تبليغاتX
ماه شب چهارده
          

                                 

     سلطان غریب  کربلا را صلوات       مظلوم  و شهید  نینوا  را صلوات

    آن زینب عرش کبریا را صلوات       آن تشنه ی شمشیر جفا را صلوات

  ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر

ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

برهمه ی شیعیان و پیروان آن حضرت

 تسلیت باد.


نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383 ساعت 0:14 | لینک ثابت |
 

 برخی از دانشمندان بر این باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصی   ارتباط بیشتر و بهتری برقرار می کند و می تواند برای درمان بیماری ها یا متعادل کردن قوای روحی و دماغی او مثمر ثمر باشد.

    برخی دیگر نیز بر این باورند که هر یک از سنگ های موجود در طبیعت خاصیتی ویژه دارد و انرژیی که از امواج کیهانی عبور می کند به واسطه ی این سنگ ها به افراد منتقل می شوند.

    البته این دو مورد تنها نظریه ای بیش نیستند و بر واقعیتی دلالت نمی کنند. تنها برای آشنایی شما با سنگ های طبیعت و ارتباط آن با متولدان ماه های گوناگون این مطلب ارائه می شود.

     دی: همه ی سنگ ها

    

متولدین ماه دی سنگ  مخصوص به خود ندارند

  اما درعوض همه ی سنگ ها با تمام خواصشان برای آن ها مفید است.

 

     بهمن: آماتیست

   

     سنگ کریستالی که به اضطراب پایان می دهد

     و سنگ ویژه ی متولدین بهمن ماه است.

 

     اسفند: مرجان

   

     مرجان از گیاهی دریایی به دست می آید.

     می گویند که متولدین اسفند به راحتی نمی توانند

     خود را با محیط وفق بدهند، اما با همراه داشتن مرجان

     می توانند بر این ضعف فائق آیند.


 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383 ساعت 23:12 | لینک ثابت |
 

           نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نبا تی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نبا تی نباتی نباتی نباتی         

      ساغر کشان به نشأۀ می چون نوا کنند

      زاری کنان به پیر مغان خوش ثنا  کنند   

      این  فرد را  به  نغمه  چنین آشنا  کنند

                                     آنان  که خاک را  به نظر کیمیا  کنند

                                     آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند

     آمد  به یاد  بازم عجب  تازه مطلعی

     ممکن نه در مقابل او هیچ مصرعی

     از بهر  وزن،  مرو  پیش  اصمعی

                                     دردم  نهفته  به  ز طبیبان   مدعی

                                     باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند

     از شرق دل چو مهر ارادت نمی دهد

     هرگز کسی به نور سعادت نمی رسد

     ساقی چرا به غم زده  کامی نمی دهد

                                     معشوق چون نقاب ز رخ بر نمی کشد

                                     هر کس  حکایتی  به تصور چرا  کنند

     کو قاصدی  که تا برود سوی یوسفم

     آرد نشانه ای  به من از موی یوسفم

     آتش به جان ز هجر گل روی یوسفم

                                     پیراهنی که آید از اوبوی یوسفم

                                     ترسم  برادران غیورش  فنا کنند

     ... ساقی بیار باده که شد فصل نو بهار

     خرم  شد از لطافت گل  طرف  جویبار

     مستانه خیز جام طرب را به گردش آر

                                     گر سنگ ازین  حدیث بنالد، عجب مدار

                                     صاحب دلان حکایت دل، خوش ادا کنند

         

          نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نبا تی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نبا تی نباتی نباتی نباتی

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در جمعه بیست و سوم بهمن 1383 ساعت 22:42 | لینک ثابت |
 

  سلام، دوست دارم تمام یاس های وجودم ،

  آلاله های گلزار قلبم و گل های محبت دلم را

  با عشق بچینم و به تو عزیزم تقدیم کنم.

  دوست دارم در عمق نگاهت و در باغ زیبای وجودت

  آغاز نیاز کنم و از روزنه ی قلبت اسرار کاینات را دریابم.

  دوست دارم تنها یاد تو،

  خنده های تو     

  و زیبایی چهره ی تو

  تمامی لحظه های عمرم باشند.

  دوست دارم نگاه قشنگت

  بهترین و زیباترین بهانه ی عشق من باشد.

  دوست دارم با نفس هایم اسم زیبای تو بر لبانم تکرار شود.

  بهترین صدای زندگی من تپش توست و

  در کنار تو بودن زیباترین لحظه ی زندگی است.

  لحظات شیرین زندگی ام خاطرات با تو بودن است،

  پس همیشه بمان. 

  با تمام وجودم دوستت دارم    

                                     

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1383 ساعت 19:18 | لینک ثابت |
 

    برخی از دانشمندان بر این باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصی ارتباط بیشتر و بهتری برقرار می کند و می تواند برای درمان بیماری ها یا متعادل کردن قوای روحی و دماغی او مثمر ثمر باشد.

     برخی دیگر نیز بر این باورند که هر یک از سنگ های موجود در طبیعت خاصیتی ویژه دارد و انرژیی که از امواج کیهانی عبور می کند به واسطه ی این سنگ ها به افراد منتقل می شوند.

     البته این دو مورد تنها نظریه ای بیش نیستند و بر واقعیتی دلالت نمی کنند. تنها برای آشنایی شما با سنگ های طبیعت و ارتباط آن با متولدان ماه های گوناگون این مطلب ارائه می شود.

 مهر: مونستون و اوپال

 

    مونستون چندین رنگ دارد، سفید مایل به آبی، مایل به سبز و مایل به صورتی آن در طبیعت یافت می شود.

اوپال سنگی از خانواده ی عقیق است و در کشور استرالیا به دست می آید.

از این سنگ به عنوان طلسم خوشبختی نیز یاد می شود.

در گذشته مبتلایان به بیماری افسردگی را به نگاه کردن به

 اوپال سیاه تشویق می کردند.

 

 آبان: یاقوت قرمز

  

از زمان های قدیم به زوج های جوان توصیه می شد که این سنگ را

  برای وفای بیشتربه هم ، به گردن بیاویزند.

    

 آذر: فیروزه

 

 سنگ فیروره مخصوص متولدین آذر است.

از سنگ فیروزه به عنوان سنگ حامی یاد شده است ،

گفته شده که فیروزه ضد افسردگی و نشاط آوراست.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1383 ساعت 18:56 | لینک ثابت |
 

  دوست عزیز elle سلام

    نظر شما را خواندم ، خوشحالم از این که به شما و مادر بزرگوارتان- که یک فرد فرهنگی است و گذشته و حال و آینده ی ما به دست پرتوان این عزیزان رقم می خورد- درحد وسع و توان خویش اطلاعاتی را ارائه بدهم.

  البته با توجه به زمینه ی کاری شما توضیحات بنده گستاخی بیش نخواهد بود و به همین خاطر پیشاپیش پوزش می خواهم.صندوق ذخیره ی فرهنگیان  وجوهی را که بنا به فرمایش شما به بازنشستگان داده ، وجوهی است که در طول خدمت همکاران فرهنگی و از تاریخ عضویت آن ها همه ماهه ، پنج درصد حقوق و مزایای آن ها را از حقوقشان کسر نموده و برابر تصویب مجلس و اساسنامه ی صندوق می بایست معادل همان مبلغ نیز هر ماه توسط دولت به حساب ذینفع و به صندوق پرداخت شود ، با توجه به انباشت سرمایه در طول چندین سال در صندوق ، صندوق با سرمایه گذاری در بخش های مختلف نسبت به پرداخت سود به همکاران ( بعد از بازنشستگی یا فوت ) اقدام می نماید که در سال های گذشته این سودها درصد های مختلفی داشته که از 13 درصد گرفته تا 27 درصد در سال مالی 83-82 در نوسان می باشد.

    انتقاد حقیر در مورد خرید سهام شرکت فرآیند توسط فرهنگیان به دلیل نا مشخص بودن شرکت ، نداشتن سوابق مالی و تجاری روشن، مشخص نبودن موسسین و اعضای هیت مدیره و مدیر عامل و غیره می باشد.شما که در زمینه ی بورس همکاری دارید حتماً می دانید که یکی از شرایط سرمایه گذاری در یک شرکت یا خرید سهام آن شرکت سوابق تجربی سال های قبل ، سود دهی بهتر و بیشتر، امنیت سرمایه و ... می باشد که شرکت " فرآیند " فاقد همه ی این موارد می باشد.

ضمناً آدرس صندوق www.sandough.zf.com می باشد

    برای اطلاع از بخش اول مطالب مربوط به صندوق ذخیره ی فرهنگیان و تاسیس شرکت فرایند ،

    روی این آدرس کلیک فرمایید.                  

                            http://emkani.blogfa.com/8311.aspx#16

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در سه شنبه سیزدهم بهمن 1383 ساعت 20:7 | لینک ثابت |
 

 امشب هم باز اوقات مون به تلخی گرایید.

 باز هم این خانوم ما گیر داد به اینترنت، که چکار میکنی ؟

 چکار نمیکنی ؟ و....

 هر چی ما دلیل میاریم ایشون قبول ندارند

 هرچی ایشون میگند ما قبولش نداریم

 موندیم تو این مخمصه که چکار کنیم 

 البته نمی دونم شایدم حق با ایشو   وای ی ی ی ی ی 

 عجب لنگه کفشی بود. تاکفش دومی نیومده بلندشم برم.

 تا بعد.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در یکشنبه یازدهم بهمن 1383 ساعت 1:28 | لینک ثابت |
       

         غدیر

          

عید سعیدغدیر

بر همه ی شیعیان جهان

 مخصوصاً بر دوستان وبی

مبارک باد

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در جمعه نهم بهمن 1383 ساعت 18:1 | لینک ثابت |
 

     مسئولین صندوق ذخیره ی فرهنگیان در یک اقدامی شتاب زده و غیر معقول آگهی های تبلیغاتی جهت پذیره نویسی و فروش سهام شرکتی بی نام و نشان ، مجهول الهویه و فاقد فعالیت اقتصادی مشخص ، تحت عنوان " فرآیند" به مدارس سراسر کشور ارسال نموده اند و ادارات آموزش و پرورش نیز به تبع آن تبلیغات فروش سهام شرکت نا معلوم را بر روی فیش های حقوقی دی ماه ۸۳ کارکنان خود ثبت نموده اند.

     شرکتی که نه از موسس یا موسسین آن اطلاعی در دست است ، نه سرمایه ی شرکت مشخص است ، نه اعضای هیت مدیره و نه مدیر عامل آن ، شرکتی که ظاهراً در سال ۸۳ تاسیس شده و هیچ گونه فعالیت اقتصادی و تجاری را پشت سر نگذاشته وقرار است با حمایت صندوق ذخیره ی فرهنگیان و خرید سهام توسط فرهنگیان به فعالیت اقتصادی بیفتد و به کار خود ادامه دهد.

     مشخص نیست اعضای هیت مدیره ی صندوق که می بایست حامی منافع اعضای صندوق باشند، چرا وبه چه دلیلی این کار عجیب و غریب را انجام می دهند حال این که اگر اعضای محترم به فکر منافع اعضای صندوق بودند دنبال دریافت سهم دولت و مطالبات قبلی اعضا از دولت می رفتند و با توجه به درآمد نفتی بالا که در سال جاری و سال گذشته نصیب دولت شده ، پیگیری مطالبات بیشتر مورد توجه و خواست اعضا می باشد. سوکمندانه باید گفته شود که امسال بر خلاف سال های قبل سهم دولت نه تنها اضافه نشده ( پیشکش) بلکه نسبت به سال های قبل نیز کاهش چشم گیری داشته است.

     جهت اطلاع باید گفته شود که سهم دولت  درسال های گذشته که به صندوق ذخیره پرداخت شده  به شرح ذیل می باشد.

   ۷۷-۷۶          ۳۵/۶۰  درصد          ۷۸-۷۷          ۳۱/۵۰  درصد

   ۷۹- ۷۸         ۱۳/۵۰  درصد         ۸۰- ۷۹          ۶۶/۵۶  درصد

   ۸۱- ۸۰         ۶۹/۸۴  درصد         ۸۲- ۸۱              ۴۹  درصد

   ۸۳- ۸۲         ۲۹/۳۹  درصد

       با یک نگاه  به  درصدهای  ذکرشده  مشخص  می شود که درسال مالی ۸۳-۸۲ ( ۱/۷/۸۲ تا ۳۱/ ۶/ ۸۳ ) کمترین سهم دولتی پرداخت شده که در این جریانات پیگیری این مسایل و مطالبات قبلی ، خواست و تقاضای فرهنگیان می باشد نه تاسیس یک شرکت جدید بی نام و نشان و یا عدم اعلام مشخصات و در پرده نگه داشتن اعضای موسس شرکت ، که خود این کارها شائبه های سیاسی و زد و بند های کلان اقتصادی را در اذهان متبلور می سازد.

     آیا وقت آن نرسیده است که اعضای هیت مدیره به جای فکر کردن به آینده ی شغلی و اقتصادی مناسب برای خودشان به آینده ی سرمایه ، سپرده و مطالبات اعضای صندوق نیز فکری بکنند؟

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در جمعه نهم بهمن 1383 ساعت 17:50 | لینک ثابت |
   

                            

     خسته از کار روزانه به خونه اومدم، دلم بد جوری گرفته بود، هر کار کردم آروم نگرفت. بلند شدم، شروع کردم به قدم زدن در داخل اتاق،یک دفعه چشمم به قفسه های کتاب خانه افتاد، یاد حضرت حافظ افتادم سریع دیوان حافظ را برداشتم و یک تفال زدم:

   به عزم تو به سحرگفتم استخاره کنم      بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم

   سخن  درست  بگویم نمی توانم  دید      که می خورند حریفان و من نظاره کنم

     بغض پنجره های  چشمانم شکست ، نفس های بهاری  در سینه ام حبس گردید و دوزخی ترین لحظات زندگیم شروع شد. در باغ تنهایی نشستم و همراه با سایه ی خسته ام شروع کردم به زمزمه ی اسم قشنگ تو. آخه می دونی من هر وقت می خوام از تو بگویم در وادی نام زیبایت غرق می شوم و در دریای بیکران نگاهت وضوی تضرع می گیرم. گریه امانم ندادبلند شدم از اتاق رفتم بیرون ، به چه هوایی ، سرده سرد همراه با نم نم باران ، اونقدر بیرون ماندم و از سرما لرزیدم که نمی دونم چطوری و کی به اتاقم برگشتم ، اصلا حال و حوصله ی فکر کردن و نوشتن نداشتم. دیوان حافظ را برداشتم تا سر جاش بگذارم ، در یکی از قفسه ها چشمم به دست نوشته های یکی از دوستان افتاد ، برداشتم و شروع کردم به خواندن دیدم خیلی شبیه حال و احوال کنونی من است و همون را شروع کردم به نوشتن:

    " ... تو میراث دار داغ شقایق، غوغای سوسن، اشک نرگس و تنهایی های یاس هستی و من بر این گواهی می دهم . اما با این همه نمی دانم چرا به فکر درمان من نیستی در حالی که نگاهت گواهی می دهد که دردم را می دانی. فقط یک بار نگاه جادوئیت در چشمان کم فروغم تلاقی شد ومن در آن لحظه ی زود گذرو شهاب گونه، خیلی چیزها را از نگاهت خواندم، سزاوار نیست بیماری را این گونه بر بستر تنهایی اش، تنها گذاری، آخر ، مگر هر بیماری که دل سپرده ی طبیبش شد جزایش مرگ است؟!

    من ، خراب حال و هوای تو شدم و جز تو مرهمی را برای التیام این زخم سرباز کرده سراغ ندارم. تو ، معبد زیبا و خیالی در رویا ی تنهایی ام هستی که هر غروب دلگیر خدایی به زیارت اطلسی های صحن نگاهت می آیم و از خدای خوب و مهربان می خواهم که تمام زندگی ام  در برابرت یک سجده ی طولانی باشد.

     حال تو که قصه ی پر غصه ام را می دانی ، هستی نیلوفری ات را از من دریغ مدار ، من می دانم شایسته ی آستان لاجوردی بودنت نیستم ولی شاید آن قدر ارزش داشته باشم که چون زائری خسته بر دیوار سپید آستان نگاهت تکیه بزنم و از صحن آبی چشمانت چند قطره ای بنوشم.

     من ایمان دارم که[ اگر ] فقط یک شب نیازم را ببینی[ و ] خلوت دردناکم را ببینی، صورت غبار گرفته ام نوازش دستان مهربانت را حس خواهد کردو من این واقعه را خیلی دور نمی بینم و بار دیگر از تو می خواهم که مرا در باغ ارغوانی خودت بخوانی و بگذاری حسرت تمامی دردها را در کنار تو و هم صدا با نفس های شفا بخشت فراموش کنم و لحظه ای اسیر یاس های وحشی جادوئی ات شوم ، تا در این اسارت شیرین و رویایی ، معنی آزادی را درک کنم."

                                                                            بدرود تا درودی دیگر

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه هشتم بهمن 1383 ساعت 1:41 | لینک ثابت |
 

 تیر : کارنت

    این سنگ به رنگ تیره شبیه یاقوت قرمز در طبیعت یافت می شود. می گویند که آثار مثبت آن سنگ بیشتر میان زنان نمایان می شود.

 مرداد : پریدوت و اونیکس

    اونیکس سنگی است که به رنگ سیاه یافت می شود. این سنگ اعتماد به نفس و دلگرمی را افزایش می دهد.

 شهریور : یاقوت کبود

    این سنگ دارای خاصیت شفابخشی است.

 

   

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در چهارشنبه هفتم بهمن 1383 ساعت 2:25 | لینک ثابت |
 

    برخی از دانشمندان بر این باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصی ارتباط بیشتر و بهتری برقرار می کند و می تواند برای درمان بیماری ها یا متعادل کردن قوای روحی و دماغی او مثمر ثمر باشد.

    برخی دیگر نیز بر این باورند که هر یک از سنگ های موجود در طبیعت خاصیتی ویژه دارد و انرژیی که از امواج کیهانی عبور می کند به واسطه ی این سنگ ها به افراد منتقل می شوند.

    البته این دو مورد تنها نظریه ای بیش نیستند و بر واقعیتی دلالت نمی کنند. تنها برای آشنایی شما با سنگ های طبیعت و ارتباط آن با متولدان ماه های گوناگون این مطلب ارائه می شود.

فروردین : الماس

    یکی از سنگ های گران بها و زیبای موجود در طبیعت است که با متولدین فروردین ارتباط بیشتری برقرار می کند. می گویند که این سنگ اعتماد به نفس را افزایش می دهد و احساس شکست ناپذیری را در انسان تقویت می کند. الماس از سنگ های بسیار قدیمی است که کارآیی و قدرت سنگ های دیگر را هم افزایش می دهد.

اردی بهشت : زمرد

    زمرد از زمان های قدیم به عنوان سنگ درمانی به کار می رفت . این سنگ ادراکات شهودی را افزایش می دهد. در زمان های گذشته برای درمان بچه های کوچک، هنگامی که به تب مبتلا می شدند ، به کار می رفت .

خرداد : مروارید

    مروارید سنگ اختصاصی متولدین خرداد است. به مروارید « داروی جادویی » نیز گفته می شود زیرا مروارید ضد اضطراب عمل می کند.

ادامه بدم یا نه؟

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در سه شنبه ششم بهمن 1383 ساعت 2:41 | لینک ثابت |
 

       نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی  نباتی  

     به راه عشق تو دادیم دین و دنیا را

     به صد ترانه گرفتیم جام مینا را

     گل مراد شمردیم خاک صحرا را

                                     صبا ، به لطف بگو آن غزال رعنا را

                                     که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

     به یاد روی تو نالم، همیشه، چون بلبل

     فتاده است به هر سو ز عشق من غلغل

     عجب به دور سمن حلقه بسته ای ، سنبل

                                    غرور حسن، اجازت مگر نداد، ای گل

                                     که  پرسشی  بکنی  عندلیب  شیدا  را

     ستم شعار نگارا، ز روی مهر وفا

     چه می شود که بیایی دمی به کلبه ی ما

     ندانم از چه جهت برده ای ز یاد مرا

                                    شکر فروش که عمرش دراز باد، چرا

                                    تفقدی  نکند  طوطی  شکر  خا  را؟

     دگر به  کین  من  خسته  دل  مبند  کمر

     که می خورم ز فراقت، مدام خون جگر

     چنان مکن که برآرم ز قلب خویش به در

                                     به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر

                                     به  بند و دام  نگیرند  مرغ  دانا  را

     نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی  نباتی 

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه پنجم بهمن 1383 ساعت 3:19 | لینک ثابت |
 

آیین نامه ی حقوق مصرف کنندگان در دنیای مجازی به تصویب رسید.


ای بابا ما بیش از ده ساله منتظریم تا قانون حمایت از مصرف کنندگان در محیط واقعی که در دستور کار مجلس و دولت قرار داره به تصویب برسه اونوقت ؟!




 

عدم تخصیص بودجه ICT وزارت آموزش و پرورش بخشی از این وزارت خانه را ابتر کرده است.


بله خدمت سروران عزیزم عارضم که برای سالتحصیلی 84-83 که چهار ماه از شروع آن گذشته و سه ماه از سال تحصیلی قبلی هنوز یک ریالی بابت سرانه ی دانش آموزی به مدارس داده نشده - دریافت کمک های مردمی هم که ، ای ی ی بگی نگی ترس و واهمه داره - و بعضی مدارس واقعاً درمضیقه می باشند؛ بهتر است که مسئولین بجای پرداختن به پروژه ی ICT به بدیهی ترین و ابتدایی ترین نیازهای آموزشگاه ها از قبیل پرداخت قبوض آب ، برق ، گاز و تلفن و... فکری بکنند ، ICT پیشکش.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در دوشنبه پنجم بهمن 1383 ساعت 1:59 | لینک ثابت |

 

    دیشب من ودل با هم  خلوت کرده بودیم ،

    در تنهایی و سکوت خویش با همدیگر شروع کردیم

    به نجوا و گفتگو، لرزش کلام و رقص نامورون الفاظ

    و کلمات درگفتارش نشان از رازی داشت که

     می خواست ازمن پنهان کند، ازنگاه

    غریبانه اش فهمیدم که می خواهد مرا ترک کند،

    آرام آرام بدون این که متوجه شود دستش را گرفتم و

     به صورت خود گذاشتم و شروع کردم به نجوا...

     چرا با نگاه پر رمز و راز خود از من می خواهی

     که تو را ترک کنم من می خواهم به چشمان پر فروغت

     نگاه کنم و طلوع بی غروبت را بنگرم

    من تحمل به دوش کشیدن دوری تورا ندارم یک دفعه

    برگشتم دیدم داره گریه می کنه ، آرام آرام هم کلام

    با یاس های معصوم باغچه اشک او را پاک کردم و

    آنوقت آسمان چشم های خودم خیس باران شد

                                         

   او خسرو تاجدار و من چاکر او  

   او باده ی خوشگوار و من ساغراو

   او را و مرا زهم جدا نتوان کرد     

   او روح من است و من چو جان در براو

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در یکشنبه چهارم بهمن 1383 ساعت 2:17 | لینک ثابت |
 

نباتی نباتی نباتی نباتی باتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی

گل دسته ی باغ زندگانی عشق است   

سرمایه ی عمر جاودانی عشق است      

عشق است غرض ز حاصل کون و مکان  

القصه نشان بی نشانی عشق است

نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی

این نقش و نگار صانع بی چون است

یا دفتر عشق لیلی و مجنون است

هر صفحه اش از باغ ارم زیباتر

هر نقطه اش از درج در مکنون است

نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی نباتی  

  

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در یکشنبه چهارم بهمن 1383 ساعت 1:32 | لینک ثابت |
 

       عید سعید قربان   

 بر همه ی مسلمانان

مخصوصاً بردوستان وبی

 مبارک باد

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در جمعه دوم بهمن 1383 ساعت 20:25 | لینک ثابت |
 

     بگذار تمام بی قراری هایم را به پایت بریزم

     بگذار تکریم کودکانه ام که پابه پای سالیان بلند سرگردانی ام با من بود

     ارزانی عطر دل آویز بودنت کنم.

     اگر تو بخواهی من می توانم در خواب بچگی ام تو را ببینم 

     پس گره از ابروانت باز کن و اینطور مرا در محبس نگاهت زندانی نکن.

     ببین هوای اردیبهشت زندگی ات را آرزومندم

     از چه این طور پاییزی شدی بیا باورکنیم که تا  

     زمستان راه زیادی است و

     ایمان بیاوریم که قافله ی عمر ظالمانه می تازد.

                                                     غریبه(نویسده رانمی شناسم)

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه یکم بهمن 1383 ساعت 13:54 | لینک ثابت |
 

   

         الان ساعت ۱۳:۲۵ است چشمامو خواب گرفته

                و خودمو به زور نگه داشته ام ولی چه کنم که

                    مسافری دارم و چشم انتظار آمدنش هستم، یا

                          باید بخوابم یا منتظر باشم ،شما بگید چکار کنم.

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه یکم بهمن 1383 ساعت 13:34 | لینک ثابت |
 

      در پاییزان هزار رنگ این زندگی                 

      به دنبال موهبتی هستم که بالاتر ازعشق،         

      زیباتر از وفا و روح انگیزترازبهارعمر باشد.   

      به تمامی کسانی که نمی شناسم ولی دوستشان     

      دارم واین حس بیاد ماندنی همیشه به من امید     

      زیستن می دهد.                                        

                                 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه یکم بهمن 1383 ساعت 6:16 | لینک ثابت |
 

     

     باز هم گلی به جمال صدا و سیمای خودمان که تمام هم وغم

    خویش را جمع کرده تا به عنوان یار دوازدهم تیم ملی فوتبال

    کشورمان را در راه صعود به جام جهانی ۲۰۰۶حمایت کند.

    - وای باز هم که نمی تونیم به جام جهانی بریم!

    -  برای چی؟

    -  آخه اگه فیفا و کنفدراسیون آسیا و زبونم لال

       این عربها بفهمند ما دوازده نفر بودیم اونوقت

       ما را محروم خواهند کرد!

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه یکم بهمن 1383 ساعت 1:30 | لینک ثابت |
 

  بی روی توام بهار خوش نیست

                                 بی عشق تو، دل فگار، خوش نیست

  بی چشم خمارت ای گل اندام

                                   اندر سرمن، خمار، خوش نیست

  در قتل منت چراست این جار؟

                                    در کشتن بنده جار خوش نیست

  تو غنچه گلی، رقیب چون خار

                                    گویند که گل به خار خوش نیست

  زلفت زده حلقه گرد رویت

                                    در باغ بهشت، مار خوش نیست

  قربان تو من، نقاب بردار

                                   خورشید به ابر تار خوش نیست

                                                          نباتی

 

نوشته شده توسط ابوالفضل امکانی در پنجشنبه یکم بهمن 1383 ساعت 1:15 | لینک ثابت |

 
business articles
free counters