![]()
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت باد
|
ماه شب چهارده به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار > < که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم
|
||
|
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت باد نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 توسط ابوالفضل امکانی
بی ترمز که میگن یعنی این ! توی بیمارستان پادگان عاشق پرستار بنده خدا شد. بهش گفتیم: " بابا جان نانت کم، آبت کم، عاشق شدنت چیه!؟" فرمانده گفت : " بذار دردهات خوب بشن، دختر قحطی که نیست !" اما فایده نداشت که نداشت. گفت: " بابا دست خودم نیست که، یا این یا اصلا زن نمی گیرم! " گفتم: " حالا بیا و درستش کن. " انگار واسه هم ساخته شده بودند. گفتم: " خدا اگه نجار نیست، خوب بلده در و پنجره را با هم جور کنه! " خیلی زود قرار خواستگاری گذاشته شد. قرار شد، بعد جنگ، غلامرضا کارمند بشه و پروانه هم ادامه تحصیل بده. اون ها با هم جور شدند، اما روزگار با اون ها جور نشد! غلامرضا رفت عملیات و دیگه بر نگشت. پروانه اما مثل پروانه ای بال بال می کرد، می سوخت. حرفش فقط این بود: " این قدر منتظر می مانم تا یا خودش بیاد یا خبرش ". یک شب پروانه خواب دید، غلامرضا توی یک باغ سرسبز واسه خودش قدم می زنه. روز بعدش بود که خبر شهادت غلامرضا را آوردند... پروانه دیگه پرش شکسته بود. می گفت: " وقتی شمعی نیست، پروانه به چه دردی می خوره!؟ " زیاد طول نکشید که پروانه هم تو بمباران هوایی شهید شد، پرید و رفت پیش غلامرضا. نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط ابوالفضل امکانی
اي همراه مـــــــــن تنــــــها با تو تا اوج عشـــــــق هـم پـــــــــــــروازم با قلب تودلدارمن هم آوازم توهمپـــــــــاي من، تنـــها با من هـــــــــــــــــــم آوایـــــــــــــــــــــــي با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــایــي تکيـــــــــــــــــــه گاهي ، همصــــــــــدایــي ما فرياد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب دلـــگرمي عاشــــــــــقاي بيصــــــــــــدایيــــــــــم ما، دل ميبازيم دريا دريا ،تابيکران،عاشقاي بي پروایيم تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، اي مهـــــــــــــــــــــربان چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب تا بيـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان ميسـوزم اي آرام جـــان بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب ما؛ فريــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمي عاشقــــــــــــاي بيصــــــــــــــــــــدایيم ما؛ دل ميبازيم دريا دريا تا بيکران عاشقـــــــاي بي پــــروایيـــــــــم اي تورؤيـاي شبهاي مـــــــن عشق و ببين تو چشماي من دستات و تو دســت من بگذاردرلحظه هاي ديـدار نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط ابوالفضل امکانی
۸۸/۸/۸ روزی که هرگز تکرار نخواهد شد میلاد ولی نعمتمان حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) بر همه مبارک
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط ابوالفضل امکانی
عدالت !؟
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم آبان 1388 توسط ابوالفضل امکانی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 توسط ابوالفضل امکانی
امام جعفر صادق (ع)
عاقل ترین مردم خوش اخلاق ترین آن هاست سال روز شهادت ششمین پیشوای دانش و دین حضرت امام جعفر صادق (ع) بر اهل یقین تسلیت باد نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 توسط ابوالفضل امکانی
حضرت امير المومنين علی (ع ) فرزند ابوطالب شيخ بنی هاشم عموی پيغمبر اکرم (ص) بود که پيغمبر اکرم او را سرپرستي نموده و در خانه خود جاي داده و بزرگ كرده بود و پس از بعثت نيز تا زنده بود ازآن حضرت حمايت كرد و شر كفار عرب و خاصه قريش را از وي دفع نمود . ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط ابوالفضل امکانی
اين روزها شوراي اسلامي شهر، كميته راهبردي شوراي شهرمشهد به جاي پرداختن به معظلات شهري درگير مسئله ي جدايي طرقبه و شانديز از مشهد مي باشند و مدام به امر جدايي اعتراض دارند . حال چه دليلي دارد كه شوراي شهر اين چنين معترض است و درخواست مي كند كه طرقبه و شانديز هر كدام يك منطقه از مناطق شهرداري مشهد بحساب بيايند و شهرداري مشهد براي آنان خدمات رساني كند، واقعا بايد به اين تفكر خدمتگزارانه بايد تبريك گفت. اما سوال اين است كه: 1. چرا در ساير حريم هاي شهر مشهد اين تفكر وجود ندارد و از ارائه خدمات به ساكنين حاشيه اي شهر خودداري مي كنند و براي شهرهاي طرقبه و شانديز دايه ي مهربان تر از مادر شده اند؟ 2. آيا موقعيت بالاي اقتصادي و درآمد سرشار اين مناطق باعث اين كار نشده كه شهرداري مشهد كيلومترها جاده ي خارج از شهر را طي كرده و در شانديز به امر مقدس خدمت رساني بپردازد؟ 3. آيا شهروندان مشهدي شايسته خدمتگزاري نيستند يا ارائه خدمات به مشهدي ها آنقدر اضافه شده كه مي خواهند سرريز آن را به شهرهاي تابعه بدهند؟ 4. آيا ساكنين مناطق حاشيه ايي شهر مشهد شايسته خدمتگزاري نيستند كه اين هارا شهروندان درجه چندم بحساب بيارند و از ارائه ي هرگونه خدمات شهري بي بهره سازند؟ شما را بخدا بياييد با هم ديگه صادق باشيم، آيا موقعيت خاص توريستي ، ييلاقي، درآمد سرشار و جرينگ جرينگ سكه هاي ريخته شده در اراضي طرقبه و شانديز وسوسه گر مسئولين براي خدمات رساني به اين شهرها نمي باشد؟ اگر شوراي سلامي شهر مشهد طالب خدمتگزاري به شهروندان بوده وبراي ارائه خدمات اين چنين گوي سبقت را از همه گرفته اند، لطفا سري به مناطق سيدي، كوي بهارستان، شهرك شهيد رجايي، شهرك شهيد باهنر، مهرآباد، كوي آقا مصطفي خميني، تلگرد، گلشهر، پنجتن، التيمور، بلوار دوم و سوم طبرسي، عباس آباد، دروي، سيس آباد ، خواجه ربيع، جاده قديم فردوسي و ... بزنند و مشاهده بفرمايند كه شهروندان اصيلي كه براي حضور اعضاي شورا اسلامي شهر در مسند، به آنان راي داده اند و قانونا، عرفا و شرعا مستحق دريافت خدمات شهري هستند به چه شكلي زندگي مي كنند؟ نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط ابوالفضل امکانی
مصرف ميوه يا آب ميوه تازه هنگام سحر از تشنگي در طول روز جلوگيري مي كند. همچنين براي جبران كمبود ميزان آب و املاح بدن در ماه رمضان، مي توان از مقداري سوپ يا آش هنگام افطار استفاده كرد. نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط ابوالفضل امکانی
|
||