Pomegranate ) : پردانگی انار نشان از برکت و باروری است.

