تبليغاتX
ماه شب چهارده

تهران

      در تهران قديم، بوته‌های خشك را از بيابان‌های اطراف جمع می كردند و با شتر به شهر می ‌آوردند و در محلات مختلف می ‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌ های  خشك و اسباب و اثاثيه كهنه و شكسته ‌ای را كه پس از خانه ‌تكانی  بيرون گذاشته شده بود جمع می ‌كردند و با آنها آتشی درست می‌ كردند كه همه بايد از روي آن می‌ پريدند و می ‌خواندند: « سرخی تو از من، زردی من از تو » فشفشه و هفت ‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجك‌ های دستي كه نوجوانان امروزی می ‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌های ساختمان‌ها به لرزه می ‌افتد، خبری نبود.

آذربايجان

      خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت‌ های قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب می ‌شود. كودكان نيز چهارشنبه سوری را به خاطر ترقه‌ ها، آتش ‌افروختن ‌ها و خريد هايش دوست دارند. چرا كه بخشی از خريد سنتی اين روز مخصوص كودكان می ‌باشد و مردم برای بچه‌های خود اسباب ‌بازی می ‌خرند. پسربچه‌ ها به خريد ( ماشن ) ماشين اسباب‌بازی و تفنگ علاقه زيادی نشان می ‌دهند و اكثر دختر بچه‌ها اسباب بازی چهارشنبه آخر سال را " قولچاخ " يعنی عروسك می ‌خرند.

      خانم‌ های خانه ‌دار هم به خريد " آينا " و " دراخ " ( آيينه و شانه ) و همچنين" سوپورگه " ( جارو ) می ‌پردازند و می خواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند. خريد آجيل چهارشنبه سوری از ديگر بخش‌های خريد سنتی اين روز در تبريز می ‌باشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيل‌های متنوع  و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتی نيز آجيل مخصوص را دارد. « شال ساللاماق » يا « باجالئق » از جمله سنت‌های قديمی آذربايجانی ‌ها در چهارشنبه‌ ی آخر سال محسوب می ‌شود. برخی از جوانان و نوجوانان آذربايجانی با برداشتن شال يا توبره‌ای در چهارشنبه سوری خود را برای اجرای اين رسم قديمي آماده می ‌كنند و اغلب با تاريكی هوا به خانه‌ ی دوست و آشنا و فاميل و حتی ديگران می ‌روند و شال خود را آويزان می ‌كنند؛ به طوری كه ديده نشوند. در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌ای برای تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان می ‌شد؛ تا صاحب خانه هديه‌ای را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتی ديگر يافته است. برای مثال در را می ‌كوبند و وقتی صاحب خانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشی از شال را به داخل خانه در حالی كه‌ گوشه‌ ی شال را در دست دارند، در را به روی صاحب ‌خانه می ‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار می ‌كنند.  هديه‌ گذاشته شده در داخل شال می‌ تواند چيزهای مختلفی باشد كه از آن جمله می ‌توان به انواع شيرينی و آجيل چهارشنبه سوری و ميوه و ... اشاره كرد.  در شب چهارشنبه گروهی از جوانان در كوچه‌ها يا پشت‌بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش می ‌كنند و سپس از روی  آن پريده و می‌ گويند:

" اتيل باتيل چارشنبه           بختيم آچيل چارشنبه "

     درهمين شب گروهی از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ ها يا كنار پنجره‌ها به فال گوش ايستاده و بعضی نيز بر سر چهار راه ها می ‌ايستند تا به صحبت‌های عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته‌های آن‌ها تفسير و تعبير نمايند. صبح روز چهارشنبه دم دمای طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه ‌سارها رفته و ضمن شادی و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روی آب مي ‌پرند و برای خود در سال جديد آرزوی سلامتی می ‌كنند. گروهی نيز با اعتقاد بر اين كه آب‌ها هنگام تحويل سال از نو متولد می ‌شوند، كوزه‌ های كهنه خود را شكسته و كوزه‌های تازه را با آب پر می ‌كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاق‌ها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايی دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهی برای آنها در سال جديد مايه بركت باشد.

شيراز

      در شيراز به دو شب چهارشنبه ‌سوری گفته می ‌شود: يكی چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگری چهارشنبه آخر ماه صفر. با توجه به ارادتی كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوری دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال می ‌گيرند. شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهای كشور چهارشنبه سوری می ‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه می ‌كنند. آنها را آتش زده و از آتش می ‌پرند و می ‌گويند: زردی من از تو ، سرخی تو از من. در قديم برخی از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهی آب ‌تنی می ‌كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر می ‌كنند. اين كار هم به خاطر سلامتی و هم به خاطر مهد گرمي انجام می ‌شود. همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايی به زيارت حضرت احمد بن موسی شا ه‌ چراغ (ع) می ‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌های واجب‌التكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادی دارند و شب زيارتی شاه چراغ شب جمعه می ‌باشد. فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوری نيز نزد زنان شيرازی مرسوم است و زنی كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت می ‌كند و در گوشه‌ای در كوچه می ‌ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل می ‌زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده می ‌داند. رسم است كه بعضی از زنان برای برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست می ‌كنند. به اين منبر، مرتضی علي می ‌گويند. از جمله مراسم ديگری كه شيرازيان دارند پخت آشی است به نام “آش ابودردا”؛ بعضی معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايی تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماری و هم به خاطر بخت گشايی می ‌پزند. در شب چهارشنبه سوری در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نا بالغی را وا می ‌دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود. باز رسم است در شيراز دخترهای بخت بسته به محل معروفی به نام “ خانه سيد ابوتراب ” كه در داخل شهر در كوچه “ شيشه‌گرها ” واقع شده است می ‌روند و زير درخت كهنسالی كه در آن خانه وجود دارد حلوا می ‌پزند و بين فقرا تقسيم می ‌كنند و از صاحب آن خانه يعنی “ سيد ابوتراب ” كه گويا سيد بزرگواری بوده و ششصد سال قبل از اين می ‌زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت می ‌خواهند.

      در اين شب شيرازيان “ بوخوش اسفند ” را در آتش می ‌ريزند كه خانه را معطر كند. بوی “بوخوش” خاصيت گند زدايي هم دارد و از گذشته‌های دور مورد توجه مردم بوده است. ازجمله خوردنی‌هايی كه شب چهارشنبه سوری شيرازی ‌ها ميل می‌ كنند آجيل چهارشنبه سوری است كه بدان آجيل شيرين هم می ‌گويند. اين آجيل مخلوطی است از كشمش، نخودچی، مغز بادام، مغز گردو، انجير،‌ مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعی خرمای خشك) و قيسی. در شيراز به دو شب چهارشنبه سوری گفته می ‌شود يكی چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سال) و ديگری چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمی به عمل می ‌آيد كه كاملا شبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل ‌تر می ‌باشد. مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدی (آبی كه از قنات ‌آرامگاه سعدی يا حوض ماهی جريان دارد) شست‌وشو كنند، تا سال ديگر بيمار نمی ‌شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبی در اطراف جدول مزبور ديده می ‌شود.

گيلان

      در آخرين سه ‌شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان‌ ها آيين‌های  خاصي اجرا می شود. در شب چهارشنبه ‌سوری، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد. اسپند و كندر را دود می ‌كنند، گلاب را به صورت خود می ‌زنند و شمع را به نيت روشنايی  روشن می ‌كنند. گيلانی‌ ها  خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه ‌سوری را صبح چهارشنبه پای درخت‌ها می ‌ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور می‌ شوند و كسانی كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج می ‌شوند. آجيل مخصوص چهارشنبه سوری هم كه در همه جای ايران مرسوم است، فسلفه عميقی دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانه‌های خودردنی و رستنی ‌هايی است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت می ‌گيرد. در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوری طبقی است آراسته از هدايا و دهش‌های خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد می ‌كند. در بسياری از ايل‌ها و نيز در نقاط  كوهستانی ايران از جمله دهكده‌ های كوهستانی گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دل بستگی بيشتری دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزی را در شب چهارشنبه برگزار می ‌كنند. دور ريختن وسيله‌های كهنه و فرسوده زندگی در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد. در گيلان دخترانِ دم‌ بخت را غروب چهارشنبه ‌سوری با جارو می ‌زنند و از خانه بيرون می ‌اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.

مازندران

      رسم  چهارشنبه ‌سوری در مازندران با  برپايی هفت بوته‌ ی آتش به نشانه‌ ی هفت فرشته و امشاسپند اجرا می ‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدی و مرگ را می ‌سوزاند. مردم مازندران سرخی آتش را نشانه‌ ی سلامت و گرمايش را زندگي بخش می ‌دانند. مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت‌ها با آتش سخن می ‌گويند:  " زردی من از تو، سرخی تو از من " سرخی آتش مال ما، زردی ما مال شما، چهارشنبه سوری می ‌كنيم، سينه بلوری می ‌كنيم ، گل چهارشنبه سوری ، درد و بلا رو ببری” سپس آش " چهل گياه " می ‌پزند كه دوا و درمان است. صدای برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده ‌ی شروع مراسم قاشق ‌زنی است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق ‌زنی می ‌كنند . در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها می ‌روند و در پشت پنجره يا دكه ‌ی كسب فال گوش می ‌ايستند تا ببينند پدری با دخترش چه می ‌گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير می ‌كنند.

استان مرکزی

       يكي از آيين ‌های ايرانی  كه ساليان بسيار طولانی در قلمرو فرهنگی ايران برگزار شده است، آيين چهارشنبه ‌سوری است؛ به عبارت ديگر گستره برگزاری جشن چهارشنبه ‌سوری، حوزه حضور فرهنگ ايرانی را نشان می ‌دهد. در بسياری از روستاهای استان مركزی رسم بر اين است كه جوانانی كه نامزد دارند از روی بام خانه دختر، شال خود را پايين می ‌اندازند و دختران در گوشه شال، شيرينی و تخمه می ‌پيچند. اين رسم را شال‌اندازی می‌ گويند. از ديگر رسم ‌های چهارشنبه سوری، مراسم  قاشق زدن است كه مردم و بعضا  كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبيده و در پشت  در نهان می ‌شوند و صاحب خانه  نيز تخم‌ مرغ  يا  تنقلاتی  داخل  كاسه می ‌گذارد.

آشتيان

      در آشتيان از توابع استان مركزی، مرسوم است كه كوزه‌ای خالي را از بالای بام در شب چهارشنبه سوری به پايين می ‌اندازند. اهالی اين كار را به اين نيت انجام مي ‌دهند كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود. از ديگر رسم ‌هايی كه در شب چهارشنبه سوری در آشتيان مرسوم است، رسم قاشق زنی است كه در اين رسم عمدتا دختران، چادری به سر كرده و بر در خانه اهالی محل رفته و با قاشق به كاسه می ‌كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب می ‌داند، به آنها آجيل و شيرينی‌ می ‌دهد. فال گوش ايستادن به وسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوری بين اهالی آشتيان مرسوم است.

نمادها

سنجد ( Sorb ) : نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت

سمنو (Samanoo  ): نماد خوبی برای زايش گياهی و بارور شدن گياهان

سبزه (  Verdure) : موجب فراوانی و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملی و مذهبی ايرانيان است.

سيب سرخ ( Red Apple  ) : نمادی است از باروری و زايش

سماق (  Sumac) : برای گندزدايی و پاکيزگی

سير (  Garlic) : برای گندزدايی و پاکيزگی

سرکه (  Vinegar) : برای گندزدايی و پاکيزگی

قرآن (  Quran) : کتاب مقدس هر آيين

تخم مرغ  ( Eggs ) : از نوع سفيد يا رنگی نمادی است از نطفه و نژاد

ماهی سرخ (  Gold Fish) : ماهی يکی از نمادهای آناهيتا فرشته آب و باروری است و وجود آن باعث برکت و باروری می گردد.

سکه  ( Silver &  Gold Coin) : موجب برکت و سرشاری کيسه است

نقل ( Comfit ): نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت

شيرينی ( Sweets  ) : نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت

آجيل (  Nuts) : نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت

اسپند (  Wild Rue): در زمان های قديم مقدس بوده و در رسم های نيايشی بکار برده می شده.

انار (Pomegranate  ) : پردانگی انار نشان از برکت و باروری است.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 ساعت 23:23 | لینک ثابت |

رسم آب پاشي

      از مراسم كهن ايرانيان در نوروز رسم آب پاشی به يكديگر و يا آب تني و شست و شوي خود با آب بوده است. بيرونی در پيدايی رسم آب پاشی در ميان ايرانيان انگيزه های گوناگونی را ياد كرده است. مثلا می نويسد، چون تن انسان در زمستان به كثافات آتش، يعنی دود و خاكستر آلوده می شود، مردم با آب پاشی به خود و يا آب تنی اين كثافات را از خود دور و خود را تطهير و پاكيزه می كنند. همچنين در سبب شست و شوی تن يا آب پاشيدن به يكديگر می نويسد: « چون در عهد پادشاهی جم هيچ جانوری نمرد و به طوری رو به فزونی گذاشتند كه فراخنای زمين با همه پهنايی كه داشت بدل به تنگنا شد، خداوند آن وقت زمين را سه برابر كرد و ايشان را امر نمود كه با آب غسل نمايند تا از هر گناهي پاك شوند و هر سال برای اينكه آفات را از ايشان دور كند اين كار را تكرار نمايند.»  امروزه رسم كهن اب تنی و آب پاشی در نوروز كمتر در ايران معمول است، ليكن بقايای آن را در آيين های مربوط به جشن چهار شنبه سوری در برخی از جامعه ها و فرهنگ های ايران می توان ديد .رسم آب فشانی در نوروز هنوز ميان گروهی از مردم سرزمين های  همسايه ايران از جمله شيعيان پاكستان رايج است. مثلا در آداب تحويل سال ميان برخي از مردم چنين رسم است : « در موقع تحويل سال تمام افراد خانواده دور هم جمع می شوند ، در وسطشان كاسه اي پر از آب روی سينی بزرگي قرار می دهند. در آب عطر و گل هاي محمدی و گلاب می ريزند و بزرگ خانواده دعای تحويل سال را می خواند و سايرين در خواندن اين دعا از او پيروی می كنند اين عمل 365 بار تكرار می شود و پس از خواندن اوراد، شخص مزبور درود گويان آب كاسه را به وسيله انگشتان دست بر روی همه افراد موجود می پاشد و بقيه را در گوشه ای از حياط می ريزد. اين تشريفات نزد همه علاقمندان به نوروز سرچشمه يمن و سعادت محسوب می گردد.

خريد لباس عيد

      از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد .  سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .خانه تکانی يا رفت و روب يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

سفره و ساعت تحويل سال 

      برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .  در شيراز علاوه بر هفت سين ( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از: مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مدد کار اهل خانه خواهد بود. پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب، نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد . يکی ديگر از اعتقادات مردم شيراز اين است که هنگام تحويل سال در حرم حضرت شاه چراغ(ع) باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند به اين معنی که هميشه زير نور شاهچراغ باشند . و يک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمين شاهچراغ روی مردم گلاب پاشيده می شود و همه به هم تبريک می گويند.

هفت سين

      عدد هفت در همه فرهنگ ‌ها و اديان عدد مقدسی است. سفره رنگينی هم كه ايرانيان برای تحويل سال نو می ‌چينند هفت سين دارد كه همگی جنبه نمادين دارند. سبزه اولين و شاخص‌ ترين سينی است كه هر سفره‌ای به آن مزين می ‌شود. اغلب زنان ترجيح می ‌دهند سبزه را خودشان از دانه‌ های  گندم، عدس يا جو سبز كنند. به اين دليل چند روز مانده به عيد دانه‌ های مرطوب را در سينی پهن می ‌كنند. اين‌ كه سبز كردن دانه‌ های خوردنی به زنان محول می ‌شود، توجيه نمادين دارد. به ‌ويژه آن ‌كه آغازگر كشاورزی زنان بوده‌اند. زيرا مردان شكار می ‌رفتند و گله را براي چرا به دشت‌ها می ‌بردند، و زنان به باغبانی و كشاورزی می ‌پرداختند. از سوی ديگر در فرهنگ‌ های باستانی الهه‌ های زايش و رويش همواره از بين زنان انتخاب شده است. با اين ذهنيت تاريخی درباره زنان، سبز كردن سبزه توجيه اسطوره‌ای و نمادين پيدا می ‌كند. سين‌های بعدی سيب، سمنو، سير، سنجد، سكه و سماق هستند كه با نيت هفت‌سين خوشبختی سعادت، سيادت، سلامت، سپيدروزی، سرافرازی، سخاوت و سربلندی روی سفره‌ای حصيری يا پارچه‌ای و يا بر روی سينی بزرگی چيده می ‌شود. پيروان مذاهب مختلف كتاب مقدس خود را نيز سر سفره هفت‌سين می ‌گذارند، مسلمانان، كليميان و زرتشتی ‌ها به ترتيب قرآن، تورات و اوستا در سفره هفت ‌سينشان دارند. سفره عيد شيرينی و ميوه و آجيل و اسپند و آيينه و آب و تخم مرغ‌ های رنگين هم دارد و جايی هم به ماهی قرمز و تنگ بلورش داده می ‌شود. رنگ كردن تخم‌مرغ‌ ها و چيدن سفره هفت‌سين محصول مشترك مادران و بچه ‌هاست. زرتشتی ‌ها در كنار هفت ‌سين، سفره هفت ‌شين نيز پهن می كنند و در آن شمع و شراب و شمشاد و شيرينی و شير و شاهدانه و شربت می ‌گذارند. آويشن و سنجد و اسپند هم، كه پای ثابت همه آيين‌های مذهبی آنهاست، در چهارگوشه سفره‌شان ديده می ‌شود. سفره هفت‌سين چند ساعت قبل از لحظه تحويل سال پهن می ‌شود. تا آن موقع، زنان همه كارها را انجام داده‌اند و همه چيز برای آغاز سال نو مهياست. تمام اين تكاپوها برای رسيدن يك لحظه است: لحظه تحويل، كه به دنبالش بهار می ‌آيد و نشانه ‌هايش را می ‌آورد. بهار با جشنواره رنگ‌های شاد گل‌ها كه در دامن دشت‌ها به ‌پا می ‌شود، بهار با اندام عريان درختانی كه جامه سبز به تن می‌ كنند. هر برگ و شكوفه‌ای كه جوانه می ‌زند شمعی است كه به افتخار جشن تولد طبيعت روشن می ‌شود. در ديد و بازديدهای عيد و پذيرايی از مهمانان باز هم نقش اصلي را زنان ايفا می ‌كنند. دكتر نيك ‌نام درباره نقش زنان در مهمان داری می ‌گويد: « زرتشتيان از آن جهت نوروز را گرامی می‌ دارند كه باور دارند در ايام پيش از نوروز، ميزبانِ مهمانان ارزشمندی هستند كه روان درگذشتگان آنهاست. يعنی روان همه انسان‌هايی كه از اول تا امروز بوده‌اند و درگذشته‌اند؛ زنان زرتشتی به همين دليل خانه ‌تكانی می‌ كنند. تهيه غذاهای خوب و لباس‌های نو برای فرزندان و بقيه افراد خانواده و سپس پذيرايی از مهمانان به عهده آنهاست.» وی درباره اين‌كه اين وظايف از كجا براي زنان تعيين شده است، می ‌گويد: « در دين زرتشتی، تقسيم وظايف در اوستا مشخص شده است. به ‌ويژه آن‌كه ما به زن‌ها صفت كدبانو می ‌دهيم " كَد " يعني خانه و " بانو" يعني پادشاه، به عبارتی زن پادشاه خانه است و همه آنچه به امور خانواده مربوط است بر عهده زنان است و اين نقش همچنان حفظ شده است.» دكتر وكيليان هم نوروز را جشني خانوادگی توصيف مي‌كند و می ‌افزايد: «به همين دليل همه تدارك عيد از خانه‌ تكانی، سبزه سبز كردن و درست كردن شيرينی و گستردن سفره هفت‌ سين با سليقه و نظر زنان انجام مي‌شود. از مهم‌ ترين رسوم عيد ديد و بازديد و صلة رحم است كه بار آن به دوش زنان است. تازه مگر هر وقت مهمانی وارد خانه می شود، زن خانه از او پذيرايی نمی ‌كند و كارها را به عهده نمی ‌گيرد؟ خوب، در نوروز اين بار سنگين‌ تر است و اصلاً به همين دليل است كه نوروز بدون زن بی ‌معنی است و لطفی ندارد. شايد بدون مردان نوروز برگزار شود اما بدون زنان هرگز.»

ديد و بازديد

      از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته  که  شامل: کنجد، گندم، شاه دانه، نخود چی  و کشمش است به اضافه  يک  بشقاب نان شيرين به اضافه  تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.

سيزده بدر

      روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام می دهند.

      هر چقدر" 7 " عددی مقدس و محترم است،" 13 " عدد نحس و نامباركی تلقی می‌ شود. ايرانی ها برای اين ‌كه اين بد يمنی را از خود دور كنند از چند صد سال پيش قرار گذاشتند كه اولين روز" 13 " از سال جديد به دشت و صحرا بروند، سبزه‌هايی را كه در هفت ‌سين گذاشته بودند در آبی بيندازند و آن‌قدر شادی و جست ‌وخيز كنند تا نحسی روز سيزده از آنها دور شود. غذای روز سيزده بدر شهرهای مختلف فرق می ‌كند. در اغلب شهرها، زنان باقالی ‌پلو، آش، كوكو يا كوفته درست می ‌كنند.معروف ‌ترين رسم سيزده بدر پس از به آب سپردن سبزه‌ها، گره زدن دو سبزه به همديگر است. اين دو سبزه را تمثيلی از پيوند يك زن و مرد جوان می ‌دانند. به همين دلیل مادربزرگ‌ ها جوان‌ها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه‌ها تشويق می ‌كنند.دكتر نيك ‌نام درباره سابقه رسم گره زدن در روز سيزده بدر می‌ گويد: برخي از آداب نوروز به آيين زرتشتی بازنمی‌ گردد بلكه مربوط به باورهای مردمان آريايی است كه پيش از زرتشت در سرزمين ايران زندگي می ‌كردند. طبق يكي از اين باورها، بارندگی به فرشته‌ای به نام تِشتر مربوط است كه در آسمان‌ها به صورت اسب سپيدی در حال حركت است و هرگاه با ديوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پيش است. به همين دليل ايرانيان روز سيزدهم فروردين كنار سبزه‌ها و جويبارها می ‌روند و به ‌ويژه زنان كه نماينده آناهيتا يعنی ايزد آب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمايت خود را از فرشته باران نشان می ‌دهند. امّا دكتر وكيليان می ‌گويد: درگذشته جامعه ما جامعه بسته‌ای بوده است. زن  هميشه در خانه  بوده و منتظر بوده  تا  به خواستگاری ‌اش بروند. امروزه تغييراتی به ‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمی ‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراين مهم ‌ترين آمال و آرزوهای هر دختری در گذشته اين بود كه شوهر خوبی بكند يا زودتر به خانه بخت برود. درباره دخترها اين حرف وجود داشت كه: دختر كه رسيد به "20" بايد نشست و به حالش گريست. اينها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در" 16 " ، " 17 " سالگی بايد به خانه بخت می ‌رفت وگرنه مايه ننگ به حساب می ‌آمد. اينها واقعياتی بود كه وجود داشت. به همين دليل دخترها به امامزاده می ‌رفتند، سبزه گره می ‌زدند و سفره‌های نذری پهن می ‌كردند تا شايد نيروهای غيبی كمك كنند و شوهری برايشان پيدا شود زيرا دختری كه ازدواج نمی ‌كرد جايگاهی در جامعه نداشت. روز سيزدهم فروردين مانند شب آخرين چهارشنبه سال اهميت ويژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه‌ سوری به استقبال نوروز می ‌رويم، با سيزده بدر نوروزمان را بدرقه می ‌كنيم. نوروز كه مراسمش محفلی خانوادگی دارد، با دو حركت اجتماعی و عمومی از خانه‌ها به خارج راه می ‌يابد، با دو آيين سنتی كه نشان از همبستگی جمعی دارند.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 ساعت 23:17 | لینک ثابت |

چهار شنبه سوری

      جشن چهارشنبه ‌سوری روز خاصی برای آتش ‌افروزی و پريدن از روی آتش است. غروب آخرين سه ‌شنبه سال يا همان شب آخرين چهارشنبه سال موعدی است كه در آن همه برای برپايی اين جشن به تكاپو می ‌افتند. به نظر می ‌رسد روشن كردن آتش به آيين زرتشتی برمی ‌گردد اما دكتر نيك ‌نام می ‌گويد: « چهارشنبه ‌سوری رسم زرتشتی ‌ها نيست. اصلاً زرتشتی ‌ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه ‌سوری در كار باشد.» آذرميدخت مزداپور نيز می ‌گويد: « ما فقط برای همراهی با دوستان و هم‌ محلی ‌ها از روی آتش می ‌پريم و اين روز را جشن می ‌گيريم. معمولاً اين روز مراسم اوستا خوانی در خانه ‌های زرتشتيان برقرار است و هفت نوع ميوه خشك مثل كشمش، انجير، بادام، خرما،‌توت و پسته به مهمانان می ‌دهند.» هفت ميوه خشك زرتشتی‌ها شباهت زيادی به آجيل چهارشنبه ‌سوری دارد كه خوردنش در اين شب واجب است. در بسياری از شهرها آش ترشی هم به نام اين شب با چند نوع  سبزی درست  می ‌شود. چهارشنبه‌ سوری هم روز پُركاری  برای زنان است و هم رسم ‌هايی دارد كه مختص زنان است. فال ‌گوش ايستادن يكي از اين رسم ‌هاست كه در آن چند زن يا دختر جوان نيت‌هايی  می ‌كنند ، پشت ديواری  می ‌ايستند  و به  حرف‌ های  رهگذران  گوش می‌ دهند و سپس با  تفسير حرف ‌هايی كه می ‌شنوند پاسخ نيت خود را می ‌گيرند. رسم ديگر قاشق‌زنی است. به اين ترتيب كه زنان و حتی پسران جوان چادری به سر می ‌كنند، روی خود را می ‌گيرند و به در خانه همسايه‌ ها و دوستان می ‌روند. صاحبخانه از سر و صدا ی قاشق‌ هايی كه به كاسه می‌ خورد، در خانه را باز می ‌كند و آجيل چهارشنبه ‌سوری، شيرينی، شكلات، نقل و حتی پول به كاسه آنها می ‌ريزد. چهارشنبه‌ سوری برای پسران و مردان جوان هم روز پرجنب‌وجوشی است. در روستاهای لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون می ‌آورند و نمايشی اجرا می ‌كنند. در شهرهای ديگر، پسران برای ايجاد هياهو دست به ابتكارهای عجيب و غريب می زنند. در بعضی جاها كوزه‌های گلي را با باروت پر می ‌كنند و روی آن را می ‌كوبند تا سفت شود، سپس فتيله‌ای در كوزه می ‌گذارند و با آتش زدن فتيله اين‌طور به نظر می ‌رسد كه از كوزه آتش بيرون می ‌زند. يا ممكن است موشك‌هايی از كاغذهای براق در مدل‌های مختلف درست كنند و در آن باروت بريزند و روی پشت ‌بام‌ها فتيله‌اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند. در بسياری از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است كه بايد چهارشنبه ‌سوری از خانه بيرون رفت و همراه بقيه مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالی شاد و پر از موفقيت باشد.    

       يکی از آئين های سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئين های کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد. اما دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.   در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم . در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد. برای  ما سال ۳۶۰ روز بوده  با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری. بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل "شنبد" بوده است."  سور " در زبان و ادبيات فارسی و برخی گويش های ايرانی به معنای " جشن "،" مهمانی "و " سرخ " آمده است.

 

بوته افروزی 

      درايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پيش فراهم كرده اند روی بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت « گله » كپه می كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بيماری و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پريدن از روی آتش ترانه هايی  می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من 

غم برو شادی بيا ، محنت برو روزی بيا 

ای شب چهارشنبه ، ای كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

      خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روی آن، زردی و یيماری خود را، از راه جادوی سرايتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بيرون می برد  و در سر چهار راه، يا در آب روان می ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گويد كه از عروسی می آيد و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است در اين هنگام اهالی خانه در را به رويش می گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای يك سال به درون خانه خود می برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زيانكار می پالايند و ديو پليدی و ناپاكی را از محيط زيست دور و پاك می سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان می ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

کوزه شكنی  

      مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگ دستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سرخود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: « ريختم  به توي كوچه  درد و بلاي خانه » و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده  دور مي کنند.

فال گوش نشينی 

      زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوی زيارت و مسافرت،غروب شب چهارشنبه نيت می كنند و ازخانه بيرون می روند و در سر گذر يا سر چهارسو می ايستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را برآورده می پندارند ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

   قاشق زنی

      زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه اي مسين برمی دارند وشب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ايستند و بي آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر وحاجتی دارند، شيرينی يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چيزی به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

 

آش چهارشنبه سوری  

      خانواده هايی  كه بيمار يا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا « آش بيمار» می پختند و آن را اندكی به بيمار می خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش می كردند.

 

تقسيم آجيل چهارشنبه سوری

      زنانی كه نذر و نيازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام « آجيل چهارشنبه سوری » از دكان رو به قبله می خريدند و پاك می كردند و ميان خويش و آشنا پخش می كردند و می خوردند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من ازتو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است.

      مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم

زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 ساعت 23:13 | لینک ثابت |

 
business articles
free counters